السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام
 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام

به وبلاگ امام حسین علیه السلام خوش آمدید اللهم صل علی محمد و آل محمد

ماه مبارک رمضان
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱  

پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

در ماه مبارک رمضان، زیاد قرآن بخوانید

ماه مبارک رمضان را خدمت همه مسلمانان عالم تبریک و تهنیت عرض مینمایم

نرم افزار مهمان خدا با فرمت جاوا برای موبایل که شامل :

- احکام روزه
- ادعیه های ماه رمضان
- مشاوره تندرستی
- مشاوره تغذیه

و... اوقات شرعی می باشد

جدول اوقات شرعی ماه مبارک رمضان سال 1426 هجری قمری شهر تهران

سلام بر ماه مبارک رمضان(فیلم)

ویژه ماه مبارک (دعا ها و اعمال )


کلمات کلیدی: ماه مبارک رمضان
نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٤  

نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند

سیدحسن آیت درروزی که می‌خواست مدارک مهمی درباره موسوی افشاکند ترورشد

روزنامه وطن امروز در گفت وگو با ابراهیم اسرافیلیان نماینده دوره اول مجلس با اشاره به اینکه نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند، تاکید کرد: آیت در روزی که می‌خواست مدارک مهمی درباره موسوی افشا کند، ترور شد و اسناد او درباره موسوی بعدها در وزارتخارجه (وزارتخانه موسوی) سر درآورد.

به گزارش ایرنا، مشروح این مصاحبه در ذیل آمده است:

**رابطه شما با شهید دکتر سید حسن آیت چگونه شکل گرفت و از چه زمانی در کنار هم بودید؟

*من از سال ‪ ۱۳۴۱‬که امام راحل علیه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بیانیه صادر فرمودند، فعالیت‌های خود را علیه رژیم شاه شروع کردم، یعنی در ابتدا از پخش اعلامیه آغاز کردم تا اینکه وارد یک گروه به اصطلاح زیرزمینی شدم. آن گروه را مرحوم شهید آیت تشکیل داده بود و افرادی چون شهید محمد منتظری در آن حضور داشتند.

شهید آ یت بعد از آنکه حزب زحمتکشان را ترک کرد این گروه را تشکیل داد؟ بله، آیت بسیار به آیت الله کاشانی علاقه داشت و اصلا حضورش در حزب زحمتکشان به واسطه همین علاقه بود. او بعد از ارتحال آقای کاشانی به خاطر اینکه بقایی با مصدق تعارض داشت به سمت حزب او تمایل پیدا کرد.


**چگونه آیت از بقایی جدا شد؟

*سال ‪ ۱۳۴۷‬بقایی از آیت دعوت کرده بود به یک مراسم یا بهتر بگویم جلسه ای که قرار بود از طرف حزب در کوهرنگ تشکیل شود برود و وقتی در آن جلسه، شهید آیت با صداقت از جنگ و مبارزه مسلحانه دفاع کرد، بقایی او را از حزب زحمتکشان اخراج کرد. آیت در همان سال ‪ ۴۷‬گروه زیرزمینی خودش را تشکیل داده بود و می‌گفت ما دو راه داریم؟ یا باید بمیریم یا اینکه دست به اسلحه ببریم که خودش راه دوم را انتخاب کرد.

شهید آیت از لحاظ شخصیتی چگونه آدمی بود؟
او از سنین طفولیت یعنی از سن دبستان به دنبال مسائل سیاسی بود، روزنامه ها و منابع سیاسی را مطالعه می‌کرد و اطلاعات وسیعی داشت به صورتی که بدون اغراق یک دایره المعارف کامل سیاسی بود، روی این اصل افراد را بخوبی می شناخت چون در مطالعات خود هر نکته و سندی که می‌دید نگه می‌داشت و آرشیو می کرد. ابتدا که روزنامه‌ها را می‌خواند نکات مهمش را درمی آورد و در حفره‌هایی در دیوار خانه‌اش جاسازی می‌کرد، بعدها هم صندوقچه‌ای فلزی تهیه کرده بود که این اسناد و مطالب را در آن می‌گذاشت.

مثلا او از بنی صدر شناخت زیادی داشت به طوری که هنگام اقامت امام در فرانسه مرتب از طریق تلفن با شهید محمد منتظری تماس می‌گرفت و راجع به بنی صدر هشدار می‌داد و می‌گفت، او را از بیت دور کنند و از سوابق بنی صدر و اطرافیانش به شهید منتظری می‌گفت. وقتی هم انقلاب شد و بنی صدر برای ریاست جمهوری نامزد شد، مرحوم شهید آیت بشدت مخالفت کرد. یادم هست یک شب فردی به نام -مرتضی مهذب> آمد منزل من و یکسری اسناد به همراه خودش آورده بود، می‌گفت، توامان حساب دار ارتش و دارایی است. آن زمان برق به صورت نوبتی قطع می‌شد برای همین برق محله‌ها قطع بود که این فرد از تاریکی استفاده کرده و خودش را به خانه ما رسانده بود.


**اسناد مربوط به چه چیزی بود؟

*اسناد مربوط به کمک‌های مالی بنی صدر به احزاب کومله، مجاهدین خلق و دموکرات بود که از بودجه ارتش پرداخت شده بود. من از همه مدارک کپی گرفتم ، حدود ‪ ۴۵‬سند بود که یکسری کپی کامل از آن را به شهید بهشتی و یکسری را به شهید آیت و یکسری را به آقای رفسنجانی دادم. آیت برخی از اسناد را علنی کرد برای همین بنی صدر با توطئه‌هایی که در روزنامه تحت امر خود یعنی -انقلاب اسلامی> علیه آیت طرح ریزی کرد قصد ترور شخصیت او را داشت.

در جایی گفته‌اید یک سری کامل از کپی اسناد را به حضرت آیت الله خامنه ای داده اید؟
اگر اشتباه نکنم دادم چون تنها کسی که درباره عدم کفایت بنی صدر از این اسناد استفاده کرد، حضرت آیت الله خامنه‌ای بودند.

شهید آیت یا خودتان استفاده نکردید؟
آیت کم و بیش به آنها استناد می‌کرد اما من به عنوان مثال در جلسه‌ای که به منظور -وحدت حوزه و دانشگاه> در قم برگزار شد حضور پیدا کردم و آقایان طاهری خرم آبادی و مدنی هم سخنرانی کردند، از این مدارک استفاده کردم.

در آن جلسه هیچکس حاضر نشد در جلسه پرسش و پاسخ شرکت کند اما من به تمام سوالات پاسخ دادم و به آنچه دانشجویان و طلاب درباره بنی صدر می‌پرسیدند، با استناد به این مدارک، جواب می‌دادم.

توطئه بنی صدر علیه شهید آیت چه بود؟
همان نوار کذایی که به دروغ، تیتر یک روزنامه انقلاب اسلامی شد. در جایی از آیت سوال می‌شود و او پاسخ می‌دهد، بعد آنقدر سر و ته نوار را می‌زنند که طرف مستمع تصور می‌کند آیت طرح کودتا دارد؟ برای همین سر زبان ها انداختند-آیت کودتاچی>.

شهید آیت، انقلاب را چگونه پیش بینی می‌کرد و چه سرنوشتی را برای آن متصور می‌شد؟
آیت نگاه بازی داشت. او برای هر عملی، عکس العملی را پیش بینی می‌کرد.

مثلا عده‌ای از بچه‌های چپ، سازمان ملی دانشگاهیان را راه اندازی کردند که در بین دانشجویان رسوخ و آنها را جذب کنند، آنها تفکرات مصدق را دنبال می کردند؟ برای همین آیت، جامعه اسلامی دانشگاهیان را تاسیس کرد و به تفکرات آیت الله کاشانی پرداخت و در اساسنامه جامعه اسلامی، اصولی همچون برقراری نظام ولایت فقیه را قرار داده بود.


**در این تشکل چه افرادی عضو بودند؟

*دوستانمان بودند اما افرادی مثل پیمان و ملکی هم حضور داشتند اما به مرور زمان که متوجه شدند چه خبر است ناراحت شدند و رفتند. یادم هست روزی احسان نراقی با من تماس گرفت و گفت بیا وزارت علوم. به آنجا رفتم، از من پرسید شما چه کار می‌خواهید انجام دهید؟ من هم گفتم کاره‌ای نیستم و باید از امام خمینی بپرسید چه می‌خواهد که نراقی بسیار ناراحت شد.

گویا شهید آیت با وزارت میرحسین موسوی در امور خارجه مخالف بود.

بله! شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین طور شهید دیالمه. این ‪۲‬ نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت می‌گفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؟ حالا چطور می‌تواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان می‌کرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امورخارجه به مجلس معرفی شود و رای اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل می‌کند و می‌گوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه ‪۱۶‬ مرداد ‪ (۱۳۶۰‬باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقت‌ها را برای مردم روشن کنم.


**اسناد مربوط به چه نقاط تاریکی از موسوی بود؟

*این اسناد ارتباط موسوی با [...] را اثبات می‌کرد اما آیت زمانی که از در منزل خارج می‌شود در فاصله ‪ ۳۰‬تا ‪ ۴۰‬متری بنزی مشاهده می‌شود که راننده آن در حال پنچرگیری است، آیت سوار اتومبیل خودش می‌شود که از جانب افراد مخفی در آن بنز توسط مسلسل ترور می‌شود و نزدیک به ‪ ۶۵‬گلوله به بدنش اصابت می‌کند و هنوز جای گلوله‌ها روی در منزل او هست.


**اسناد چه شد؟

*خانم دکتر آیت می‌گوید، اسناد را شهید آیت پشت شیشه اتومبیل قرار داده بود اما آن ضاربان، آنها را دزدیدند. بعدا باجناق آیت دنبال پوشه می‌رود تا اینکه به وزارت امور خارجه می‌رسد، در آنجا فردی پیدا می‌شود و می گوید اسناد دست من است، همین جا باشید تا من آنها را بیاورم، باجناق شهید آیت چند ساعت صبر می‌کند اما از آن فرد خبری نمی‌شود تا اینکه معلوم می شود از در دیگر ساختمان فرار کرده است. پروفسور محمد مجری هم که استاد تاریخ و جغرافیا در دانشگاه سوربن پاریس بود و مدتی در ایران زندگی می کرد، می‌گفت یکسری اسناد دارد که از آیت و دیالمه گرفته است اما الآن هیچ خبری از پروفسور مجری ندارم و اصلا نمی‌دانم زنده است یا نه.


**آیت در گفت وگوهایش درباره شخص میرحسین چه مطالبی را عنوان می‌کرد؟
*آیت می‌گفت موسوی اعتقادی به ولایت فقیه ندارد و از نظر مذهبی هم نظر قاطعی ندارد.


**مناسبات میرحسین با پیمان چگونه بود؟

*بسیار با هم دمخور بودند برای همین است که موسوی تفسیر ‪ ۲‬آیه از قرآن را با نگاهی کاملا چپ می‌نویسد یعنی تحت القائات پیمان چنین کتابی را می نویسد.

پس چطور موسوی به حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد؟
جواب این سوال را از زبان شهید آیت برای تان نقل می‌کنم، آیت می‌گفت، موسوی خودش را درون نظام جا کرده تا از آن استفاده کند و بموقع جلوی آن می ایستد.


**یعنی عدم تمکین به قانون اساسی و ولایت فقیه در گذشته هم در موسوی وجود داشت؟

*چه عرض کنم؟! من تعجب می‌کنم از موسوی که چرا جلوی ولی فقیه می‌ایستد چون او هرچه داشت از ولایت فقیه بود البته نباید تعجب کرد؟ چرا که آیت پیش بینی کرده بود و فقط من تصور می‌کردم پیش بینی آیت اشتباه باشد. من یادم هست دوره اول ریاست جمهوری -آقا> در قانون اساسی اینگونه آمده بود که انتخاب نخست وزیر حق رئیس جمهور است ولی نه در دوره اول و نه در دوره دوم آقای خامنه ای، موسوی را معرفی نکردند. نمایندگان مجلس هم که سر دوراهی بودند، چون رفسنجانی می‌گفت، نظر امام، میرحسین است اما از طرفی وقتی با بیت امام تماس می‌گرفتیم، امام تکلیف را جور دیگری عنوان می‌کردند تا اینکه ‪ ۹۹‬نفر به موسوی رای ندادند اما چون آرا مخفی بود، دارودسته موسوی با حدس و گمان اسامی ‪ ۹۹‬نفر را روی کاغذ نوشتند و به عنوان افراد ضدولایت فقیه منتشر کردند که بعدا حضرت آیت الله خامنه‌ای تشریف آوردند مجلس و فرمودند نمایندگان مخالف ‪ ۹۹‬نفر نبودند بلکه یکصد نفر بودند چون صدمین نفر من هستم. یا در زمان تصدی پست نخست وزیری از سوی موسوی نمایندگان طرح سوال از وی را درباره ماجرای مک فارلین مطرح کردند که او به همراه لابی هایش در مجلس برای فرار از قضیه، برچسب ضدولایت فقیه به طراحان سوال زد.

او همه جا از حضرت امام و ولی فقیه مایه می‌گذاشت و به ظاهر، قانون را در برابر ولی فقیه، هیچ می‌دانست. در دور دوم ریاست جمهوری -آقا> هم شورایی تشکیل شد که به دروغ می‌گفتند، زیر نظر حضرت امام بوده و موسوی را بدون نظر حضرت آیت الله خامنه‌ای انتخاب کردند.

یادم هست زمانی آقای خامنه‌ای به عنوان رئیس جمهور تشریف بردند مشهد برای سخنرانی، در آن زمان محتشمی پور وزیر کشور بود. او دستور داد تا از سخنرانی آقا جلوگیری کنند چون می‌گفتند سخنران باید از وزارت کشور مجوز داشته باشد و آقای خامنه‌ای به عنوان رئیس جمهور از وزیر کشور مجوز دریافت نکرده بود(!!)  خلاصه! اوضاع به کام موسوی بود و در جایی که منافع داشت، خودش را به ولی

 

نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند...

بقیه در ادامه مطلب...

منابع :

روزنامه وطن امروز

کلوب

 


چرا هاشمی از احمدی‌نژاد شکایت نکرد؟!
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱  

چرا هاشمی از احمدی‌نژاد شکایت نکرد؟!

 

مرتضی حق گو: دقیقاً 70 شبانه روز از شبی که احمدی‌نژاد مقابل میرحسین موسوی در برنامه مناظره انتخاباتی قرار گرفت می‌گذرد. شبی که احمدی‌نژاد در برابر دیدگان 70 میلیون بیننده تلویزیونی با سوالی از چرایی و چگونگی فعالیت فرزندان هاشمی رفسنجانی، سوالات فراوانی را در اذهان افکار عمومی پدیدار کرد.
چند ساعتی از برگزاری این مناظره و سوال کلیدی احمدی‌نژاد از دارایی فرزندان هاشمی رفسنجانی نگذشته بود که فرزندان و خویشاوندان و طرفداران سیاسی و رسانه‌ای هاشمی وارد میدان شدند.
فرزندان هاشمی که از این سخنان احمدی‌نژاد بشدت عصبانی شده بودند با تدارک مصاحبه‌های پی‌در‌پی، احمدی‌نژاد را تهدید کردند که از او به دستگاه قضا شکایت خواهند کرد.
در آن سوی قضیه، اطرافیان و نزدیکان محمود احمدی‌نژاد نیز در مقابل ادعاها و طرح شکایت از وی، ساکت نشستند و اعلام کردند که از شکایت هاشمی و فرزندانش به دادگاه جهت شفاف شدن مسائل استقبال می‌کنند. مردمی هم که هر روز از جلوی دکه‌های روزنامه‌فروشی رد می‌شدند و سخنان دوطرف را می‌دیدند با اشتیاق این موضوع را پیگیری می‌کردند که سرانجام آن سخنان در مناظره زنده تلویزیونی و این طرح شکایت چه خواهد شد و از همدیگر این سوال را می‌پرسیدند که آیا واقعا این دادگاه با طرح شکایت خانواده هاشمی از احمدی‌نژاد، برگزار خواهد شد؟! دادگاهی که می‌توانست از مناظره هم جذاب‌تر و دیدنی‌تر باشد. اما هر روز که می‌گذشت از شدت و حدت سخنان خاندان هاشمی نسبت به ادعای احمدی‌نژاد کاسته می‌شد. مردمی که روزنامه‌ها را می‌خریدند، آن را از اول تا آخر با کنجکاوی خاصی زیر و رو می‌کردند تا شاید خبری از روز برگزاری دادگاه شکایت هاشمی از احمدی‌نژاد پیدا کنند اما خبری نبود که نبود! اتفاقات و حوادث پس از انتخابات و آشوب‌های خیابانی، غباری بود که روی برگزاری این «دادگاه تاریخی» سایه افکند و تا حدودی آن را به محاق فراموشی در رسانه‌ها و تریبون‌ها برد. افکار عمومی از خود می‌پرسیدند، آیا بخشی از این اتفاقات و آشوب‌ها برای به «فراموشی سپردن» همین «دادگاه تاریخی» تدارک دیده شده بود؟!
این بی‌خبری از سرانجام شکایت و تشکیل دادگاه هفته‌ها ادامه داشت تا خبر رسید، هاشمی رفسنجانی قرار است سکوت یک ماهه خود را بشکند و به نماز جمعه بیاید. هاشمی خطبه‌ها را آغاز کرد؛ پیشنهاد مناظره تلویزیونی برای شفاف شدن «تردیدهای انتخاباتی» داد، اعلام کرد همه(!) بازداشت شدگان را آزاد کنید و... اما از هر دری سخن گفت جز سرانجام شکایت خاندان خود از احمدی‌نژاد!
آیا این تریبون بهترین مکان برای «شفاف‌سازی» ابهامات مطرح شده از سوی احمدی‌نژاد نسبت به مسائل مالی وابستگان هاشمی نبود، آیا هاشمی نمی‌توانست پیشنهادهایی هم برای رفع این «تردید‌ها» به مردم و نخبگان کشور ارائه دهد؟ آیا هاشمی نمی‌توانست با طرح مجدد شکایت خود از احمدی‌نژاد از دستگاه قضا بخواهد هرچه زودتر و در یک دادگاه علنی و به طور زنده همانند مناظره‌های تلویزیونی، 70 میلیون ایرانی ببینند کدام طرف برای ادعای خود «سند» در دست دارد؟ آیا خانواده‌ هاشمی اصولاً شکایتی رسمی و کتبی از احمدی‌نژاد نزد دستگاه قضا انجام داده‌اند؟ و ...
آیا جز با برگزاری دادگاهی علنی و زنده که افکار عمومی بدون واسطه جزئیات مسائل را بشنوند و ببینند، «تردیدهایشان» نسبت به «مسائل مطرح شده در آن مناظره» برطرف می‌شود.
اگر خانواده هاشمی مدعی‌اند از سوی احمدی‌نژاد مورد «تهمت و اتهام» قرار گرفته‌اند، چرا هیچ اقدام «حقوقی و قضایی» برای رفع این «اتهام» نمی‌کنند؟ آیا تاخیر در برگزاری این «دادگاه» تردیدهای جدیدی ایجاد نمی‌کند؟ و ... این روزها که غبار فتنه فروکش کرده است مردم باز از خود می‌پرسند واقعا «چرا هاشمی از احمدی‌نژاد شکایت نمی‌کند؟!»

به نقل از روزنامه وطن امروز


او خواهد آمد
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۱  

خستگان عشق راایام درمان خواهد آمد  

 غم مخور آخرطبیب دردمندان خواهدآمد 

گل نرگس فدای رنگ و بویت

.

نسیبم کی شود دیدار رویت

 ای سحر خیز مدینه

              چه انتظار عجیبی...

                   تو بین منتظران هم.

                        عجیب تر که چه آسان ندیدنت شده عادت

                             چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی 

                                 فقط نشسته و گفتیم : خدا کند که بیایی... 

    

        دورم ز تو خسته خوبان  چه نویسم   من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم

http://i31.tinypic.com/k2b59t.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gif http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gif http://i28.tinypic.com/aw6xeg.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gifhttp://i31.tinypic.com/sq4coz.gifhttp://i31.tinypic.com/k2b59t.gif

ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد   با این دل گریان به عزیزم چه نویسم 

 

 

 

 

یا بقیه الله

 

 

 

  

وبلاگ

بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است (امام موسی کاظم (ع))

عید همتون مبارک

یاعلی

التماس دعا


کلمات کلیدی: او خواهد آمد
مناجات زیبای شعبانیه
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٥  

سلام دوستان من : متن فارسی مناجات شعبانیه را که امام خمینی (ره) هم خیلی  به خواندن آن سفارش میکردند را یک بار بخوانید و ببینید چقدر به انسان معرفت میدهد ، واقعا زیبا و آرام بخش است . خدایا همیشه شیرینی دعا را به ما بچشان، آمین

اعمال شعبان المعظم

دانلود فایل صوتی مناجات شعبانیه.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُکَ وَ ْسمَعْ

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنو دعایم را هنگامى که تو را خوانم و بشنو

 نِدائى اِذا نادَیْتُکَ وَ اَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیکَ

صدایم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من کن هرگاه با تو راز گویم زیرا من به سوى تو گریختم و پیش رویت ایستادم

مُسْتَکیناً لَکَ مُتَضرِّعاً اِلَیْکَ راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابى

در حال بیچارگى و فروتنى به درگاهت و امیدوارم ثوابم را که در پیش تو است

وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَ لا یَخْفى عَلَیْکَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ

و تو آنچه را من در دل دارم مى دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى و سرانجام کار و سرمنزل من بر تو روشن است

وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّه ُبِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى

و نیز آنچه را مى خواهم از گفتارم بدان لب گشایم و آن طلبى را که مى خواهم به زبان آرم و امید آنرا براى سرانجام کارم دارم

وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُکَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَکُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى

اى آقاى من مقدّرات تو بر من جارى گشته در آنچه از من تا آخر عمر سر زند

مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى وَ بِیَدِکَ لابِیَدِ غَیْرکَِ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى

چه از کارهاى پنهانم و چه آشکارم و بدست تو است نه به دست دیگرى کم و زیاد شدن و سود و زیان من

 اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَن ْذَا الَّذى یَرْزُقُنى وَ اِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَنْصُرُنى

خدایا اگر توام محروم کنى پس کیست که روزیم دهد و اگر تو خوارم کنى پس کیست که یاریم دهد

اِلهى اَعُوذُبِکَ مِنَ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ

خدایا پناه برم به تو از خشمت و فرو ریختن عذابت

اِلهى اِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِل ٍلِرَحْمَتِکَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِکَ

خدایا اگر من شایستگى رحمت تو را ندارم ولى تو شایسته آنى که از زیاده بخششت به من احسان کنى 

اِلهى کَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَکُّلى عَلَیْکَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِکَ

خدایا خود را چنان مى نگرم که گویا در برابرت ایستاده و آن توکل نیکویى که بر تو دارم بر سر من سایه افکنده و تو نیز آنچه را شایسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده اى

اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْک َبِذلِکَ

خدایا اگر بگذرى پس کیست که از تو بدین کار سزاوارتر باشد

و َاِنْ کانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَ لَمْ یُدْنِنى مِنْکَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَیْکَ وَسیلَتى

و اگر مرگم نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نکرده من به ناچار قرار مى دهم اقرار به گناه را وسیله خویش به درگاهت

اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها

خدایا من بر خویشتن ستم کردم در آن توجهى که بدان کردم پس واى بر او اگر نیامرزیش

اِلهى لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنّى فى مَماتى

خدایا پیوسته در دوران زندگى نیکى تو بر من مى رسد پس نیکیت را در هنگام مرگ نیز از من مگیر

اِلهى کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْن ِنَظَرِکَ لى بَعْدَ مَماتى وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَمیلَ فى حَیوتى

خدایا من چگونه مأیوس شوم از اینکه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم در صورتى که در دوران زندگیم جز به نیکى سرپرستیم نکردى

اِلهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِکَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ

خدایا سرپرستى کن کار مرا چنانچه تو شایسته آنى و توجه کن بر من به فضل خویش که همچون گنهکارى هستم که نادانیش سراپا او را فرا گرفته

اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْکَ فى الاُْخْرى

خدایا براستى تو گناهانى را در دنیا بر من پوشاندى که من به پوشاندن آنها در آخرت محتاج ترم

اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ

با اینکه آشکارش نکردى براى هیچیک از بندگان شایسته ات

فَلا تَفْضَحْنى یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ

اى خدا پس در روز قیامت در برابر دیدگان مردم مرا رسوا مکن

اِلهى جُودُکَ بَسَطَ اََمَلى وَ عَفْوُکَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى

خدایا جود و بخششت آرزویم را گستاخ کرده و گذشت تو برتر است از عمل من

اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِکَ یَوْمَ تَقْضى فیهِ بَیْنَ عِبادِکَ

خدایا مرا در آن روزى که میان بندگانت داورى کنى به دیدارت مسرور ساز

اِلهى اعْتِذارى اِلَیْکَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى یا اَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ  اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ

خدایا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى کسى است که بى نیاز نشده از پذیرفتن عذرش پس عذر مرا بپذیر، اى بزرگوارترین کسى که گنهکاران به درگاهش معذرت خواهى کنند

اِلهى لاتَرُدَّ حاجَتى وَ لاتُخَیِّبْ طَمَعى وَ لاتَقْطَعْ مِنْکَ رَجاَّئى وَ اَمَلى

خدایا حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدى مکشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما

اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى

خدایا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائیم نمى کردى و اگر رسوائیم را مى خواستى تندرستیم نمى دادى

اِلهى ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْکَ

خدایا گمان ندارم که مرا بازگردانى در مورد حاجتى که عمر خویش را در خواستن آن از تو سپرى کردم

اِلهى فَلَکَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً یَزیدُ وَ لا َبیدُ کَما تُحِبُّ و َتَرْضى

خدایا ستایش خاص توست ستایش ابدى جاویدان همیشگى که فزون شود ولى کم نگردد بدان نحو  که دوست دارى و خوشنود شوى

اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ اِنْ اَخَذْتَنى ِذُنُوبى اَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ

خدایا اگر مرا به جنایتم مأخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهم بگیرى من هم تو را به آمرزشت بگیرم

وَ اِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّکَ

و اگر به دوزخم ببرى بدوزخیان اعلام مى کنم که من تو را دوست دارم

اِلهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِکَ عَمَلى فَقَدْ کَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِکَ اَمَلى

خدایا اگر عمل من در جنب اطاعت تو کوچک است ولى آرزویم در کنار امید تو بزرگ است

اِلهى کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْروماً وَ قَدْ کانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِکَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً

خدایا چگونه من از پیش تو محروم برگردم با اینکه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم که مرا مورد رحمت خویش قرار داده با  نجات بازم خواهى گرداند

اِلهى وَ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ اَبْلَیْتُ شَبابى فى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ

خدایا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى کردم و جوانیم را در مستى دورى از تو از بین بردم و از اینرو

اِلهى فَلَمْ اَسْتَیْقِظْ اَیّامَ اغْتِرارى بِکَ وَرُکُونى اِلى سَبیلِ سَخَطِکَ

خدایا بیدار نشدم در آن روزگارى که به کرم تو مغرور بودم و به راه خشم تو متمایل گشته بودم

اِلهى وَ اَنَا عَبْدُکَ و َابْنُ عَبْدِکَ قائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ اِلَیْکَ

خدایا من بنده تو و فرزند بنده توأم که در برابرت ایستاده و به وسیله کرم توبه درگاهت توسل جویم

اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ اُواجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائى مِنْ نَظَرِکَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ

خدایا من بنده اى هستم که مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با تو روبرو شدم از بى حیایى خودم در پیش روى تو خود را پاک سازم و از تو گذشت مى خواهم زیرا گذشت وصف شناساى کرم تو است

اِلهى لَمْ یَکُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ

خدایا من آن نیرویى که بتوانم بوسیله آن خود را از نافرمانیت منتقل سازم ندارم

اِلاّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِکَ وَ کَما اَرَدْتَ اَنْ اَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ

مگر در آن وقت که تو براى دوستیت بیدارم کنى و آن طور که خواهى باشم پس تو را سپاس گویم که مرا

بِاِدْخالى فى کَرَمِکَ وَ لِتَطْهیرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْکَ

در کرم خویش داخل کردى و دلم را از چرکیهاى بى خبرى و غفلت از خویش پاکیزه ساختى خدایا

 اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَکَ وَ اْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَاَطاعَکَ

خدایا به من بنگر نگریستن کسى که او را خوانده اى و او پاسخت داده و به یارى خویش به کارش واداشته اى و فرمانبریت کرده

یا قَریبَاً لا یَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَ یا جَواداً لایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ

اى نزدیکى که دور نگردى از آن کس که بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى که بخل نورزد از آنکس که امید نیکیش دارد

اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُه ُوَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ

خدایا دلى به من بده که اشتیاقش به تو موجب نزدیکیش به تو گردد و زبانى که صدق گفتارش به سوى تو بالا آید و نظر حقیقت بینى که همان حقیقتش او را به تو نزدیک گرداند

اِلهى إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ

خدایا کسى که بوسیله تو شناخته شد گمنام نیست و کسى که به تو پناهنده شد خوار نیست و کسى که تو بسویش رو کنى بنده دیگرى نخواهد بود

اِلهى اِنَّ مَنِ نْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنیرٌ وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِکَ یا اِلهى

خدایا براستی هر کس به تو راه جوید راهش روشن است و هر که به تو پناه جوید پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام

فَلا تُخَیِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِکَ و َلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِکَ

پس گمانى را که به رحمتت دارم نومید مکن و از مهر خویش منعم مکن

اِلهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلایَتِکَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ اِلهى

خدایا جاى مرا در میان دوستدارانت جاى آن دسته از ایشان قرار ده که امید افزایش دوستیت را دارند 

اِلهى و َاَلْهِمْنى وَلَهاً بِذِکْرِکَ اِلى ذِکْرِکَ وَ هِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِکَ

خدایا در دلم اندازه شیدایى و شیفتگى ذکر خود را پیاپى و همتم را در نشاط فیروز شدناسمائت  و محل قدست قرار ده

اِلهى بِکَ عَلَیْکَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِکَ و َالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِکَ

خدایا به حق خودت بر خودت سوگند که مرا به محل فرمانبرداریت جایگاه شایسته اى از مقام خوشنودیت برسانى 

فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَ لا اَمْلِکُ لَها نَفْعاً

زیرا که من قادر بر دفع چیزى از خود نیستم و مالک سودی هم برایش نیستم

اِلهى اَنَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ الْمُنیبُ

خدایا من بنده ناتوان گنهکار تو و مملوک زارى و توبه کننده به درگاهت هستم

فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ

پس مرا در زمره کسانى که روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده

اِلهى هَبْ لى کَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَیْکَ وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاَّءِ نَظَرِها

خدایا بریدن کاملى از خلق بسوى خود به من عنایت کن و دیده هاى دلمان را به نور توجهشان

اِلَیْکَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ

به سوى خود روشن گردان تا دیده هاى دل پرده هاى نور را پاره کند و به مخزن اصلى

الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ

بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد

اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَکَ جَهْراً

خدایا قرارم ده از کسانى که او را خواندى و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از این رو در پنهانى با او به رازگویى پرداختى ولى آشکارا برایت کار کرد

اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْیاسِ وَ لاَ انْقَطَعَ رَجاَّئى مِنْ جَمیلِ کَرَمِکَ

خدایا به خوش بینى من ناامیدى را مسلط مکن و امیدم را که به  کرم نیکویت دارم قطع مکن

اِلهى اِنْ کانَتِ الْخَطایا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَکُّلى عَلَیْکَ

خدایا اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته  پس بدان اعتماد خوبى که به تو دارم از من درگذر

اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْیَقینُ اِلى کَرَمِ عَطْفِکَ

خدایا اگر گناهانم بواسطه بزرگواریهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته ولى در عوض یقین به بزرگ توجه تو مرا هشیار کرده

الهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلاَّئِکَ

خدایا اگر بى خبرى از آماده شدن براى دیدارت مرا به خواب فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهایت مرا بیدار کرده

اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظیْمُ عِقابِکَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزیلُ ثَوابِکَ

خدایا اگر بزرگ کیفرت مرا به دوزخ مى خواند ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى کند

اِلهى فَلَکَ اَسْئَلُ وَ اِلَیْکَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ و َاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

خدایا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى کنم و بگریم و از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد

وَ اَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ یُدیمُ ذِکَرَکَ و َلا ویَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لایَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لایَسْتَخِفُّ بِاَمْرِکَ

و مرا از کسانى قرارم دهى که پیوسته به یاد توأند و  پیمانت را نمى شکنند و از شکر تو غافل نشوند و دستور تو را سبک نشمارند

اِلهى وَ اَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّکَ الاْبْهَجِ فَاَکُونَ لَکَ عارِفاً وَ عَنْ سِواکَ مُنْحَرِفاً

خدایا برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غیر تو روگردان باشم

وَ مِنْکَ خاَّئِفاً مُراقِباً یا ذَاالْجَلالِ و َالاِْکْرامِ و َصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ

و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود خدا بر محمد

رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً.

پیامبرش و بر آل پاکش باد و سلام بسیار بر ایشان باد.


اعیاد بزرگ شعبانیه مبارک باد
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳  

یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس  

 دنیای بی حسین، برایم جهنم است

سالروز ولادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام را خدمت همه بزرگواران تبریک و تهنیت عرض مینمایم

مولودی قمر بنی هاشم

 


میلاد حضرت ابا عبدالله علیه السلام
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳  

وبلاگ

ابن عباس از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند:

وقتی حسین بن علی علیه السلام به‌دنیا آمد، خداوند به
جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و ولادت حسین علیه السلام را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

منابع: بحار الانوار، ج 43، ص 248، حدیث 24- اکمال الدین.

امام حسین علیه السلام تازه به دنیا آمده بود که فاطمه سلام الله علیها گریان نزد پدرش، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به مسجد رفت و گفت: «ای پدر! حسین را در گهواره گذاشتم و سرگرم آسیاب گندم بودم که ناگهان دیدم حسین در گهواره نیست.»

پس از این خبر،
جبرئیل امین فرود آمد و گفت: «یا رسول الله! سلام مرا به فاطمه برسان و به او بگو چشمت روشن باد! آسیبی به حسین علیه السلام نرسیده و او از مقربین است.»

پیامبر فرمود: «حسین کجاست؟»

جبرئیل گفت: « هنگامی که جماعتی از ملائکه همراه من برای تبریک ولادت حسین علیه السلام فرود آمدند و به آسمان باز گشتند، بر سایر ملائکه افتخار کردند که حسین را زیارت کرده‌اند. سایر ملائکه به پروردگار عرض کردند که به ما نیز اجازه‌ی زیارت حسین را عنایت کن.

پس خداوند متعال به من امر فرمود که حسین علیه السلام را به آسمان‌ها ببرم تا سایر ملائکه او را زیارت کنند. الان هم او را باز گردانده‌ام و او در گهواره است.

از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است: آن هنگام که پدرم آدم مشاهده کرد که نام من و علی و دخترم فاطمه و حسن و حسین و فرزندانشان با نور بر ساق عرش نوشته شده است، گفت: الهی و سیدی، آیا چیزی آفریده ای که نزد تو گرامی تر از من باشد؟ خداوند پاسخ داد: ای آدم، اگر این اسمها نبود نه آسمان بر افراشته ای و نه زمین گسترده ای و نه فرشته مقربی و نه پیامبر مرسلی را می آفریدم و نه تو را خلق می کردم.

در روایت دیگر آمده است: که اینها از ذریه تو هستند و بهتر از تو و همه مخلوقات هستند. اگر اینها نبودند نه تو را
خلق می کردم و نه بهشت و آتش و آسمان و زمین را.

در روایتی نیز آمده است: اگر اینها نبودند نه تو را خلق می کردم نه بهشت و نه جهنم را و نه عرش را و نه کرسی را و نه آسمان را و نه زمین را و نه ملائکه را و نه جن را و نه انس را.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:« خداوند آدم را آفرید، از روح خود در وی دمید و فرشتگان بر او سجده کردند. آن‌گاه او را در بهشت جای داد و حوا را به همسری‌اش در آورد. در این هنگام آدم نگاهی به سوی عرش کرد و پنج سطر نوشته دید. گفت:« پروردگارا، اینان کیستند؟»
خداوند عزوجل فرمود:« اینها کسانی هستند که اگر مخلوقات من آنان را شفیع قرار دهند. شفاعتشان را می پذیرم.»
آدم گفت:« پروردگارا، تو را به منزلتی که نزد تو دارند سوگند می‌دهم بگو اسم آنان چیست؟»
خداوند فرمود:« من محمود هستم و این محمد. من عالی هستم و این علی، من فاطر هستم و این فاطمه، من محسن هستم و این حسن، و من ذو الاحسان هستم و این حسین.»

منابع:

  • بحار الانوار، ج 27، ص 4، حدیث 7 - معانی الاخبار، ص 21 و علل الشرایع، ص 56.
  • بحار الانوار، ج 27، ص 5، حدیث 10.
  • بحار الانوار، ج 35، ص 23، حدیث 15- روضه ص 17 و 18.
  • بحار الانوار، ج 26، ص 273، حدیث 15- عیون الاخبار، ص 17.

تولد امام حسین (ع)

به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانه‏ى وحى و ولایت،چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید،به خانه‏ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه‏یى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3) .

به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش،امین وحى الهى،جبرئیل،فرود آمد و گفت:

سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا،این نوزاد را به نام‏پسر کوچک هارون‏«شبیر» (4) که به عربى‏«حسین‏»خوانده مى‏شود،نام بگذار. (5) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستى.

و به این ترتیب نام پر عظمت‏«حسین‏»از جانب پروردگار،براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.

به روز هفتم ولادتش،فاطمه‏ى زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)

حسین و پیامبر (ص)

از ولادت حسین بن على (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص) در باره‏ى حسین (ع) ابراز مى‏داشت،به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى مى‏گوید:دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مى‏بوسید و مى‏فرمود:

تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى،تو حجت‏خدا و پسر حجت‏خدا و پدر حجت‏هاى خدایى که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) مى‏باشد. (8)

انس بن مالک روایت مى‏کند:

وقتى از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیت‏خود را بیشتر دوست مى‏دارى،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مى‏فشرد و آنان را مى‏بویید و مى‏بوسید. (10)

ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مى‏کند که:

رسول اکرم (ص) را دیدم که حسن و حسین (ع) را بر شانه‏هاى خویش نشانده بود و به سوى ما مى‏آمد،وقتى به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست‏بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. (11)

عالى‏ترین،صمیمى‏ترین و گویاترین رابطه‏ى معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را مى‏توان در این جمله‏ى رسول گرامى اسلام (ص) خواند که فرمود:

حسین از من و من از حسینم. (12)

پى‏نوشتها:

1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است،ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الورى طبرسى ص 213

2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصارى باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167

3- امالى شیخ طوسى ج 1 ص 377

4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبرى همان معنى را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد- لسان العرب ج 6 ص 60

5- معانى الاخبار ص 57

6- در منابع اسلامى در باره‏ى عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد.

7- کافى ج 6 ص 33.

8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152.

9- سنن ترمذى ج 5 ص 323.

10- ذخائر العقبى ص 122.

11- الاصابه ج 11 ص 330.

12- سنن ترمذى ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتى که در کتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد.

منابع :

www.rasoolnoor.com

www.daneshnameh.roshd.ir

وبلاگ