| ماه مبارک رمضان |
| ساعت ٩:٥٧ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱ |
|
پیامبر عظیم الشان اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : در ماه مبارک رمضان، زیاد قرآن بخوانید ماه مبارک رمضان را خدمت همه مسلمانان عالم تبریک و تهنیت عرض مینمایم نرم افزار مهمان خدا با فرمت جاوا برای موبایل که شامل : - احکام روزه و... اوقات شرعی می باشد جدول اوقات شرعی ماه مبارک رمضان سال 1426 هجری قمری شهر تهران
ویژه ماه مبارک (دعا ها و اعمال )
کلمات کلیدی: ماه مبارک رمضان
|
|
| نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند |
| ساعت ۱٠:٤٢ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٤ |
|
نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند سیدحسن آیت درروزی که میخواست مدارک مهمی درباره موسوی افشاکند ترورشد
روزنامه وطن امروز در گفت وگو با ابراهیم اسرافیلیان نماینده دوره اول مجلس با اشاره به اینکه نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند، تاکید کرد: آیت در روزی که میخواست مدارک مهمی درباره موسوی افشا کند، ترور شد و اسناد او درباره موسوی بعدها در وزارتخارجه (وزارتخانه موسوی) سر درآورد. به گزارش ایرنا، مشروح این مصاحبه در ذیل آمده است: شهید آ یت بعد از آنکه حزب زحمتکشان را ترک کرد این گروه را تشکیل داد؟ بله، آیت بسیار به آیت الله کاشانی علاقه داشت و اصلا حضورش در حزب زحمتکشان به واسطه همین علاقه بود. او بعد از ارتحال آقای کاشانی به خاطر اینکه بقایی با مصدق تعارض داشت به سمت حزب او تمایل پیدا کرد.
شهید آیت از لحاظ شخصیتی چگونه آدمی بود؟ مثلا او از بنی صدر شناخت زیادی داشت به طوری که هنگام اقامت امام در فرانسه مرتب از طریق تلفن با شهید محمد منتظری تماس میگرفت و راجع به بنی صدر هشدار میداد و میگفت، او را از بیت دور کنند و از سوابق بنی صدر و اطرافیانش به شهید منتظری میگفت. وقتی هم انقلاب شد و بنی صدر برای ریاست جمهوری نامزد شد، مرحوم شهید آیت بشدت مخالفت کرد. یادم هست یک شب فردی به نام -مرتضی مهذب> آمد منزل من و یکسری اسناد به همراه خودش آورده بود، میگفت، توامان حساب دار ارتش و دارایی است. آن زمان برق به صورت نوبتی قطع میشد برای همین برق محلهها قطع بود که این فرد از تاریکی استفاده کرده و خودش را به خانه ما رسانده بود.
در جایی گفتهاید یک سری کامل از کپی اسناد را به حضرت آیت الله خامنه ای داده اید؟ شهید آیت یا خودتان استفاده نکردید؟ در آن جلسه هیچکس حاضر نشد در جلسه پرسش و پاسخ شرکت کند اما من به تمام سوالات پاسخ دادم و به آنچه دانشجویان و طلاب درباره بنی صدر میپرسیدند، با استناد به این مدارک، جواب میدادم. توطئه بنی صدر علیه شهید آیت چه بود؟ شهید آیت، انقلاب را چگونه پیش بینی میکرد و چه سرنوشتی را برای آن متصور میشد؟ مثلا عدهای از بچههای چپ، سازمان ملی دانشگاهیان را راه اندازی کردند که در بین دانشجویان رسوخ و آنها را جذب کنند، آنها تفکرات مصدق را دنبال می کردند؟ برای همین آیت، جامعه اسلامی دانشگاهیان را تاسیس کرد و به تفکرات آیت الله کاشانی پرداخت و در اساسنامه جامعه اسلامی، اصولی همچون برقراری نظام ولایت فقیه را قرار داده بود.
گویا شهید آیت با وزارت میرحسین موسوی در امور خارجه مخالف بود. بله! شهید آیت بسیار با میرحسین مخالف بود، همین طور شهید دیالمه. این ۲ نفر تفکرات نزدیکی داشتند. شهید آیت میگفت، موسوی یک روز هم سابقه درست انقلابی و مبارزاتی ندارد؟ حالا چطور میتواند انقلاب ما را با حضور در وزارت خارجه، صادر کند؟! آیت اسناد و مدارکی داشت که چهره واقعی موسوی را نمایان میکرد. روزی که قرار بود موسوی به عنوان وزیر پیشنهادی امورخارجه به مجلس معرفی شود و رای اعتماد بگیرد، مرحوم شهید آیت سخت بیمار بود و چند روز غیبت داشت اما تمام اسناد خودش را جمع و جور کرده و در پوشه گذاشته بود تا به مجلس بیاید، همسرش نقل میکند و میگوید، من از آیت خواستم به مجلس نرود و استراحت کند اما او گفت، امروز(چهارشنبه ۱۶ مرداد (۱۳۶۰باید تکلیف جمهوری اسلامی مشخص شود و من باید بروم تا این اسناد و حقیقتها را برای مردم روشن کنم.
پس چطور موسوی به حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد؟
او همه جا از حضرت امام و ولی فقیه مایه میگذاشت و به ظاهر، قانون را در برابر ولی فقیه، هیچ میدانست. در دور دوم ریاست جمهوری -آقا> هم شورایی تشکیل شد که به دروغ میگفتند، زیر نظر حضرت امام بوده و موسوی را بدون نظر حضرت آیت الله خامنهای انتخاب کردند. یادم هست زمانی آقای خامنهای به عنوان رئیس جمهور تشریف بردند مشهد برای سخنرانی، در آن زمان محتشمی پور وزیر کشور بود. او دستور داد تا از سخنرانی آقا جلوگیری کنند چون میگفتند سخنران باید از وزارت کشور مجوز داشته باشد و آقای خامنهای به عنوان رئیس جمهور از وزیر کشور مجوز دریافت نکرده بود(!!) خلاصه! اوضاع به کام موسوی بود و در جایی که منافع داشت، خودش را به ولی
نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند... بقیه در ادامه مطلب... منابع :
کلمات کلیدی: نگذاشتند شهید آیت علیه میرحسین حرف بزند
|
|
| چرا هاشمی از احمدینژاد شکایت نکرد؟! |
| ساعت ٩:٢٦ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢۱ |
|
چرا هاشمی از احمدینژاد شکایت نکرد؟!
مرتضی حق گو: دقیقاً 70 شبانه روز از شبی که احمدینژاد مقابل میرحسین موسوی در برنامه مناظره انتخاباتی قرار گرفت میگذرد. شبی که احمدینژاد در برابر دیدگان 70 میلیون بیننده تلویزیونی با سوالی از چرایی و چگونگی فعالیت فرزندان هاشمی رفسنجانی، سوالات فراوانی را در اذهان افکار عمومی پدیدار کرد.
کلمات کلیدی: چرا هاشمی از احمدینژاد شکایت نکرد؟!
|
|
| او خواهد آمد |
| ساعت ۱٠:٤٢ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱۱ |
|
خستگان عشق راایام درمان خواهد آمد غم مخور آخرطبیب دردمندان خواهدآمد گل نرگس فدای رنگ و بویت
نسیبم کی شود دیدار رویت
چه انتظار عجیبی... تو بین منتظران هم. عجیب تر که چه آسان ندیدنت شده عادت چه بیخیال نشستیم ، نه کوششی نه وفایی فقط نشسته و گفتیم : خدا کند که بیایی...
دورم ز تو خسته خوبان چه نویسم من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم
ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد با این دل گریان به عزیزم چه نویسم
یا بقیه الله
بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند، انتظار فرج و گشایش است (امام موسی کاظم (ع)) عید همتون مبارک یاعلی التماس دعا
کلمات کلیدی: او خواهد آمد
|
|
| مناجات زیبای شعبانیه |
| ساعت ۱٠:٠٠ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٥ |
|
سلام دوستان من : متن فارسی مناجات شعبانیه را که امام خمینی (ره) هم خیلی به خواندن آن سفارش میکردند را یک بار بخوانید و ببینید چقدر به انسان معرفت میدهد ، واقعا زیبا و آرام بخش است . خدایا همیشه شیرینی دعا را به ما بچشان، آمین دانلود فایل صوتی مناجات شعبانیه. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و َآلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ دُعائى اِذا دَعَوْتُکَ وَ ْسمَعْ خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و بشنو دعایم را هنگامى که تو را خوانم و بشنو نِدائى اِذا نادَیْتُکَ وَ اَقْبِلْ عَلىَّ اِذا ناجَیْتُکَ فَقَدْ هَرَبْتُ اِلَیْکَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیکَ صدایم را هر گاه تو را صدا زنم و رو به من کن هرگاه با تو راز گویم زیرا من به سوى تو گریختم و پیش رویت ایستادم مُسْتَکیناً لَکَ مُتَضرِّعاً اِلَیْکَ راجِیاً لِما لَدَیْکَ ثَوابى در حال بیچارگى و فروتنى به درگاهت و امیدوارم ثوابم را که در پیش تو است وَ تَعْلَمُ ما فى نَفْسى وَ تَخْبُرُ حاجَتى وَ تَعْرِفُ ضَمیرى وَ لا یَخْفى عَلَیْکَ اَمْرُ مُنْقَلَبى وَ مَثْواىَ و تو آنچه را من در دل دارم مى دانى و حاجتم را آگاهى و از نهادم باخبرى و سرانجام کار و سرمنزل من بر تو روشن است وَ ما اُریدُ اَنْ اُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقى واَتَفَوَّه ُبِهِ مِنْ طَلِبَتى وَ اَرْجُوهُ لِعاقِبَتى و نیز آنچه را مى خواهم از گفتارم بدان لب گشایم و آن طلبى را که مى خواهم به زبان آرم و امید آنرا براى سرانجام کارم دارم وَ قَدْ جَرَتْ مَقادیرُکَ عَلَىَّ یا سَیِّدى فیما یَکُونُ مِنّى اِلى آخِرِ عُمْرى اى آقاى من مقدّرات تو بر من جارى گشته در آنچه از من تا آخر عمر سر زند مِنْ سَریرَتى وَ عَلانِیَتى وَ بِیَدِکَ لابِیَدِ غَیْرکَِ زِیادَتى وَ نَقْصى وَ نَفْعى وَ ضَرّى چه از کارهاى پنهانم و چه آشکارم و بدست تو است نه به دست دیگرى کم و زیاد شدن و سود و زیان من اِلهى اِنْحَرَمْتَنى فَمَن ْذَا الَّذى یَرْزُقُنى وَ اِنْ خَذَلْتَنى فَمَنْ ذَاالَّذى یَنْصُرُنى خدایا اگر توام محروم کنى پس کیست که روزیم دهد و اگر تو خوارم کنى پس کیست که یاریم دهد اِلهى اَعُوذُبِکَ مِنَ غَضَبِکَ وَ حُلُولِ سَخَطِکَ خدایا پناه برم به تو از خشمت و فرو ریختن عذابت اِلهى اِنْ کُنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِل ٍلِرَحْمَتِکَ فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سِعَتِکَ خدایا اگر من شایستگى رحمت تو را ندارم ولى تو شایسته آنى که از زیاده بخششت به من احسان کنى اِلهى کَاَنّى بِنَفْسى واقِفَةٌ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ قَدْ اَظَلَّها حُسْنُ تَوَکُّلى عَلَیْکَ فَقُلْتَ ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنى بِعَفْوِکَ خدایا خود را چنان مى نگرم که گویا در برابرت ایستاده و آن توکل نیکویى که بر تو دارم بر سر من سایه افکنده و تو نیز آنچه را شایسته آنى درباره من فرموده و مرا در سراپرده عفو خویش پوشانده اى اِلهى اِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ اَوْلى مِنْک َبِذلِکَ خدایا اگر بگذرى پس کیست که از تو بدین کار سزاوارتر باشد و َاِنْ کانَ قَدْ دَنا اَجَلى وَ لَمْ یُدْنِنى مِنْکَ عَمَلى فَقَدْ جَعَلْتُ الاِقْرارَ بِالذَّنْبِ اِلَیْکَ وَسیلَتى و اگر مرگم نزدیک شده و عملم مرا به تو نزدیک نکرده من به ناچار قرار مى دهم اقرار به گناه را وسیله خویش به درگاهت اِلهى قَدْ جُرْتُ عَلى نَفْسى فِى النَّظَرِ لَها فَلَهَا الْوَیْلُ اِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَها خدایا من بر خویشتن ستم کردم در آن توجهى که بدان کردم پس واى بر او اگر نیامرزیش اِلهى لَمْ یَزَلْ بِرُّکَ عَلَىَّ اَیّامَ حَیوتى فَلا تَقْطَعْ بِرَّکَ عَنّى فى مَماتى خدایا پیوسته در دوران زندگى نیکى تو بر من مى رسد پس نیکیت را در هنگام مرگ نیز از من مگیر اِلهى کَیْفَ آیَسُ مِنْ حُسْن ِنَظَرِکَ لى بَعْدَ مَماتى وَ اَنْتَ لَمْ تُوَلِّنى اِلاّ الْجَمیلَ فى حَیوتى خدایا من چگونه مأیوس شوم از اینکه پس از مرگ مورد حسن نظر تو واقع گردم در صورتى که در دوران زندگیم جز به نیکى سرپرستیم نکردى اِلهى تَوَلَّ مِنْ اَمْرى ما اَنْتَ اَهْلُهُ وَعُدْ عَلَىَّ بِفَضْلِکَ عَلى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ خدایا سرپرستى کن کار مرا چنانچه تو شایسته آنى و توجه کن بر من به فضل خویش که همچون گنهکارى هستم که نادانیش سراپا او را فرا گرفته اِلهى قَدْ سَتَرْتَ عَلَىَّ ذُنُوباً فِى الدُّنْیا وَ اَنَا اَحْوَجُ اِلى سَتْرِها عَلَىَّ مِنْکَ فى الاُْخْرى خدایا براستى تو گناهانى را در دنیا بر من پوشاندى که من به پوشاندن آنها در آخرت محتاج ترم اِذْ لَمْ تُظْهِرْها لاَِحَدٍ مِنْ عِبادِکَ الصّالِحینَ با اینکه آشکارش نکردى براى هیچیک از بندگان شایسته ات فَلا تَفْضَحْنى یَوْمَ الْقِیمَةِ عَلى رُؤُسِ الاْشْهادِ اى خدا پس در روز قیامت در برابر دیدگان مردم مرا رسوا مکن اِلهى جُودُکَ بَسَطَ اََمَلى وَ عَفْوُکَ اَفْضَلُ مِنْ عَمَلى خدایا جود و بخششت آرزویم را گستاخ کرده و گذشت تو برتر است از عمل من اِلهى فَسُرَّنى بِلِقاَّئِکَ یَوْمَ تَقْضى فیهِ بَیْنَ عِبادِکَ خدایا مرا در آن روزى که میان بندگانت داورى کنى به دیدارت مسرور ساز اِلهى اعْتِذارى اِلَیْکَ اِعْتِذارُ مَنْ لَمْ یَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ فَاقْبَلْ عُذْرى یا اَکْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْهِ الْمُسیئُونَ خدایا عذرخواهى من به درگاهت عذرخواهى کسى است که بى نیاز نشده از پذیرفتن عذرش پس عذر مرا بپذیر، اى بزرگوارترین کسى که گنهکاران به درگاهش معذرت خواهى کنند اِلهى لاتَرُدَّ حاجَتى وَ لاتُخَیِّبْ طَمَعى وَ لاتَقْطَعْ مِنْکَ رَجاَّئى وَ اَمَلى خدایا حاجتم را باز مگردان و طمعم را به نومیدى مکشان و امید و آرزویم را از درگاهت قطع مفرما اِلهى لَوْ اَرَدْتَ هَوانى لَمْ تَهْدِنى وَ لَوْ اَرَدْتَ فَضیحَتى لَمْ تُعافِنى خدایا اگر خوارى مرا خواسته بودى راهنمائیم نمى کردى و اگر رسوائیم را مى خواستى تندرستیم نمى دادى اِلهى ما اَظُنُّکَ تَرُدُّنى فى حاجَةٍ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى طَلَبِها مِنْکَ خدایا گمان ندارم که مرا بازگردانى در مورد حاجتى که عمر خویش را در خواستن آن از تو سپرى کردم اِلهى فَلَکَ الْحَمْدُ اَبَداً اَبَداً داَّئِماً سَرْمَداً یَزیدُ وَ لا َبیدُ کَما تُحِبُّ و َتَرْضى خدایا ستایش خاص توست ستایش ابدى جاویدان همیشگى که فزون شود ولى کم نگردد بدان نحو که دوست دارى و خوشنود شوى اِلهى اِنْ اَخَذْتَنى بِجُرْمى اَخَذْتُکَ بِعَفْوِکَ وَ اِنْ اَخَذْتَنى ِذُنُوبى اَخَذْتُکَ بِمَغْفِرَتِکَ خدایا اگر مرا به جنایتم مأخوذ دارى من هم تو را به عفوت بگیرم و اگر به گناهم بگیرى من هم تو را به آمرزشت بگیرم وَ اِنْ اَدْخَلْتَنىِ النّارَ اَعْلَمْتُ اَهْلَها اَنّى اُحِبُّکَ و اگر به دوزخم ببرى بدوزخیان اعلام مى کنم که من تو را دوست دارم اِلهى اِنْ کانَ صَغُرَ فى جَنْبِ طاعَتِکَ عَمَلى فَقَدْ کَبُرَ فى جَنْبِ رَجاَّئِکَ اَمَلى خدایا اگر عمل من در جنب اطاعت تو کوچک است ولى آرزویم در کنار امید تو بزرگ است اِلهى کَیْفَ اَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِکَ بِالْخَیْبَةِ مَحْروماً وَ قَدْ کانَ حُسْنُ ظَنّى بِجُودِکَ اَنْ تَقْلِبَنى بِالنَّجاةِ مَرْحُوماً خدایا چگونه من از پیش تو محروم برگردم با اینکه چنان حسن ظنى من به جود و بخششت داشتم که مرا مورد رحمت خویش قرار داده با نجات بازم خواهى گرداند اِلهى وَ قَدْ اَفْنَیْتُ عُمْرى فى شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَ وَ اَبْلَیْتُ شَبابى فى سَکْرَةِ التَّباعُدِ مِنْکَ خدایا من عمرم را در حرص غفلت از تو سپرى کردم و جوانیم را در مستى دورى از تو از بین بردم و از اینرو اِلهى فَلَمْ اَسْتَیْقِظْ اَیّامَ اغْتِرارى بِکَ وَرُکُونى اِلى سَبیلِ سَخَطِکَ خدایا بیدار نشدم در آن روزگارى که به کرم تو مغرور بودم و به راه خشم تو متمایل گشته بودم اِلهى وَ اَنَا عَبْدُکَ و َابْنُ عَبْدِکَ قائِمٌ بَیْنَ یَدَیْکَ مُتَوَسِّلٌ بِکَرَمِکَ اِلَیْکَ خدایا من بنده تو و فرزند بنده توأم که در برابرت ایستاده و به وسیله کرم توبه درگاهت توسل جویم اِلهى اَنَا عَبْدٌ اَتَنَصَّلُ اِلَیْکَ مِمَّا کُنْتُ اُواجِهُکَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْیائى مِنْ نَظَرِکَ وَ اَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْکَ اِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِکَرَمِکَ خدایا من بنده اى هستم که مى خواهم از آلودگى آنچه بدان با تو روبرو شدم از بى حیایى خودم در پیش روى تو خود را پاک سازم و از تو گذشت مى خواهم زیرا گذشت وصف شناساى کرم تو است اِلهى لَمْ یَکُنْ لى حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ خدایا من آن نیرویى که بتوانم بوسیله آن خود را از نافرمانیت منتقل سازم ندارم اِلاّ فى وَقْتٍ اَیْقَظْتَنى لِمَحَبَّتِکَ وَ کَما اَرَدْتَ اَنْ اَکُونَ کُنْتُ فَشَکَرْتُکَ مگر در آن وقت که تو براى دوستیت بیدارم کنى و آن طور که خواهى باشم پس تو را سپاس گویم که مرا بِاِدْخالى فى کَرَمِکَ وَ لِتَطْهیرِ قَلْبى مِنْ اَوْساخِ الْغَفْلَةِ عَنْکَ در کرم خویش داخل کردى و دلم را از چرکیهاى بى خبرى و غفلت از خویش پاکیزه ساختى خدایا اِلهى اُنْظُرْ اِلَىَّ نَظَرَ مَنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَکَ وَ اْستَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِکَ فَاَطاعَکَ خدایا به من بنگر نگریستن کسى که او را خوانده اى و او پاسخت داده و به یارى خویش به کارش واداشته اى و فرمانبریت کرده یا قَریبَاً لا یَبْعُدُ عَنِ المُغْتَرِّ بِهِ وَ یا جَواداً لایَبْخَلُ عَمَّنْ رَجا ثَوابَهُ اى نزدیکى که دور نگردى از آن کس که بدو مغرور گشته و اى بخشنده اى که بخل نورزد از آنکس که امید نیکیش دارد اِلهى هَبْ لى قَلْباً یُدْنیهِ مِنْکَ شَوْقُهُ وَ لِساناً یُرْفَعُ اِلَیْکَ صِدْقُه ُوَ نَظَراً یُقَرِّبُهُ مِنْکَ حَقُّهُ خدایا دلى به من بده که اشتیاقش به تو موجب نزدیکیش به تو گردد و زبانى که صدق گفتارش به سوى تو بالا آید و نظر حقیقت بینى که همان حقیقتش او را به تو نزدیک گرداند اِلهى إنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ اَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ خدایا کسى که بوسیله تو شناخته شد گمنام نیست و کسى که به تو پناهنده شد خوار نیست و کسى که تو بسویش رو کنى بنده دیگرى نخواهد بود اِلهى اِنَّ مَنِ نْتَهَجَ بِکَ لَمُسْتَنیرٌ وَ اِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ لَمُسْتَجیرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِکَ یا اِلهى خدایا براستی هر کس به تو راه جوید راهش روشن است و هر که به تو پناه جوید پناه دارد و من اى خدا به تو پناه آورده ام فَلا تُخَیِّبْ ظَنّى مِنْ رَحْمَتِکَ و َلا تَحْجُبْنى عَنْ رَاْفَتِکَ پس گمانى را که به رحمتت دارم نومید مکن و از مهر خویش منعم مکن اِلهى اَقِمْنى فى اَهْلِ وِلایَتِکَ مُقامَ مَنْ رَجَا الزِّیادَةَ مِنْ مَحَبَّتِکَ اِلهى خدایا جاى مرا در میان دوستدارانت جاى آن دسته از ایشان قرار ده که امید افزایش دوستیت را دارند اِلهى و َاَلْهِمْنى وَلَهاً بِذِکْرِکَ اِلى ذِکْرِکَ وَ هِمَّتى فى رَوْحِ نَجاحِ اَسْماَّئِکَ وَ مَحَلِّ قُدْسِکَ خدایا در دلم اندازه شیدایى و شیفتگى ذکر خود را پیاپى و همتم را در نشاط فیروز شدناسمائت و محل قدست قرار ده اِلهى بِکَ عَلَیْکَ اِلاّ اَلْحَقْتَنى بِمَحَلِّ اَهْلِ طاعَتِکَ و َالْمَثْوَى الصّالِحِ مِنْ مَرْضاتِکَ خدایا به حق خودت بر خودت سوگند که مرا به محل فرمانبرداریت جایگاه شایسته اى از مقام خوشنودیت برسانى فَاِنّى لا اَقْدِرُ لِنَفْسى دَفْعاً وَ لا اَمْلِکُ لَها نَفْعاً زیرا که من قادر بر دفع چیزى از خود نیستم و مالک سودی هم برایش نیستم اِلهى اَنَا عَبْدُکَ الضَّعیفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوکُکَ الْمُنیبُ خدایا من بنده ناتوان گنهکار تو و مملوک زارى و توبه کننده به درگاهت هستم فَلا تَجْعَلْنى مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَکَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِکَ پس مرا در زمره کسانى که روى از آنها گرداندى و غفلتشان مانع از گذشت تو گشته قرارم مده اِلهى هَبْ لى کَمالَ الاِنْقِطاعِ اِلَیْکَ وَاَنِرْ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضِیاَّءِ نَظَرِها خدایا بریدن کاملى از خلق بسوى خود به من عنایت کن و دیده هاى دلمان را به نور توجهشان اِلَیْکَ حَتّى تَخْرِقَ اَبْصارُ الْقُلوُبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلى مَعْدِنِ به سوى خود روشن گردان تا دیده هاى دل پرده هاى نور را پاره کند و به مخزن اصلى الْعَظَمَةِ وَ تَصیرَ اَرْواحُنا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِکَ بزرگى و عظمت برسد و ارواح ما آویخته به عزت مقدست گردد اِلهى وَاجْعَلْنى مِمَّنْ نادَیْتَهُ فَاَجابَکَ وَ لاحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلالِکَ فَناجَیْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَکَ جَهْراً خدایا قرارم ده از کسانى که او را خواندى و پاسخت داد و در معرض توجه قرارش دادى و او در برابر جلال تو مدهوش گشت و از این رو در پنهانى با او به رازگویى پرداختى ولى آشکارا برایت کار کرد اِلهى لَمْ اُسَلِّطْ عَلى حُسْنِ ظَنّى قُنُوطَ الاْیاسِ وَ لاَ انْقَطَعَ رَجاَّئى مِنْ جَمیلِ کَرَمِکَ خدایا به خوش بینى من ناامیدى را مسلط مکن و امیدم را که به کرم نیکویت دارم قطع مکن اِلهى اِنْ کانَتِ الْخَطایا قَدْ اَسْقَطَتْنى لَدَیْکَ فَاصْفَحْ عَنّى بِحُسْنِ تَوَکُّلى عَلَیْکَ خدایا اگر خطاهایم مرا از نظرت انداخته پس بدان اعتماد خوبى که به تو دارم از من درگذر اِلهى اِنْ حَطَّتْنِى الذُّنُوبُ مِنْ مَکارِمِ لُطْفِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْیَقینُ اِلى کَرَمِ عَطْفِکَ خدایا اگر گناهانم بواسطه بزرگواریهاى لطفت مرا بى مقدار ساخته ولى در عوض یقین به بزرگ توجه تو مرا هشیار کرده الهى اِنْ اَنامَتْنِى الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتْعِدادِ لِلِقاَّئِکَ فَقَدْ نَبَّهَنِى الْمَعْرِفَةُ بِکَرَمِ آلاَّئِکَ خدایا اگر بى خبرى از آماده شدن براى دیدارت مرا به خواب فرو برده ولى در عوض معرفت به بزرگ نعمتهایت مرا بیدار کرده اِلهى اِنْ دَعانى اِلَى النّارِ عَظیْمُ عِقابِکَ فَقَدْ دَعانى اِلَى الْجَنَّةِ جَزیلُ ثَوابِکَ خدایا اگر بزرگ کیفرت مرا به دوزخ مى خواند ولى در مقابل پاداش فراوانت مرا به بهشت دعوت مى کند اِلهى فَلَکَ اَسْئَلُ وَ اِلَیْکَ اَبْتَهِلُ وَ اَرْغَبُ و َاَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ خدایا پس از تو خواهم و بسوى تو زارى کنم و بگریم و از تو خواهم که درود فرستى بر محمد و آل محمد وَ اَنْ تَجْعَلَنى مِمَّنْ یُدیمُ ذِکَرَکَ و َلا ویَنْقُضُ عَهْدَکَ وَ لایَغْفُلُ عَنْ شُکْرِکَ وَ لایَسْتَخِفُّ بِاَمْرِکَ و مرا از کسانى قرارم دهى که پیوسته به یاد توأند و پیمانت را نمى شکنند و از شکر تو غافل نشوند و دستور تو را سبک نشمارند اِلهى وَ اَلْحِقْنى بِنُورِ عِزِّکَ الاْبْهَجِ فَاَکُونَ لَکَ عارِفاً وَ عَنْ سِواکَ مُنْحَرِفاً خدایا برسان مرا به نور درخشان عزتت تا عارف به ذاتت باشم و از غیر تو روگردان باشم وَ مِنْکَ خاَّئِفاً مُراقِباً یا ذَاالْجَلالِ و َالاِْکْرامِ و َصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ و از تو ترسان و نگران باشم اى صاحب جلالت و بزرگوارى و درود خدا بر محمد رَسُولِهِ وَ الِهِ الطّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً. پیامبرش و بر آل پاکش باد و سلام بسیار بر ایشان باد. ![]()
کلمات کلیدی: مناجات زیبای شعبانیه
|
|
| اعیاد بزرگ شعبانیه مبارک باد |
| ساعت ۸:٥٧ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳ |
|
یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس دنیای بی حسین، برایم جهنم است سالروز ولادت حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام ،حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام و حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام را خدمت همه بزرگواران تبریک و تهنیت عرض مینمایم
کلمات کلیدی: اعیاد بزرگ شعبانیه مبارک باد
|
|
| میلاد حضرت ابا عبدالله علیه السلام |
| ساعت ۸:٤٧ ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳ |
|
ابن عباس از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند: امام حسین علیه السلام تازه به دنیا آمده بود که فاطمه سلام الله علیها گریان نزد پدرش، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به مسجد رفت و گفت: «ای پدر! حسین را در گهواره گذاشتم و سرگرم آسیاب گندم بودم که ناگهان دیدم حسین در گهواره نیست.» از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است: آن هنگام که پدرم آدم مشاهده کرد که نام من و علی و دخترم فاطمه و حسن و حسین و فرزندانشان با نور بر ساق عرش نوشته شده است، گفت: الهی و سیدی، آیا چیزی آفریده ای که نزد تو گرامی تر از من باشد؟ خداوند پاسخ داد: ای آدم، اگر این اسمها نبود نه آسمان بر افراشته ای و نه زمین گسترده ای و نه فرشته مقربی و نه پیامبر مرسلی را می آفریدم و نه تو را خلق می کردم. منابع:
تولد امام حسین (ع) به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانهى وحى و ولایت،چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید،به خانهى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچهیى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3) . به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش،امین وحى الهى،جبرئیل،فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا،این نوزاد را به نامپسر کوچک هارون«شبیر» (4) که به عربى«حسین»خوانده مىشود،نام بگذار. (5) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستى. و به این ترتیب نام پر عظمت«حسین»از جانب پروردگار،براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش،فاطمهى زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7) حسین و پیامبر (ص)از ولادت حسین بن على (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص) در بارهى حسین (ع) ابراز مىداشت،به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند. سلمان فارسى مىگوید:دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مىبوسید و مىفرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى،تو حجتخدا و پسر حجتخدا و پدر حجتهاى خدایى که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) مىباشد. (8) انس بن مالک روایت مىکند: وقتى از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیتخود را بیشتر دوست مىدارى،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مىفشرد و آنان را مىبویید و مىبوسید. (10) ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مىکند که: رسول اکرم (ص) را دیدم که حسن و حسین (ع) را بر شانههاى خویش نشانده بود و به سوى ما مىآمد،وقتى به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوستبدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. (11) عالىترین،صمیمىترین و گویاترین رابطهى معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را مىتوان در این جملهى رسول گرامى اسلام (ص) خواند که فرمود: حسین از من و من از حسینم. (12) پىنوشتها: 1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است،ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الورى طبرسى ص 213 2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصارى باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167 3- امالى شیخ طوسى ج 1 ص 377 4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبرى همان معنى را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد- لسان العرب ج 6 ص 60 5- معانى الاخبار ص 57 6- در منابع اسلامى در بارهى عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد. 7- کافى ج 6 ص 33. 8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152. 9- سنن ترمذى ج 5 ص 323. 10- ذخائر العقبى ص 122. 11- الاصابه ج 11 ص 330. 12- سنن ترمذى ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتى که در کتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد. منابع :
کلمات کلیدی: میلاد حضرت ابا عبدالله علیه السلام
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| صفحات وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |






























