السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام
 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام

به وبلاگ امام حسین علیه السلام خوش آمدید اللهم صل علی محمد و آل محمد

حسین علیه السلام بهانه زنده بودنم
ساعت ٩:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٤  

  حسین علیه السلام بهانه زنده بودنم

قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”

چرا پرونده ات امضاء ندارد

السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)ماه محرم بر شما و عاشقان حسین ع تسلیت عرض مینمایم)

 

سیره قرآنى امام حسین علیه السلام  

مبارزات سیاسى امام حسین علیه السلام در زمان معاویه 
 عزت و ذلت در آینه آیات و روایات 
 داستان مردی که به زیارت امام حسین علیه السلام نمی‌رفت 
 چگونگی شکل گیری شخصیت یزید 
 یزید در نگاه مورخین و علمای اهل سنت 
 در کربلا چه گذشت ؟ 
 نامه ها و ملاقات های امام حسین علیه السلام 
 آثار و برکات سیدالشهدا علیه السلام 
 واگویه های دل 

مقتل خوانی حجة الاسلام والمسلمین جان نثاری( صوتی )

در محضر اساتید

نوای دل

دکلمه

کلیپ

 پخش مستقیم از حرم امام حسین علیه السلام 
 ویژه نامه های گذشته 
 تصاویر ویژه 
 screensaver 
زیارت عاشورا

پاسخ به شبهات عزاداری

 


تصاویر بازسازی صحنه واقعی کشته شدن ندا آقاسلطان
ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۱  
تصاویر بازسازی صحنه واقعی کشته شدن ندا آقاسلطان
خبرگزاری فارس:
 دانشجویان عضو اتحادیه‌های دانشجویی عصر امروز مقابل سفارت انگلیس تجمع کردند و با بازسازی صحنه قتل ندا آقاسلطان و واقعیتهای پشت پرده این ماجرا، خواستار تحویل آرش حجازی قاتل ندا آقاسلطان به ایران جهت محاکمه وی در دادگاه صالحه شدند.

در این مستند معلوم می شود که ندا آقا سلطان با همکاری منافقین در لجظه فیلمبرداری از حود، با دستگاهی مخصوص خون را روی صورت خود جاری می کند...همچنین تناقض های آشکار عکس معروف ندا آقا سلطان با فیلم پخش شده از وی نشان از دروغگویی دشمنان جمهوری اسلامی میدهد.

ندا آقا سلطان در این سناریوی خود همکاری می کرده و پس از اینکه همراه با آرش حجازی و استاد موسیقی خود وارد آمبولانس برای عزیمت به بیمارستان می شده توسط منافقین کشته می شود.

 

 

 

35،2 مگابایت/با فرمت wmv

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

8،9 مگابایت/ با فرمت 3gp

دانلود کلیپ تصویری

مستقیم یا غیر مستقیم

 

 فیلم با کیفیت سناریوی قتل ندا آقا سلطان

 

97 مگابایت/ با فرمت mpg

دانلود کلیپ تصویری

غیر مستقیم

 

 شادی روح امام و شهدا صلوات 

 

 

برای آن جوان مسلمانی که پای ماهواره می نشیند!
ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۱  

الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان ؟

برای آن جوان مسلمانی که پای ماهواره می نشیند!

برای آن جوان مسلمانی که قبله اش را آمریکا می بیند.

برای آن جوان مسلمانی که دلسپرده غمزه های رسانه های آبدار انگلیس است!

برای آن جوان مسلمانی که بر این فرهنگ نقابدار لجن... کاسه لیس است!

برای آن جوان مسلمانی که هموطن بسیجی اش را تحقیر می کند و فکرش به دنبال دلقک بی بی سی دلخسته می دود !

برای آن جوان مسلمانی که دینش را بازیچه ی دنیای شیاطین کرده و تا آغوش فساد چشم بسته می دود !

آیا آمریکا را مهد تمدن و فرهنگ و دموکراسی و پیشرفت می دانی؟

  مقهور  نمایش های رنگارنگ و مدرن شده ای ؟

آیا خونی که از چنگال این هیولای آخر الزمان می چکد نمی بینی ؟

چنگال فرو رفته در تمدن ها و شرافت های انسانی !

آیا سرگرم نمایش انها شده ای و نقاب را بر چهره کثیفشان نمی بینی ؟

نقاب انداخته بروی اهداف زشت و شوم و حیوانی !

دلت را به فیلم های کمپانی های هالیوودی خوش کرده ای و هیجان جنگ ها و عشق های یهودی ؟

شیفته مراکز تجاری شان شده ای و برد و باخت های بازی های قماری شان؟

اسیر ماشین های آخرین مدلی؟ یا محو تحسین جایزه های نوبلی؟ 

دربند امکانات رفاهی شان هستی که از یک قرن استعمار جمع شده ؟

یا سرگرم تماشای رئیس جمهور سیاهی شان هستی که حاصل یک قرن دسیسه برای استحمار افکار عمومی ست ؟

در لوازم آرایش به دام افتاده ای  یا در ویترین های نمایش ؟

آیا در  اخبار بی بی سی چیزی بجز اثبات برتری آنها می بینی ؟ 

یا حرفی بجز تحقیر ملتت می شنوی ؟

دلگرم قوانین سازمان ملل شان هستی که جنازه ای بر پشت آنهاست ؟ 

یا دلخوش به مدالهای نوبلی شان هستی که نوازش چنگی در مشت آنهاست ؟

قوانین یکسویه و غارتگرانه را نمی بینی ؟

ناله زن مسلمان رادر دادگاههای بیدادگرانه آنها نمی شنوی ؟

صدای دموکراسی نفت را در انفجارهای عراق!

لذت برده کشی و تریاک را در کشتارهای افغانستان  !

انقلاب های مخملی را در گرجستان و تاجیکستان برای تامین نیروی حمله به مردم افغانستان !

استعمار مدرن ! غارت و کشتار و فریب و تظاهر !

استحمار نوین ! حنگ و سلاح اتمی و سلاح بیولوژیک و تفاخر!

آی جوان مسلمان که اسیر هیاهوی ماهواره ای !

ماهواره اینک خود توهستی که در چنگ تبلیغات شیطان افتاده ای !

چه شد که مقهور ساختمان های اداری سر به فلک کشیده شدی ؟ چه شد که آرام آرام  هویت دریده  شدی!

مقهور دانشگاههای شیطان جهت و دانشمندان حیوان صفت شدی؟!

دلداده ی دکورهای خیره کننده شدی و خاموش در برابر ستم های ویران کننده!

خمار نمایش های معنوی بودایی شان !

مخمور  موسیقی های سودایی شان !

نمایش های عرفانی که انسانیتت را از تو دور می سازد!

خماری های دروغینی که هویت الهی تو را آرام آرام رنگ می بازد !

و تو آرام آرام مسخ می شوی !

بوزینه ای به شکل انسان که فقط به دنبال لذت خویش است !

آی جوان مسلمان !

این است همان  شیطان بزرگ !

همان شیطانی که 14 قرن پیش در کتاب تو قرآن

تمامی شگردهایش بیان شده است !

تزیین و دنیا پرستی و لذت مادی و فریب و ستم و جنگ و غارت و شهوت و دروغ و ریا و.....

این است همان  شیطان بزرگ !

همان طاغوت بزرگ ! همان فرعونی که خود را خدا می داند ! پسران را در جنگ ها می کشد و دختران را در غنا ها بی حیا می کند !

این است همان شیطانی که هنگام برخواستنت از سفره نعمتهای خداوند جهان

حسرت پیروی از او تا ابد

کام تو را تلخ خواهد کرد !

لذت های باطل و نابود شدنی

تبعیت های زایل و مردود شدنی

تو دستت به خون کودکان غزه آلوده نیست! نه نیست ! اما به خاطر دفاعت از شیطان در گناه او شریکی !

تو ماشه ای بر سینه زنان افغانی و عراقی و یمنی و فلسطینی نچکانده ای اما به خاطر تاییدت از ستم .....

آیا  آمریکا شیطان بزرگ نیست؟

همان که عهد سپردیم که پرستشش نکنیم؟

الم اعهد الیکم یا بنی آدم الا تعبدوا الشیطان ؟ انه لکم عدو مبین ؟

ایا با شما عهد نکردم ای بنی آدم که شیطان را نپرستید ؟ که او دشمن آشکار شماست ؟


آمریکا می‌خواهد نیمی از مردم جهان را با واکسن آنفلوانزای خوکی نابود کند

مخالفت آمریکا با بازرسی از سلاح‌های بیولوژیک این کشور

تصاویری تکان دهنده و بهت آور از رد شدن بلدوزر اسرائیلی از روی راشل کوری دختر آزادیخواه معصوم

منبع : http://www.saharyar.blogfa.com/


آقای موسوی : چرا سکوت کردی ؟
ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۱  

توهین به عکس امام خمینی ره توسط منافقین سبز

آقای موسوی : چرا سکوت کردی ؟

 

سکوت موسوی در مقابل آتش زدن عکس امام خمینی ره

 بالاخره منافقین سبز هویت اصلی خود را نشان دادند

حامیان موسوی چرا عکس امام خمینی(ره) را به آتش می‌کشند؟

 

طی 24 ساعت اخیر، تصاویر مربوط به آتش زدن تصاویر امام خمینی (ره) بارها و بارها از سوی تلویزیون‌های ضد ایرانی پخش شد و تبدیل به بیت الغزل رسانه های انگلیسی و سعودی به خصوص العربیه شده بود.......در حاشیه برگزاری مراسم روز دانشجو در دانشگاههای کشور، تصاویری در برخی از رسانه‌های ماهواره‌ای نشان داده شد که در آن حامیان خیابانی موسوی اقدام به پاره پاره کردن و آتش زدن تصاویری از امام خمینی (ره) می‌کردند.........

کینه ورزی با بنیانگذار جمهوری اسلامی و آتش زدن تصاویر رهبر کبیر انقلاب در حالی از سوی طرفداران  موسوی صورت گرفته است که موسوی  همواره در شعارهای خود تا قبل از انتخابات ادعای تداوم راه امام خمینی (ره) را مطرح می‌کرد.

شعاری که بسیاری از تحلیلگران سیاسی و از جمله برخی حامیان  سابق موسوی معتقدند مهمترین علت در کسب رای 13 میلیونی وی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بوده است......با این حال رفتارهای افراطی حامیان موسوی که با سکوت حاکی از رضایت او انجام می شود باعث شده تا حامیان میلیونی وی در انتخابات ، این روزها به کمتر از سه هزار نفر ضدانقلاب تقلیل پیدا کنند.

روزه خواری منافقین سبز در روز قدس و بیان شعارهایی چون "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" و "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و همچنین اهانت به مقدسات اسلام و نظام اسلامی و بسیجیان جانبر کف و توهین به رهبری عزیز از جمله رفتارهایی است که این روزها به مرور پازل هویتی "سبزها" و اهداف واقعی موسوی از دعوت کردن آنها به خیابان ها را تکمیل می کند.

 در شش ماهه اخیر گر چه با اغتشاش و شایعه و تهمت به مسولین نظام به انقلاب اسلامی خدشه وارد شد ..اما در ماههای اخیر منجر به تقلیل حامیان میلیونی موسوی در انتخابات به کمتر از سه هزار نفر "ضد انقلاب" و پا پس کشیدن مسلمانان و متدینین از حمایت وی بوده است. یعنی آنهایی که بخاطر سابقه به موسوی رای داده بودند و مردمی که انقلابشان را دوست دارند از حمایت موسوی پا پس کشیدند.......مسیری که موسوی در آن گام نهاده است ...شباهت عجیبی به آنچه بنی صدر و حامیان مجاهدینی او در سالهای اولیه انقلاب طی کردند، دارد.

نفاق موسوی در اینجا کاملا مشخص میشود..چون با شعار پیروی از امام خمینی در انتخابات شرکت کرد اما الان  بخاطر حب جاه و مقام ظاهرا فراموش کرده است چه گفته است ...

منبع : گلستان


در اعتراض به اهانت به ساحت حضرت امام (ره) امروز صورت می‌گیرد؛
ساعت ٩:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۱  
در اعتراض به اهانت به ساحت حضرت امام (ره) امروز صورت می‌گیرد؛
تجمع طلاب تهرانی در مدرسه عالی شهید مطهری

خبرگزاری فارس: جمعی از طلاب تهرانی در اعتراض به اهانت به ساحت حضرت امام خمینی (ره) امروز در تهران تجمع می‌کنند.


به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس،‌ گروهی از طلاب تهرانی در اعتراض به اهانت به ساحت حضرت امام‌ خمینی(ره) امروز ساعت 10 صبح در مدرسه عالی شهید مطهری تجمع می‌کنند.
جریان فتنه در حاشیه مراسم 16 آذر به ساحت حضرت امام (ره)‌ اهانت کرد که این اهانت از سوی رسانه‌های بیگانه با ذوق‌زدگی مورد استقبال قرار گرفت.
اقدام اهانت آمیز جریان فتنه واکنش غیرتمندانه آحاد جامعه ولایتمدار کشورمان را برانگیخته است.


جنگ نرم؛ نبود تحلیل سیاسی در مردم
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۱  

جنگ نرم؛ نبود تحلیل سیاسی در مردم

سخنرانی مقام معظم رهبری در دیدار با اقشار مختلف مردم

»» رهبرانقلاب؛ حضرت آیت الله خامنه ای(حفظه الله)

عالم‌ترین عالم‌ها و دانشمندترین دانشمندها را هم، اگر مغز و فهم سیاسى نداشته باشند، دشمن با یک آبنبات ترش مى‏تواند به آن طرف ببرد؛ مجذوب خودش کند و در جهت اهداف خودش قرار دهد! این نکات ریز را باید جوانان ما درک کنند.


...... دانشجو باید احساس سیاسى داشته باشد، درک سیاسى داشته باشد، تحلیل سیاسى داشته باشد. بنده در قضایاى تاریخ اسلام این مطلب را مکرراً گفته‏ام که چیزى که امام حسن مجتبى (ع) را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسى نداشتند.

چیزى که فتنه خوارج را به‏ وجود آورد و امیرالمؤمنین (ع) را آنطور زیر فشار قرار داد و قدرت‌مندترین آدم تاریخ را آن‏گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسى در مردم بود والّا همه مردم که بى‏دین نبودند، تحلیل سیاسى نداشتند. یک شایعه دشمن مى‏انداخت؛ فوراً این شایعه همه جا پخش مى‏شد و همه آن را قبول مى‏کردند!...

منبع : http://sms88sms.persianblog.ir/


علاقه به احمدی نژاد علت تغییر قیافه روی کین بازیکن اسبق منچستر یونایتد و سر مربی
ساعت ۱۱:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧  

علاقه به احمدی نژاد علت تغییر قیافه روی کین بازیکن اسبق منچستر یونایتد و سر مربی سابق ساندرلند

سرمربی مستعفی تیم فوتبال ساندرلند علت تغییر قیافه اخیر خود را علاقه به محمود احمدی نژاد عنوان کرد.





به گزارش وب سایت دیلی مش، روی کین، بازیکن سابق منچستر یونایتد و ملی پوش محبوب تیم ایرلند، در مصاحبه خود با انبوه خبرنگاران که برای یافتن علت استعفای او گردهم آمده بودند، اظهار داشت: تصمیم بسیار سختی بود. می‌خواستم با ساندرلند به آنچه که وعده داده بودم، برسم؛ اما اینگونه نشد.

روی کن در پاسخ به اینکه چرا در این مدت با ظاهری جدید و متفاوت روی نیمکت ساندرلند بود، گفت: دوست داشتم شبیه احمدی نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران باشم.


توصیه های جالب برای لذت بردن از زندگی
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٧  

توصیه های جالب برای لذت بردن از زندگی

1- به تماشای غروب آفتاب بنشینید.

 
2
- بیشتر بخندید.


3- کمتر گله کنید.

 

 
7- در داخل آسانسور با آدمها صحبت کنید.
8- هر از گاهی نفس عمیق بکشید.
9- لذت عطسه کردن را حس کنید.

 
4- با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنید.
5- هدیه‌هایی که گرفته‌اید را بیرون بیاورید و تماشا کنید. شاید برایتان قابل استفاده باشند.
6- دعا کنید.

 

10- قدر این که پایتان نشکسته است را بدانید.
11- زیر دوش آواز بخوانید.
12- با بقیه فرق داشته باشید.

 
13- کفشهایتان را عوضی پایتان کنید و به خودتان بخندید.

14- به دنیای بالای سرتان خیره شوید.
15- با حیوانات بازی کنید.


16- کارهای برنامه‌ریزی نشده انجام دهید. برای انجام آن در همین آخر هفته برنامه‌ریزی کنید!
17- برای کاری برنامه‌ریزی کنید و آن را درست طبق برنامه انجام دهید. البته کار مشکلی است!

18- از تناقضات لذت ببرید.
19- دستان خود را در آسمان تکان دهید.
20- در حوض یا استخری که ماهی دارد شنا کنید، کنار آنها.
21- از درخت بالا بروید.


22- در حال رفتن به کلاس، یکبار دور خودتان بچرخید.
23- به دیگران بگوئید که خوشگل شده‌اند.
24- مجموعه‌ای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، جغد، …) برای خودتان جمع‌آوری کنید.
25- هر وقت که امکانش وجود داشت پابرهنه راه بروید.
26- آدم برفی یا خانه ماسه‌ای بسازید.

27- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشید پیاده روی کنید.
28- وقتی تمام امتحاناتتان تمام شد، برای خودتان یک بستنی بخرید و با لذت بخورید.
29- جلوی آینه شکلک در بیاورید و خودتان را سرگرم کنید.
30- فقط نشنوید، سعی کنید گوش کنید.
31- رنگهای اصلی را بشناسید و از آنها لذت ببرید.
32- وقتی از خواب بیدار می‌شوید، زنده بودنتان را حس کنید.

33- زیر باران راه بروید.

 
34- تا جایی که می‌توانید بالا بپرید.


35- برقصید. حتی در تختخواب.


36- کمتر حرف بزنید و بیشتر بگوئید.

 

 
38- بازی شطرنج را یاد بگیرید.

 
39- کنار رودخانه یا دریا بنشینید و در سکوت به صدای آب گوش کنید.


40- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهید.

 
37- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشوید، حرکات ورزشی انجام دهید.

 


دو عید زیبا و بزرگ ایثار و امامت
ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٤  

ولایه علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی

دو عید زیبا و بزرگ ایثار و امامت را خدمت همه مسلمین عزیز و بخصوص دوستان خوبم تبریک و تهنیت عرض مینمایم

ویژه عید


فرازهای بسیار زیبایی از دعای ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روز عرفه
ساعت ٤:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٩  

فرازهای بسیار زیبایی از مناجات ابا عبدالله الحسین علیه السلام در روز عرفه

امام حسین (ع) به تازگی از مدینه بیرون آمده بود و قصد انجام اعمال حج داشت. حالا هم به خاطر توقف در عرفات و انجام اعمال آن، در میان حاجی هابود.
حاکم مدینه –مروان- وقتی نتوانست امام را برای بیعت با خلیفه راضی کند، تصمیم بهقتل حضرت گرفت، اما امام در مدینه نماند و همراه اهل بیت(ع) خود، راه مکه را در پیشگرفت. چون وقت اعمال حج واجب بود.
اما هیچ کس نمی دانست که مقصد بعدی او کجاست؟
آنچه که محدّث قمی در «مفاتیج الجنان» و شیخ طوسی در «اقبال» و علامه مجلسی در «زادالمعاد» و محدثین دیگر در کتابهای خود نقل نموده اند، چنین است که می نویسند :
بشر و بشیر پسران غالب اسدی روایت کرده اند که در عصر روز عرفه در عرفات در خدمت آن حضرت بودیم، پس، از خیمه خود بیرون آمدند ، با گروهی از اهلبیت علیهماالسّلام و فرزندان و شیعیان با نهایت خضوع و خشوع؛ در جانب چپ کوه ایستادند و روی مبارک را به سوی کعبه گردانیدند و دستها را برابر روی خود قرار داده مانند فقیری که چیزی طلب می نماید ، و شروع کرد به خواندن این دعا : (فرازهایی از این دعا)

 

اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُإِلَیْکَوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ
خدایا من بسوى تو اشتیاق دارم و به پروردگارى توگواهى دهم
مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّىاِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا
اقـرار دارم بـه ایـنـکه تو پروردگار منى و بسوى تو است بازگشت من آغاز کردىوجود مرا به رحمت خود پیش از آنکه باشم
وَخَلَقْتَنىمِنَ التُّرابِ ثُمَّ اَسْکَنْتَنِى الاَْصْلابَ آمِناً....
چیز قابل ذکرى و مرا از خاک آفریدى آنگاه در میان صلبها جایم دادى و ایمنمساختى
فابْتَدَعْتَ خَلْقى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى وَاَسْکَنْتَنى فى ظُلُماتٍ ثَلاثٍبَیْنَ لَحْمٍ وَدَمٍ وَجِلْدٍ لَمْ
ایـن نـیـز بـه مـن مـهـر ورزیدى بوسیله رفتار نیکویت و نعمتهاى شایانت کهپدید آوردى خلقتم را از منى ریخته شده و جایم دادى در سه پرده تاریکى (مشیمه و رحم و شکم ) میان گوشت وخون و پوست
تُشْهِدْنى خَلْقى وَلَمْ تَجْعَلْ اِلَىَّ شَیْئاً مِنْاَمْرى ثُمَّ اَخْرَجْتَنى لِلَّذى
و گـواهـم نـسـاخـتـى در خـلقتم و واگذار نکردى به من چیزى از کار خودم راسپس بیرونم آوردى بدانچه
سَبَقَ لى مِنَ الْهُدى اِلَى الدُّنْیاتآمّاً سَوِیّاً وَحَفِظْتَنى فِى الْمَهْدِ طِفْلاً
در عـلمـت گـذشـتـه بـود از هـدایـتـم بـسـوى دنـیـا خـلقـتـى تـمـام ودرسـت و در حال طفولیت و خردسالى
صَبِیّاً وَرَزَقْتَنى مِنَ الْغِذآءِلَبَناً مَرِیّاً وَعَطَفْتَ عَلَىَّ قُلُوبَ
در گـهـواره مـحـافـظـتـم کـردى و روزیـم دادى از غـذاهـا شـیـرى گـوارا ودل پرستاران را
الْحَواضِنِ وَکَفَّلْتَنى الاُْمَّهاتِ الرَّواحِمَوَکَلاَْتَنى مِنْ طَوارِقِ الْجآنِّ
بر من مهربان کردى و عهده دار پرستاریم کردى مادران مهربان را و از آسیبجنیان
وَسَلَّمْتَنى مِنَ الزِّیادَةِ وَالنُّقْصانِفَتَعالَیْتَ یارَحیمُ یا رَحْمنُ حتّى
نـگـهـداریـم کـردى و از زیـادى و نقصان سالمم داشتى پس برترى تو اى مهربانو اى بخشاینده تا
اِذَا اسْتَهْلَلْتُ ناطِقاً بِالْکَلامِاَتْمَمْتَعَلَىَّ سَوابغَ الاِْ نْعامِ وَرَبَّیْتَنى
آنگاه که لب به سخن گشودم و تمام کردى بر من نعمتهاى شایانت را و پرورشمدادى
زایِداً فى کُلِّ عامٍ حَتّى إ ذَا اکْتَمَلَتْ فِطْرَتىوَاعْتَدَلَتْ مِرَّتى اَوْجَبْتَ
هـرسـاله زیـادتـر از سـال پـیـش تـا آنـگـاه کـه خـلقـتـم کامل شد و تاب وتوانم به حد اعتدال رسید واجب کردى
عَلَىَّ حُجَتَّکَ بِاَنْاَلْهَمْتَنى مَعْرِفَتَکَ وَرَوَّعْتَنى بِعَجائِبِ حِکْمَتِکَ
بـر مـن حـجـت خود را بدین ترتیب که معرفت خود را به من الهام فرمودى وبوسیله عجایب حکمتت به هراسم انداختى
وَاَیْقَظْتَنى لِما ذَرَاْتَ فىسَمآئِکَوَاَرْضِکَ مِنْ بَدائِعِ خَلْقِکَ
و بیدارم کردى بدانچه آفریدى در آسمان و زمینت از پدیده هاىآفرینشت
وَنَبَّهْتَنى لِشُکْرِکَ وَذِکْرِکَ وَاَوجَبْتَ عَلَىَّطاعَتَکَ وَعِبادَتَکَ
و آگاهم کردى به سپاسگزارى و ذکر خودت و اطاعت و عبادتت را بر من واجبکردى
وَفَهَّمْتَنى ما جاَّءَتْ بِهِ رُسُلُکَ وَیَسَّرْتَ لىتَقَبُّلَ مَرْضاتِکَ وَمَنَنْتَ
و آنـچـه رسـولانـت آورده بودند به من فهماندى و پذیرفتن موجبات خوشنودیت رابرایم آسان کردى
عَلَىَّ فى جَمیعِ ذلِکَ بِعَونِکَ وَلُطْفِکَ ثُمَّاِذْ خَلَقْتَنى مِنْ خَیْرِ الثَّرى لَمْ
و در تـمام اینها به یارى و لطف خود بر من منت نهادى سپس به اینکه مرا ازبهترین خاکها آفریدى
تَرْضَ لى یا اِلهى نِعْمَةً دُونَ اُخرىوَرَزَقْتَنى مِنْ اَنواعِ الْمَعاشِ ...
راضـى نشدى اى معبود من که تنها از نعمتى برخوردار شوم و از دیگرى منع گردمبلکه روزیم دادى از انواع (نعمتهاى ) زندگى
فَسُبْحانَهُسُبْحانَهُ لَوْ کانَ فیهِما الِهَةٌ اِلا الله لَفَسَدَتا وَتَفَطَّرَتا
بوجود آورد پس منزه باد منزه که اگر بود در آسمان و زمین خدایانى جز او هردو تباه مى شدند و از هم متلاشى مى گشتند
سُبْحانَ الله الْواحِدِالاَْحَدِ الصَّمَدِ الَّذى لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً اَحَدٌ ...
منزه است خداى یگانه یکتاى بى نیازى که فرزند ندارد و فرزند کسى نیست ونیست
برایش همتایى
گفت : اَللّهُمَّ اجْعَلْنى اَخْشاکَ کَانّى اَراکَ وَاَسْعِدْنى بِتَقویکَ وَلا تُشْقِنىبِمَعْصِیَتِکَ

خدایاچنانم ترسان خودت کن که گویا مى بینمت و به پرهیزکارى از خویش خوشبختم گردان و بهواسطه نافرمانیت بدبختم مکن
وَخِرْلى فى قَضآئِکَ وَبارِکْ لى فىقَدَرِکَ حَتّى لا اءُحِبَّ تَعْجیلَ ما اَخَّرْتَ وَلا تَاْخیرَ ما عَجَّلْتَ
و در سـرنـوشـت خود خیر برایم مقدر کن و مقدراتت را برایم مبارک گردان تاچنان نباشم که تعجیل آنچه را تـو پـس انـداخته اى بخواهم و نه تاءخیر آنچه را تو پیش انداخته
اَللّهُمَّ اجْعَلْ غِناىَ فى نَفْسى وَالْیَقینَ فى قَلْبى وَالاِْخْلاصَ فى عَمَلىوَالنُّورَ فى بَصَرى وَالْبَصیرَةَ فى دینىوَمَتِّعْنى بِجَوارِحى وَاجْعَلْ سَمْعى وَبَصَرى اَلْوارِثَیْنِ مِنّى
اى خدایاقرار ده بى نیازى در نفس من و یقین در دلم و اخلاص در کردارم و روشنى در دیده ام و بینایى در دیـنـم و مـرا از اعـضـا و جوارحم بهره مند کن و گوش و چشم مرا وارث منگردان (که تا دم مرگ بسلامت باشند)
وَانْصُرْنى عَلى مَنْ ظَلَمَنىوَاَرِنى فیهِ ثارى وَمَـاءرِبى وَاَقِرَّ بِذلِکََ عیْنى
و یاریم ده بر آنکس که به من ستم کرده و انتقام گیرى مرا و آرزویم را دربارهاش به من بنمایان
اَللَّهُمَّ اکْشِفْ کُرْبَتى وَاسْتُرْعَوْرَتى وَاْغْفِرْ لى خَطیَّئَتى
و دیده ام را در این باره روشن کن خدایا محنتم را برطرف کن و زشتیهایمبپوشان و خطایم بیامرز
وَاخْسَاءْ شَیْطانى وَفُکَّ رِهانى وَاْجَعْلْلى یا اِلهى الدَّرَجَةَ الْعُلْیا فِى
و شـیـطـان و اهـریـمـنـم را از مـن بران و ذمه ام را از گِرو بِرَهان وقرار ده خدایا براى من درجه والا در
الاْ خِرَةِوَالاُْوْلى اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى سَمیعاً
آخرت و در دنیا خدایا حمد تو را است که مرا آفریدى وشنوا
بَصیراً وَلَکَ الْحَمْدُ کَما خَلَقْتَنى فَجَعَلْتَنى خَلْقاًسَوِیّاً رَحْمَةً بى وَقَدْ کُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِیّاً ..
و بـیـنا قرارم دادى و ستایش تو را است که مرا آفریدى و از روى مهرى که بهمن داشتى خلقتم را نیکو آراستى در صورتیکه تو از خلقت من بى نیاز بودى
فَاحْفَظْنى وَفى اَهْلى وَمالى فَاخْلُفْنى وَفیما رَزَقْتَنىفَبارِکْ لى
حـفـظ کـن و در سفر محافظتم کن و در خانواده و مالم جانشین من باش و در آنچهروزیم کرده اى برکت ده و مرا
وَفى نَفْسى فَذَلِّلْنى وَفى اَعْیُنِالنّاسِ فَعَظِّمْنى وَمِنْ شَرِّ الْجِنِّ
در پیش خودم خوار کن و در چشم مردم بزرگم کن و از شرجن
وَالاِْنْسِ فَسَلِّمْنى وَبِذُنُوبى فَلا تَفْضَحْنى وَبِسَریرَتىفَلا تُخْزِنى
و انس بسلامتم بدار و به گناهان رسوایم مکن و به اندیشه هاى باطنم سرافکندهام مکن
وَبِعَمَلى فَلا تَبْتَلِنى وَنِعَمَکَ فَلا تَسْلُبْنى وَاِلىغَیْرِکَ فَلا تَکِلْنى
و به کردارم دچارم مساز و نعمتهایت را از من مگیر و بجز خودت به دیگرىواگذارم مکن
اِلهى اِلى مَنْ تَکِلُنى اِلى قَریبٍ فَیَقْطَعُنى اَمْاِلى بَعیدٍ فَیَتَجَهَّمُنى اَمْ
خـدایا به که واگذارم مى کنى آیا به خویشاوندى که از من بِبُرَد یا بیگانهاى که مرا از خود دور کند یا به کسانى که
اِلَى الْمُسْتَضْعَفینَ لىوَاَنْتَ رَبّى وَمَلیکُ اَمْرى اَشْکُو اِلَیْکَ غُرْبَتى ..
خوارم شمرند و تویى پروردگار من و زمامدار کار من بسوى تو شکایت آرم از غربتخود
بِفَضْلِهِ یا مَنْ اَعْطَى الْجَزیلَ بِکَرَمِهِ یاعُدَّتى فى شِدَّتى یا
بـه فـضل خود فراوان گردانى اى که عطایاى شایان را به کرم خود بدهى اى ذخیرهام در سختى اى
صاحِبى فى وَحْدَتى یا غِیاثى فى کُرْبَتى یا وَلِیّى فىنِعْمَتى یا
رفیق و همدمم در تنهایى اى فریادرس من در گرفتارى اى ولى من در نعمتماى
اِلـهى وَاِلـهَ آبائى اِبْراهیمَ وَاِسْماعیلَ وَاِسْحقَوَیَعْقُوبَ وَرَبَّ
معبود من و معبود پدرانم ابراهیم و اسمعیل و (معبود) اسحاق و یعقوب وپروردگار
جَبْرَئیلَ وَمیکائیلَ وَاِسْرافیلَ وَربَّ مُحَمَّدٍ خاتِمِالنَّبِیّینَ وَ الِهِ
جـبـرئیـل و مـیـکـائیـل و اسـرافـیـل و پـروردگـار مـحـمـد خـاتـمپـیـمـبـران و آل
الْمُنْتَجَبینَ وَمُنْزِلَ التَّوریةِ وَالاِْنْجیلِ وَالزَّبُورِ وَالْفُرْقانِ وَمُنَزِّلَ
بـرگـزیـده اش و فـروفـرسـتـنـده تـورات و انـجـیـل و زبـور و قـرآن و نازلکننده
کـهیَّعَّصَّ وَطـه وَیسَّ وَالْقُرآنِ الْحَکیمِ اَنْتَ کَهْفىحینَ تُعْیینِى
کهیعص و طه و ((یس و قرآن حکمت آموز)) تویى پناه من هنگامى که درمانده امکنند
الْمَذاهِبُ فى سَعَتِها وَتَضیقُ بِىَ الاَْرْضُ بِرُحْبِهاوَلَوْلا رَحْمَتُکَ
راهها با همه وسعتى که دارند و زمین بر من تنگ گیرد با همه پهناوریش و اگرنبود رحمت تو
لَکُنْتُ مِنَ الْهالِکینَ وَاَنْتَ مُقیلُ عَثْرَتىوَلَوْلا سَتْرُکَ اِیّاىَ لَکُنْتُ
بـطور حتم من هلاک شده بودم و تویى نادیده گیر لغزشم و اگر پرده پوشى تونبود مسلما
مِنَ الْمَفْضُوحینَ وَاَنْتَ مُؤَیِّدى بِالنَّصْرِ عَلىاَعْدآئى وَلَوْلا نَصْرُکَ
مـن از رسـواشـدگـان بودم و تویى که به یارى خود مرا بر دشمنانم یارى دهى واگر نبود یارى تو
اِیّاىَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبینَ یا مَنْ خَصَّنَفْسَهُ بِالسُّمُوِّ وَالرِّفْعَةِ
من مغلوب شده بودم اى که مخصوص کرده خود را به بلندى وبرترى
فَاَوْلِیآئُهُ بِعِزِّهِ یَعْتَزُّونَ یا مَنْ جَعَلَتْ لَهُالْمُلوُکُ نیرَ الْمَذَلَّةِ ..
و دوستانش بوسیله عزت او عزت یابند اى که پادشاهان در برابرش طوقخوارى
یا مَنْ لَمْ یَعْجَلْ عَلى مَنْ عَصاهُمِنْ خَلْقِهِ یا مَنِ
آمدن رحمتش اى که شتاب نکند بر (عذاب ) نافرمانان از خلق خود اىکه
اسْتَنْقَذَ السَّحَرَةَ مِنْ بَعْدِ طُولِ الْجُحُودِ وَقَدْغَدَوْا فى نِعْمَتِهِیَاْکُلُونَ
نـجـات بـخـشـید ساحران (فرعون ) را پس از سالها انکار (و کفر) و چنان بودندکه متنعّم به نعمتهاى خدا بودند
رِزْقَهُ وَیَعْبُدُونَ غَیْرَهُوَقَدْ حاَّدُّوهُ وَناَّدُّوهُ وَکَذَّبُوا رُسُلَهُ یا اَلله یا اَلله
کـه روزیـش را مـى خـوردنـد ولى پـرستش دیگرى را مى کردند و با خدا دشمنى وضدیت داشتند و رسولانش را تکذیب مى کردند اى خدا
یا بَدىَُّ یا بَدیعُلا نِدَّلَکَ یا دآئِماً لا نَفادَ لَکَ یا حَیّاً حینَ لا حَىَّ یا
اى خـدا اى آغـازنـده اى پـدیـدآورنـده اى کـه هـمـتـا نـدارى اىجـاویـدانـى کـه زوال ندارى اى زنده در آنگاه که زنده اى نبود
مُحْیِىَالْمَوْتى یا مَنْ هُوَ قآئِمٌ عَلى کُلِّ نَفْسٍ بِما کَسَبَتْ یا مَنْ قَلَّلَهُ
اى زنده کن مردگان اى که مراقبت دارى بر هرکس بدانچه انجام داده اى کهسپاسگزارى من برایش اندک است
شُکْرى فَلَمْ یَحْرِمْنى وَعَظُمَتْخَطیَّئَتى فَلَمْ یَفْضَحْنى وَرَ انى عَلَى
ولى محرومم نکند و خطایم بزرگ است ولى رسوایم نکند و مرابر
الْمَعاصى فَلَمْ یَشْهَرْنى یا مَنْ حَفِظَنى فى صِغَرى یا مَنْرَزَقَنى
نـافـرمـانـى خویش بیند ولى پرده ام ندرد اى که مرا در کودکى محافظت کردى اىکه در بزرگى روزیم دادى
فى کِبَرى یا مَنْ اَیادیهِ عِنْدى لا تُحْصىوَنِعَمُهُ لا تُجازى یا مَنْ
اى که مرحمت هایى که به من کردى بشماره نیاید و نعمتهایش را تلافىممکن نباشد اى که
عارَضَنى بِالْخَیْرِ وَالاِْحْسانِ وَعارَضْتُهُبِالاِْسائَةِ وَالْعِصْیانِ یا مَنْ
روبرو شد با من به نیکى و احسان ولى من با او به بدى و گناه روبرو شدم اىکه
هَدانى لِلاْ یمانِ مِنْ قَبْلِ اَنْ اَعْرِفَ شُکْرَ الاِْمْتِنانِیا مَنْ دَعَوْتُهُ
مـرا بـه ایـمـان هـدایـت کـرد پـیـش از آنـکـه بشناسم طریقه سپاسگزارىنعمتش را اى که خواندمش
مَریضاً فَشَفانى وَعُرْیاناً فَکَسانىوَجـائِعاً فَاَشْبَعَنى وَعَطْشانَ
در حـال بـیمارى و او شفایم داد و در برهنگى و او مرا پوشاند و در گرسنگى واو سیرم کرد و در تشنگى
فَاَرْوانى وَذَلیلاً فَاَعَزَّنى وَجاهِلاًفَعَرَّفَنى وَوَحیداً فَکَثَّرَنى وَغائِباً
و او سـیـرابـم کـرد و در خـوارى و او عـزتـم بخشید و در نادانى و او معرفتمبخشید و در تنهایى و او فزونى جمعیت به من داد
فَرَدَّنى وَمُقِلاًّفَاَغْنانى وَمُنْتَصِراً فَنَصَرَنى وَغَنِیّاً فَلَمْ یَسْلُبْنى
و در دورى از وطـن و او بـازم گـردانـد و در نـدارى و او دارایـم کـرد و درکـمک خواهى و او یاریم داد و در ثروتمندى و او از من سلبنفرمود
وَاَمْسَکْتُ عَنْ جَمیعِ ذلِکَ فَابْتَدَاَنى فَلَکَ الْحَمْدُوَالشُّکْرُ یا مَنْ
و (هـنـگـامـى کـه ) از هـمـه ایـن خواسته ها دم بستم تو آغاز کردى پس از آنتو است حمد و سپاس اى که
اَقالَ عَثْرَتى وَنَفَّسَ کُرْبَتى وَاَجابَدَعْوَتى وَسَتَرَ عَوْرَتى وَغَفَرَ
لغـزشـم را نادیده گرفت و گرفتگى را از من دور کرد و دعایم را اجابت فرمود وعیبم را پوشاند و گناهانم را آمرزید
ذُنُوبى وَبَلَّغَنى طَلِبَتىوَنَصَرَنى عَلى عَدُوّى وَاِنْ اَعُدَّ نِعَمَکَ
و به خواسته ام رسانید و بر دشمنم یارى داد و اگر بخواهمنعمتها
وَمِنَنَکَ وَکَرائِمَ مِنَحِکَ لا اُحْصیها یا مَوْلاىَ اَنْتَالَّذى مَنَنْتَ اَنْتَ ...
و عـطـاهـا و مـراحم بزرگ تو را بشمارم نتوانم اى مولاى من این تویى که منتنهادى
ثُمَّ اَنـَا یا اِلهىَالْمُعْتَرِفُ بِذُنُوبى فَاغْفِرْها لى اَنـَا الَّذى اَسَاْتُ
از آن تواست و اما من اى معبودم کسى هستم که به گناهانم اعتراف دارم پس آنهارا بیامرز و این منم که بد کردم
اَنـَاالَّذى اَخْطَاْتُ اَنـَاالَّذىهَمَمْتُ اَنـَاالَّذى جَهِلْتُ اَنـَاالَّذى
این منم که خطا کردم این منم که (به بدى ) همت گماشتم این منم کهنادانى کردم این منم که
غَفَلْتُ اَنـَا الَّذى سَهَوْتُ اَنـَاالَّذِى اعْتَمَدْتُ اَنـَا الَّذى تَعَمَّدْتُ اَنـَا
غفلت ورزیدم این منم که فراموش کردم این منم که (به غیر یا به خود) اعتمادکردم این منم
الَّذى وَعَدْتُ وَاَنـَاالَّذى اَخْلَفْتُ اَنـَاالَّذىنَکَثْتُ اَنـَا الَّذى اَقْرَرْتُ اَنـَا
کـه (بـه کـاربـد) تـعمّد کردم این منم که وعده دادم واین منم که خلف وعدهکردم این منم که پیمان شکنى کردم این منم که به بدى اقرارکردم
الَّذِىاعْتَرَفْتُ بِنِعْمَتِکَ عَلَىَّ وَعِنْدى وَاَبوُءُ بِذُنُوبى فَاغْفِرْها لىیا
ایـن مـنـم کـه بـه نـعـمـت تـو بـر خـود و در پـیـش خـود اعـتراف دارم و باگناهانم بسویت بازگشته ام پس آنها را بیامرز اى
مَنْ لا تَضُرُّهُذُنُوبُ عِبادِهِ وهُوَ الَغَنِىُّ عَنْ طاعَتِهِمْ ..
کـه زیـانش نرساند گناهان بندگان و از اطاعت ایشان بى نیازى
اِلـهى اَمَرْتَنى فَعَصَیْتُکَ وَنَهَیْتَنىفَارْتَکَبْتُ نَهْیَکَ فَاَصْبَحْتُ لا ذا
خـدایـا بـه من دستور دادى و من نافرمانى کردم و نهى فرمودى ولى من نهى تورا مرتکب شدم و اکنون به حالى افتاده ام که
بَر آءَةٍ لى فَاَعْتَذِرَُوَلاذا قُوَّةٍ فَاَنْتَصِرَُ فَبِاءَىِّ شَىْءٍ اَسْتَقْبِلُکَ یا
نـه وسـیـله تبرئه اى دارم که پوزش خواهم و نه نیرویى دارم که بدان یارىگیرم پس به چه وسیله با تو روبرو شوم
مَوْلاىَ اَبِسَمْعى اَمْبِبَصَرى اَمْ بِلِسانى اَمْ بِیَدى اَمْ بِرِجْلى اَلـَیْسَ
اى مولاى من آیا به گوشم یا به چشمم یا به زبانم یا به دستم یا به پایمآیا
کُلُّها نِعَمَکَ عِندى وَبِکُلِّها عَصَیْتُکَ یا مَوْلاىَ فَلَکَالْحُجَّةُ وَالسَّبیلُ
همه اینها نعمتهاى تو نیست که در پیش من بود و با همه آنها تو را معصیت کردماى مولاى من پس تو حجت و راه مؤ اخذه
عَلَىَّ یا مَنْ سَتَرَنى مِنَالاْ باءِ وَالاُْمَّهاتِ اَنْ یَزجُرُونى وَمِنَ
بر من دارى اى که مرا پوشاندى از پدران و مادران که مرا از نزد خود برانند واز
الْعَشائِرِ وَالاِْخْوانِ اَنْ یُعَیِّرُونى وَمِنَ السَّلاطینِاَنْ یُعاقِبُونى وَلَوِ
فامیل و برادران که مرا سرزنش کنند و از سلاطین و حکومتها که مرا شکنجه کنندو اگر
اطَّلَعُوا یا مَوْلاىَ عَلى مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنّىاِذاً ما اَنْظَرُونى وَلَرَفَضُونى وَقَطَعُونى ..
آنـها مطلع بودند اى مولاى من بر آنچه تو بر آن مطلعى از کار من در آن هنگاممهلتم نمى دادند و از خود دورم مى کردند و از من مى بریدند
لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَسـُبـْح انـَکَ اِنـّى کـُنـْتُ مـِنَ الظّالِمـیـنَ لا اِله اِلاّ
بزرگوارى تو است معبودى جز تو نیست منزهى تو و من از ستمکارانم معبودى جزتو
اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ لا اِلهَاِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ
نیست منزهى تو و من از آمرزش خواهانم معبودى جز تو نیست منزهىتو
اِنّى کُنْتُ مِنَ الْمُوَحِّدینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَاِنّى کُنْتُ مِنَ
و من از یگانه پرستانم معبودى نیست جز تو منزهى تو و مناز
الْخـاَّئِفـیـنَ لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ سـُبـْحانـَکَ اِنـّىکـُنـْتُ مـِنَ الْوَجـِلیـنَ لا اِلهَ اِلاّ
ترسناکانم معبودى جز تو نیست منزهى تو و من از هراسناکانم معبودى جز تونیست
اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ الرَّاجینَ لا اِلهَ اِلاّاَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى
منزهى تو و من از امیدوارانم معبودى نیست جز تو منزهى توو
کُنْتُ مِنَ الرّاغِبینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّىکُنْتُ مِنَ الْمُهَلِّلینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنـْتَ
مـن از مـشـتـاقـانـم مـعـبـودى جـز تـو نـیـسـت مـنـزهـى تـو و مـن ازتهلیل (لااله الاالله ) گویانم
سـُبـْحانـَکَاِنـّى کـُنـْتُ مـِنـَالسـّـ اَّئِلیـنَ لا اِل هَ اِلاّ اَنْتَ سُبْح انَکَ
معبودى جز تو نیست منزهى تو و من از خواهندگانم معبودى جز تو نیست منزهىتو
اِنّى کُنْتُ مِنَ الْمُسَبِّحینَ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّى کُنْتُ مِنَ
و من از تسبیح گویانم معبودى جز تو نیست منزهى تو و من ازتکبیر
الْمُکَبِّرینَ لااِلهَاِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ رَبّى وَرَبُّاباَّئِىَ الاَْوَّلینَ ..
الله اکـبـر) گـویانم معبودى نیست جز تو منزهى تو پروردگار من و پروردگارپدران پیشین من
: اِلـهى اَنـَا الْفَقیرُ فىغِناىَ فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقیراً
خـدا مـن چـنـانـم کـه در حال توانگرى همفقیرم پس چگونه فقیر نباشم
فى فَقْرى اِلـهى اَنـَا الْجاهِلُ فىعِلْمى فَکَیْفَ لا اَکُونُ جَهُولاً فى جَهْلى ..
در حال تهیدستیم خدایا من نادانم در عین دانشمندى پس چگونه نادان نباشم درعین
نـادانـى
الاَْنْوارِ یا مَنِ احْتَجَبَ فى سُرادِقاتِعَرْشِهِ عَنْ
به احاطه کننده هاى افلاک انوار محو کردى اى که در سراپرده هاى عرشش محتجبشد
اَنْ تُدْرِکَهُ الاَْبْصارُ یا مَنْ تَجَلّى بِکَمالِ بَهآئِهِفَتَحَقَّقَتْ عَظَمَتُهُ [مِنَ]
از ایـنـکـه دیـده هـا او را درک کـنـنـد اى کـه تـجـلى کـردى بـه کمالزیبائى و نورانیت و پابرجا شد عظمتش از
الاِْسْتِوآءَ کَیْفَ تَخْفىوَاَنْتَ الظّاهِرُ اَمْ کَیْفَ تَغیبُ وَاَنْتَ الرَّقیبُ
استوارى چگونه پنهان شوى با اینکه تو آشکارى یا چگونه غایب شوى که تونگهبان
الْحاضِرُ اِنَّکَ عَلى کُلِّشَىْءٍ قَدیرٌ وَالْحَمْدُ للهوَحْدَهُ

بر ثانیه ی ظهور مهدی صلوات

الهمّ صلّ علی محمّد وآل محمّد


7 اثر شگفت انگیز آب بر سلامت
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٩  

 

۱- افزایش انرژی بدن

شما در بسیاری از مواقع بدون اینکه کاری انجام داده باشید، احساس خستگی می کنید، علت این خستگی ممکن است کمبود آب بدن باشد. آب باعث انتقال اکسیژن و سایر مواد غذایی به سلول های بدن می شود و کمبود آن باعث اختلال در رسیدن این مواد به سلول ها می شود.

اگر بدن شما به اندازه ی کافی پر آب باشد، قلب شما نیز مجبور نیست برای رساندن خون به نقاط مختلف بدن، با شدت بیشتری کار کند.

۲-  حفظ تناسب اندام

اگر به دنبال کاهش وزن هستید، بدانید که آب باعث افزایش متابولیسم بدن می شود و باعث می شود احساس سیر بودن به شما دست دهد. بنابراین سعی کنید به جای نوشیدن نوشیدنی های پر کالری، آب بنوشید.

همچنین چنانچه شما یک لیوان آب یخ بنوشید، بدن شما بایستی این آب را گرم کند، در نتیجه مقداری از این گرمای مورد نیاز را از سوزاندن چربی ها به دست می آورد.

۳- کاهش استرس

۸۵ درصد بافت مغز را آب تشکیل می دهد. به هنگام تشنگی، بدن و مغز، برای انجام فعالیت های خود با فشار و استرس مواجه می شوند. برای کاهش سطح استرس، همیشه به هنگام کار یک لیوان آب بر روی میز خود داشته باشید و یا به هنگام ورزش، یک بطری آب به همراه داشته باشید، تا با استرس کمتری به فعالیت بپردازید.

۴- جلوگیری از گرفتگی عضلات

نوشیدن آب باعث می شود که عضلات کمتر دچار گرفتگی شوند و اکسیژن رسانی کافی و پاک سازی سموم از آن ها راحت تر انجام شود. همچنین آب به عنوان یک روان کننده در مفصل ها عمل می کند. هنگامی که بدن شما آب کافی داشته باشد، می توانید با قدرت بیشتر و با مدت زمان بیشتری کارهای بدنی را انجام دهید.

۵- تغذیه پوست

خطوط ریز و شیارهای پوست به هنگام کمبود آب، بیشتر و عمیق تر می شوند. نوشیدن آب باعث چاق تر شدن سلول های پوستی و کاهش چین و چروک و جوان کردن پوست می شود. همچنین آب باعث بهبود بخشیدن به جریان خون در پوست می شود و پوست را از وجود ناخالصی ها پاک می کند و امکان تغذیه بهتر پوست را فراهم می کند.

۶- بهبود کارکرد دستگاه گوارش

آب نیز همانند فیبرها باعث بهبود کارکرد دستگاه گوارش می شود. آب باعث تسهیل حرکت محتویات دستگاه گوارش در طول مسیر آن می شود. همچنین جذب بعضی از مواد معدنی از دستگاه گوارش با کمک مولکول های آب انجام پذیر است.

۷- کاهش خطر ابتلا به سنگ های کلیه و مثانه

با کاهش نوشیدن آب، خطر ابتلا به سنگ های مجرای ادراری افزایش می یابد. آب باعث رقیق کردن نمک ها و مواد معدنی موجود در ادرار می شود و مانع از تشکیل کریستال های سنگ های مجرای ادراری می شود. سنگ های کلیه و مثانه در ادرار رقیق نمی توانند شکل بگیرند، بنابراین خطر ابتلا به این عارضه های دردناک کاهش می یابد.


عرفه : باران رحمت
ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤  
کلمات کلیدی: عرفه : باران رحمت
السلام علیک یا امام محمد باقر علیه السلام
ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٤  

تسلیت صاحب شیعه که غمی دیگر شد

برگ مژگان ملائک ز سرشکش تر شد

مقام پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم آنقدر بالا بود که تمام یک صدو بیست و چهار هزار پیامبر آرزوی سلام کردن بر ایشان را داشتند. حال باید دید که علاقه پیامبر به امام باقر علیه السلام به چه میزان بوده که حضرت به جابر انصاری فرمود : تو او را خواهی دید و وقتی اورا دیدی سلام من را به او برسان و در واقع عمر جابر مقدمه این بود که توفیق این را داشته باشد که سلام پیامبر را به حضرت باقر علیهما السلام برساند . این لقب را رسول الله به ایشان داده اند و باقر یعنی شکافنده علم ..در آن دوران بیش از چهار هزار شاگرد در مکتب ایشان زانوی ادب زدند.
شهادت چنین انسان کامل و معصوم و مظلومی ، بر شیعیان راستین آن امام همام تسلیت باد

http://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamBagher/Shahadat/86/Imam_Bagher6.jpg

یک عمر سوخت قلب تو از کینه هشام      آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو
تنها نه در عزاى تو چشم بشر گریست     آن دشمن سیاه دل بى حیاى تو
اى خفته همچو گنج، به ویرانه بقیع          پر مى‏ زند کبوتر دل، در هواى تو
در را به روى امت اسلام بسته‏ اند      آن گمرهان که بى خبرند از صفاى تو

امام باقر علیه‏السلام در گفتارى امیدآفرین و نشاط ‏بخش به منتظران حقیقى آن حضرت مژده مى‏دهد که «یَأْتِى عَلَى النّاسِ زَمانٌ یَغِیبُ عَنْهُمْ اِمامُهُمْ فَیاطُوبى لِلثّابِتِینَ عَلى اَمْرِنا فِى ذلِکَ الزَّمانِ اِنَّ اَدْنى ما یَکُونُ لَهُمْ مِنَ الثّوابِ اَنْ یُنادِیَهُمُ الْبارِى‏ءُ عَزَّ وَ جَلَّ عِبادِى آمَنْتُمْ بِسِرّى وَ صَدَّقْتُمْ بِغَیْبى فَأَبْشِرُوا بِحُسْنِ الثَّوابِ مِنّى(1) ؛ بر مردم زمانى مى‏آید که امامشان از منظر آنان غایب مى‏شود. خوشا به حال آنان ‏که در آن زمان در امر [ولایت] ما اهل‌بیت ثابت‏قدم و استوار بمانند! کمترین پاداشى که به آنان مى‏رسد، این است که خداى متعال خطابشان مى‏کند و مى‏فرماید: بندگان من! شما به حجت پنهان من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید. پس بر شما مژده باد که بهترین پاداش من در انتظارتان است.»

امام باقر علیه السلام فرمود: مطمئنا بدان! اگر من آن روزگاران را درک کنم، جانم را براى فداکارى در رکاب حضرت صاحب الامر علیه‏السلام تقدیم مى‏دارم.

آن ‏گاه امام باقر علیه‏السلام ادامه داد: «خداوند متعال به خاطر ارج‏گذارى به چنین منتظران راستینى به آنان مى‏فرماید: شما مردان و زنان، بندگان حقیقى من هستید. رفتار نیک و شایسته‏تان را مى‏پذیرم و از کردار ناپسندتان عفو مى‏کنم و به خاطر شما سایر گنهکاران را مى‏آمرزم و بندگانم را به خاطر شما با باران رحمت خود سیراب و از آنان بلا را دفع مى‏کنم. اى عزیزترین بندگان من! اگر شما نبودید، عذاب دردناک خود را به مردم نافرمان نازل مى‏کردم.

آوینی

ویژه شهادت امام محمد باقر علیه السلام

 

ویژه شهادت