السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام
 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام

به وبلاگ امام حسین علیه السلام خوش آمدید اللهم صل علی محمد و آل محمد

نام تو
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢٤  

 نام تو رازی نوشته بر بال پروانه هاست

             گلها همه به نام تو مشهورند

               آئینه ها از انعکاس نام تو می خندند

                   و من تنها

                              برای تو می گویم،

                               زندگی کن تا زنده بمانم ..


کلمات کلیدی: نام تو
تو..
ساعت ٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٩  

میل زندگی کردن ندارم ..

                          این روزهای بی تو ..


کلمات کلیدی: تو
همه وجودم ..
ساعت ۳:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٤  

متشکرم برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی. برای همه وقت هایی که به حرف هایم گوش دادی. برای همه وقت هایی که به من جرات و شهامت دادی. برای همه وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی. برای همه وقت هایی که با من شریک شدی. برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی. برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی. برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی. برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی. برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی. برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم" برای همه وقت هایی که در فکر من بودی. برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی. برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی. برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی. برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی. برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی. به خاطر همه ی این ها هیچ وقت فراموش نکن که : لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت می دارم " آغوش من همیشه برای تو باز است. همیشه برای گوش دادن به حرفهایت آمادگی دارم. همیشه پشتیبانت هستم.می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم. من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی. در دنیا تو از هرکسی برایم مهم تر هستی. همیشه دوستت دارم چه به زبان بیاورم چه نیاورم. همین الان در فکر تو هستم. تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری. من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برای تو تنگ است. هر وقت که احتیاج به درد دل داشتی روی من حساب کن. من هنوز در چشمانت گم شده هستم. تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری

صدبار دیگه ام دنیا بیام بازم تورو میخوام ..



کلمات کلیدی:
..
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧  

دلم پرواز می خواهد...
دیگر کوله ام خالیست...
دیگر صدای باران هم درمان نیست...

باید بروم...
جای من اینجا نیست...
بروم آنجایی که باران از اوست...
جایی فراسوی ابرها...
آنجا که سنگها هم نفس می کشند...
راهها به دو راهی ختم نمی شوند...
و دستها تنها برای دستگیری دراز می شوند...
و آغوشها تنها برای نوازش باز می شوند...

آنجا که بوی یاس را به ارزش محبت می فروشند...

و آنجا که مردمش می دانند...
خط گندم یعنی ...
نیمی بردار و نیمی ببخش...

آنجا که روح...
جسم را نگه می دارد...
 و آنجا که آبی نیست ...
آبی تر است...
 آنجا که دیگر نفس نیست...
همه اش عشق است و عشق است و عشق...

اما نه....
هنوز قلم به دستانم چسبیده...
انگار هنوز هم باران درمان است...
رهگذر...
دیگر چیزی از کوله ات باقی نمانده...
گویی پایان راهی...
یادت باشد...
در انتظار باران باشی...
کفشهایت تشنه اند...
یادم باشد...
در انتظار آسمان بنشینم..
خاک همیشه خشک است...
یادم باشد...
در انتظار خورشید بنشینم...
ماه همیشه تاریک است...

یادم باشد...
در انتظار گندم بنشینم...
نان همیشه تلخ است...
یادم باشد...
در انتظار نگاه بنشینم..
زبان همیشه دروغ است...

یادم باشد...
در انتظار دوست بنشینم..
بی گانه همیشه خسته است...
یادم باشد ...
در انتظار او بنشینم...
او همیشه هست...
همیشه مهربان است..


کلمات کلیدی: