میلاد حضرت ابا عبدالله علیه السلام - السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام
 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام

به وبلاگ امام حسین علیه السلام خوش آمدید اللهم صل علی محمد و آل محمد

میلاد حضرت ابا عبدالله علیه السلام
ساعت ۸:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳  

وبلاگ

ابن عباس از پیامبر گرامی اسلام نقل می کند:

وقتی حسین بن علی علیه السلام به‌دنیا آمد، خداوند به
جبرئیل وحی کرد که با هزار گروه از فرشتگان، بر من نازل شوند و ولادت حسین علیه السلام را به من تهنیت بگویند. هر گروه شامل یک میلیون فرشته بود سوار بر اسب‌های ابلق( سیاه و سفید)، با زین‌ها و دهنه‌های مزین به در و یاقوت، و همراه‌شان فرشتگانی بودند که چوب‌هایی از نور به‌دست داشتند .

منابع: بحار الانوار، ج 43، ص 248، حدیث 24- اکمال الدین.

امام حسین علیه السلام تازه به دنیا آمده بود که فاطمه سلام الله علیها گریان نزد پدرش، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، به مسجد رفت و گفت: «ای پدر! حسین را در گهواره گذاشتم و سرگرم آسیاب گندم بودم که ناگهان دیدم حسین در گهواره نیست.»

پس از این خبر،
جبرئیل امین فرود آمد و گفت: «یا رسول الله! سلام مرا به فاطمه برسان و به او بگو چشمت روشن باد! آسیبی به حسین علیه السلام نرسیده و او از مقربین است.»

پیامبر فرمود: «حسین کجاست؟»

جبرئیل گفت: « هنگامی که جماعتی از ملائکه همراه من برای تبریک ولادت حسین علیه السلام فرود آمدند و به آسمان باز گشتند، بر سایر ملائکه افتخار کردند که حسین را زیارت کرده‌اند. سایر ملائکه به پروردگار عرض کردند که به ما نیز اجازه‌ی زیارت حسین را عنایت کن.

پس خداوند متعال به من امر فرمود که حسین علیه السلام را به آسمان‌ها ببرم تا سایر ملائکه او را زیارت کنند. الان هم او را باز گردانده‌ام و او در گهواره است.

از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است: آن هنگام که پدرم آدم مشاهده کرد که نام من و علی و دخترم فاطمه و حسن و حسین و فرزندانشان با نور بر ساق عرش نوشته شده است، گفت: الهی و سیدی، آیا چیزی آفریده ای که نزد تو گرامی تر از من باشد؟ خداوند پاسخ داد: ای آدم، اگر این اسمها نبود نه آسمان بر افراشته ای و نه زمین گسترده ای و نه فرشته مقربی و نه پیامبر مرسلی را می آفریدم و نه تو را خلق می کردم.

در روایت دیگر آمده است: که اینها از ذریه تو هستند و بهتر از تو و همه مخلوقات هستند. اگر اینها نبودند نه تو را
خلق می کردم و نه بهشت و آتش و آسمان و زمین را.

در روایتی نیز آمده است: اگر اینها نبودند نه تو را خلق می کردم نه بهشت و نه جهنم را و نه عرش را و نه کرسی را و نه آسمان را و نه زمین را و نه ملائکه را و نه جن را و نه انس را.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:« خداوند آدم را آفرید، از روح خود در وی دمید و فرشتگان بر او سجده کردند. آن‌گاه او را در بهشت جای داد و حوا را به همسری‌اش در آورد. در این هنگام آدم نگاهی به سوی عرش کرد و پنج سطر نوشته دید. گفت:« پروردگارا، اینان کیستند؟»
خداوند عزوجل فرمود:« اینها کسانی هستند که اگر مخلوقات من آنان را شفیع قرار دهند. شفاعتشان را می پذیرم.»
آدم گفت:« پروردگارا، تو را به منزلتی که نزد تو دارند سوگند می‌دهم بگو اسم آنان چیست؟»
خداوند فرمود:« من محمود هستم و این محمد. من عالی هستم و این علی، من فاطر هستم و این فاطمه، من محسن هستم و این حسن، و من ذو الاحسان هستم و این حسین.»

منابع:

  • بحار الانوار، ج 27، ص 4، حدیث 7 - معانی الاخبار، ص 21 و علل الشرایع، ص 56.
  • بحار الانوار، ج 27، ص 5، حدیث 10.
  • بحار الانوار، ج 35، ص 23، حدیث 15- روضه ص 17 و 18.
  • بحار الانوار، ج 26، ص 273، حدیث 15- عیون الاخبار، ص 17.

تولد امام حسین (ع)

به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت (1) دومین فرزند برومند حضرت على و فاطمه،که درود خدا بر ایشان باد،در خانه‏ى وحى و ولایت،چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامى اسلام (ص) رسید،به خانه‏ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء (2) را فرمود تا کودکش را بیاورد.اسماء او را در پارچه‏یى سپید پیچید و خدمت رسول اکرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت (3) .

به روزهاى اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش،امین وحى الهى،جبرئیل،فرود آمد و گفت:

سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا،این نوزاد را به نام‏پسر کوچک هارون‏«شبیر» (4) که به عربى‏«حسین‏»خوانده مى‏شود،نام بگذار. (5) چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنکه تو خاتم پیغمبران هستى.

و به این ترتیب نام پر عظمت‏«حسین‏»از جانب پروردگار،براى دومین فرزند فاطمه انتخاب شد.

به روز هفتم ولادتش،فاطمه‏ى زهراء که سلام خداوند بر او باد،گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقیقه (6) کشت،و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. (7)

حسین و پیامبر (ص)

از ولادت حسین بن على (ع) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفى که پیامبر راستین اسلام (ص) در باره‏ى حسین (ع) ابراز مى‏داشت،به بزرگوارى و مقام شامخ پیشواى سوم آگاه شدند.

سلمان فارسى مى‏گوید:دیدم که رسول خدا (ص) حسین (ع) را بر زانوى خویش نهاده او را مى‏بوسید و مى‏فرمود:

تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى،تو حجت‏خدا و پسر حجت‏خدا و پدر حجت‏هاى خدایى که نه نفرند و خاتم ایشان،قائم ایشان (امام زمان عج) مى‏باشد. (8)

انس بن مالک روایت مى‏کند:

وقتى از پیامبر پرسیدند کدامیک از اهل بیت‏خود را بیشتر دوست مى‏دارى،فرمود:حسن و حسین را، (9) بارها رسول گرامى حسن و حسین را به سینه مى‏فشرد و آنان را مى‏بویید و مى‏بوسید. (10)

ابو هریره که از مزدوران معاویه و از دشمنان خاندان امامت است در عین حال اعتراف مى‏کند که:

رسول اکرم (ص) را دیدم که حسن و حسین (ع) را بر شانه‏هاى خویش نشانده بود و به سوى ما مى‏آمد،وقتى به ما رسید فرمود: هر کس این دو فرزندم را دوست‏بدارد مرا دوست داشته و هر که با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. (11)

عالى‏ترین،صمیمى‏ترین و گویاترین رابطه‏ى معنوى و ملکوتى بین پیامبر و حسین را مى‏توان در این جمله‏ى رسول گرامى اسلام (ص) خواند که فرمود:

حسین از من و من از حسینم. (12)

پى‏نوشتها:

1- در سال و ماه و روز ولادت امام حسین (ع) اقوال دیگرى هم گفته شده است،ولى ما قول مشهور بین شیعه را نقل کردیم.ر.به. ک.اعلام الورى طبرسى ص 213

2- احتمال دارد منظور از اسماء،دختر یزید بن سکن انصارى باشد.ر.به.ک.اعیان الشیعه جزء 11 ص 167

3- امالى شیخ طوسى ج 1 ص 377

4- شبر بر وزن حسن و شبیر بر وزن حسین و مشبر بر وزن محسن نام پسران هارون بوده است و پیغمبر اسلام (ص) فرزندان خود حسن و حسین و محسن را به این سه نام نامیده است- تاج العروس ج 3 ص 389،این سه کلمه در زبان عبرى همان معنى را دارد که حسن و حسین و محسن در زبان عربى دارد- لسان العرب ج 6 ص 60

5- معانى الاخبار ص 57

6- در منابع اسلامى در باره‏ى عقیقه سفارش فراوان شده و براى سلامتى فرزند بسیار مؤثر دانسته شده است،ر.به.ک.وسائل الشیعه ج 15 ص 143 به بعد.

7- کافى ج 6 ص 33.

8- مقتل خوارزمى ج 1 ص 146- کمال الدین صدوق ص 152.

9- سنن ترمذى ج 5 ص 323.

10- ذخائر العقبى ص 122.

11- الاصابه ج 11 ص 330.

12- سنن ترمذى ج 5 ص 324- در این قسمت روایاتى که در کتابهاى اهل تسنن آمده است نقل شد تا براى آنها هم سندیت داشته باشد.

منابع :

www.rasoolnoor.com

www.daneshnameh.roshd.ir

وبلاگ