مجموعه اقدامات نابجا در دولتهای هفتم و هشتم - السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام
 

السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین علیه السلام

به وبلاگ امام حسین علیه السلام خوش آمدید اللهم صل علی محمد و آل محمد

مجموعه اقدامات نابجا در دولتهای هفتم و هشتم
ساعت ٤:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۳/۱۸  

مجموعه اقدامات نابجا در دولتهای هفتم و هشتم

اختصاصی - در طی سالیان زیاد اصلاحات کشور دائما درگیر با انواع کارهای سیاسی بوده و تنها کاری که نشده خدمت به مردم و رفع نمودن مشکلات اقتصادی و معیشتی کشور بوده است. این مواردی که در ذیل اشاره خواهد شد مشتی از خروارها مشکلاتی بوده که توسط این دولتها ایجاد شده است/ افرادی همچون موسوی و کروبی و رضایی در این دوره مدعی شده اند که وضعیت کشور از تمام لحاظ نابسامان می باشد شاید این آمار گویای بساری از شبهات باشد: و دوستان احساس خطرشان کمرنگ تر شود:

 

 درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها .

- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن . میلی به باز کردن پرونده مشتی اراذل ندارم ولی هنوز در مورد بی سیم های وزارت کشور خاتمی  که در دست کودتاچیان بود به مردم توضیح داده نشده است و اگر نبود تدابیر رهبری و هوشیاری مردم ،کشور ما به سرنوشت  گرجستان دچار شده بود...

- قتل های زنجیره ای که حادثه ای کم نظیر از تمامی جهات علی الخصوص نحوه برخورد با عاملین و بی آبرو کردن نظام و دستگاه اطلاعاتی کشور توسط خود مسئولین بود .

- درگیری های شورای شهر تهران .

- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان .

- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و... .

- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان .

- ماجراهای غم انگیز مجلس ششم که تنها کاری که نکردند توجه به مردم بود .

- تحصن نمایندگان مجلس ششم که نقش اپوزوسیون در داخل را به خوبی ایفا نمودند .

- سرقت اسناد بکلی سری مملکت به راحتی و با حمایت دولت (فیلم قتل های زنجیره ای ، نامه سعید امامی در خصوص مطبوعات و...) و در اختیار دشمنان قرار دادن آنها برای بهره برداری تبلیغاتی .

- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به نحوی که رادیوهای بیگانه شاید یک ساعت بعد از آنها اطلاع داشتند .

- استعفا و تهدید به استعفاء اکثر فرمانداران و استانداران در رابطه با تحصن نمایندگان .

- نامه نگاری به رهبری برای خوردن جام زهر(قبل از حمله آمریکا به عراق) .

- تشبیه محرومان به لشگر قابلمه به دست ها

- نامه خیلی محرمانه خاتمی به بوش که ما دست از حمایت لبنان و حماس و فلسطین و بی خیال شدن اترژی هسته ای به این شرط که به ما حمله نکنند . نامه دولت خاتمی به بوش در زمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد. اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد، این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یاد مواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد! به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانه‏ای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هسته‏ای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!

 - سفر رییس جمهور سابق به صورت سری به کنفرانس گروه بیلدربرگ(فراماسونری-صهیونیستی) در سال 1999و ارائه تز گفتگوی تمدنها و تصویب آن یک سال بعد 2000در سازمان ملل و نامگذاری سال 2001به این نام و در پی آن ارائه تز جنگ تمدن ها توسط ساموئل هانتینگتون در آمریکا .

- دست دادن رئیس جمهور سابق با زنان در ایتالیا که ابتدا تکذیب بعدا توجیه شد و سکوت مرگبار همه در خصوص بدیهی ترین چیز(حرام بودن) حتی علما و بی آبرو کردن شیعیان در بین مسلمین - شخصی که خود رو فرزند زهرا می داند و پاک بی عیب ؛ چگونه با زنان اجنبی دست میدهد ؛ آیا فرزند زهرا و علی این گونه است؟

- رییس جمهور سابق فرمودند: عطای قدرت را به لقایش بخشیدم ، نمیدانم چه شده دوباره هوس رییس جمهور شدن به سرشان زده است !

- خدمت به آمریکا و دشمنان نظام به خاطر نفوذ دادن سکولاریسیم در بدنه جامعه و دولت .

- سید بزرگوار! تو سید آنهایی هستی که امام حسین (ع) را خشونت طلب خواندند وگرنه ملت آنقدر هم ساده نیستند که سه سال پیش را فراموش کنند .

- طرح شعار زنده باد مخالف من (فقط شعار نه عمل) و دفاع از آزادی بیان (البته به این بهانه توهین های بزرگی در این زمینه به مقدسات صورت گرفت که خاتمی برای رفع آنها اقدام موثری نکرد) بزرگترین اقدامات چشمگیر دولت اصلاحات بود که در کنار همین ها افتضاحات شدیدی رخ داد که خاتمی نسبت به آنها کم توجهی می کرد .

- اخیراً هم آقای خاتمی وقتی از آمدن یا نیامدنش سخن گفت، تأکید کرد که اگر بیاید، حتماً باید اصلاحات را تعریف کند. خب چیزی که بزرگان و سردمداران آن هنوز در تعریفش به یک معنای مشترک نرسیده اند، چه طور مدعی هستند که مردم دنبال آن بودند و امروز هم تشنه آن هستند؟!

- آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟

- در روزنامه های اصلاح طلب مردم را دلفین نامیدند که بالا و پایین می پرند!

- در یکی از گزارش های سازمان بازرسی کل کشور آمده است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی "چندین" میلیارد دلار برداشت اضافه از حساب ذخیره ارزی شده و آن هم "بدون اجازه مجلس" بوده است. این در حالی است که در دوره اخیر بیشترین برداشت از این حساب با "اجازه مجلس" بوده است. یعنی مواردی جزیی داریم که با تفسیر هزینه ای برداشت شده و آنهم با ذهنیتی که جزء اختیاراتش بوده اتفاق افتاده است، البته عدد بزرگی نبوده است.

- در دوران اصلاحات وقتی حرف از وضعیت اقتصادی میشد،مسئولین دولتی از تمام ترفندها برای منحرف کردن اذهان عمومی از این موضوع استفاده میکردند.حتی یکی از مسئولین بی شرمی را به جایی رساند که بصورت علنی به شعور اجتماعی مردم توهین کرد وگفت:"اگر ما مرگ موش هم بدهیم،مردم برای گرفتن آن صف می بندند." حال همینان دم از مشکلات اقتصادی دولت نهم میزنند. از طرفی همه ی ما کم و بیش از پروسه های تدوین شده در دوران اصلاحات برای براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی خبر داریم و امروز چهره ی جدیدی از امثال آقای خاتمی می بینیم که خود را پیرو مکتب خمینی کبیر(ره)میدانند. اینها همان مصداق شاه سلطان حسین ها هستند که مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان به ما از سردمداری آنان هشدار دادند.

- متاسفانه ویژگی شخصیتی آقای خاتمی به شکلی است که همه را دور خودش جمع می کند و زمینه اعتماد دشمن را فراهم می کند.

- مگر ما یادمان رفته که همین اصلاح طلبان محترم مثل سازمان مجاهدین بیانیه دادند در حمایت از طالبان!

- چرا بوش از اصلاح طلبان حمایت می کند؟ چرا بسیاری از آنها اعلام برائت نمی کنند از مواضعی که بوش و مثل بوش روی آن سرمایه گذاری کرده اند!

- خاتمی رییس جمهوری است که با افتخار علت پف آلود بودن چشمش و تاخیر در جلسه هیات دولت رو نگاه کردن فوتبال تا پاسی از شب می دونه ! (مراجعه به سایت ابطحی) .

- خاتمی کسی است که عملا نابودی دین در برابر آزادی را خواستار است (سخنان خاتمی در دانشگاه) .

- طرح طرد ولایت فقیه در زمان خاتمی مطرح شد. البته که طرفدارانش باید عکس امام رو پاره کنند (در دانشگاه تهران). مگر عکس رهبر عزیز رو آتش نزدند. مگر شهید و شهادت را به مسخره نگرفتند و کسی که امام آن را رهبر خود دانسته بود به کودکی دیوانه که عقل نداشته و جو گیر شده توصیف نکردند .

- تورم زمان خاتمی به گفته بانک مرکزی بیست و پنج درصد بوده .

- مبلغ 50000000000 دلار برداشت از صندوق ذخیره ارزی طی سالهای ریاست جمهوری خاتمی جارو کردن حساب ذخیره ارزی نیست؟

- کسانی که با دیدن چند صد نفر انسان که نصف انها هم مخالف هستند و در ضمن گزینش شده اند آنچنان خوشحال می شود که انگار تمام ایران انجا جمع است و در عین حال حضور چند صد هزار نفری مردم در استقبال از رییس جمهور را نمی بینید! انسانی که خوابست را می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز.

- بمردم فشار اقتصادی و تحریم و کم پولی و سختی های موجود را تحمل می کنند اما خود فروشی و تر سویی و ذلت و دروغ گویی آشکار و از همه مهمتر توهین به امام امت و شهدا و دین و اسلام رو هرگز تحمل نمی کنند . و خوب می توانند فرق نوکر شجاع و کاری و شاه سلطان حسین های ترسو را از هم تشخیص دهند.

- خاتمی حرف زد و عمل کرد. بله درست است به حرف خود راجع به بی بند وباری های سیاسی و فرهنگی خیلی خوب عمل کرد همان چیزی که موافقان خاتمی دنبال آن بودند و هستند. اما آنها غافلند که: هر که با آل علی در افتاد ور افتاد.

- در دولت آقای خاتمی هر نه روز یک بحران بود (نقل از خود آقای خاتمی) .

- دوستان خوب به یاد دارند که دولت خاتمی آنی نبود که انتظار داشتند بلکه شد آنچه که نباید می شد و تبدیل به دولتی شد بدتر از دولت سازندگی. دیگر آیا کسی پیدا می شود که بر گوشه گوشه دولت خاتمی نقد نداشته باشد؟ از کدام نقطه قوت دولت خاتمی حرف می زنید که اینگونه آزموده ایی را دوباره فرصت امتحان می دهید؟ جای تاسف و درد است برای کسانی که یا ندانسته دم از طرفداری خاتمی می زنند یا آگاهانه منتظر دوباره رسیدن خاتمی به دولت برای رهایی از قید های انسانی و اسلامی هستند.

- برای شما چه مهم است؟ دست برداشتن از امام و رهبری و شهدا و انقلاب و حمایت از مظلومین و به قدرت رسیدن سکولارهای روشنفکر؟ اگر در پی این هستید باید قاطعانه به محمد خاتمی رای دهید و اگر در پی حفظ ارزشهایمان هستید و برایتان شکم گرسنه کشاورز بیچاره مهم است پس حرفی از خاتمی نیاورید که وقتی کشاورز بدبخت ما شبش به سختی به صبح می رسید جناب خاتمی در برن سوییس مشغول شعر و فلسفه بود و تحقیر ملت بزرگی به نام ایران.

- دوستان اگر امام و رهبری ودین قبول ندارید، وصیت نامه کوروش کبیر را به شما پیشنهاد می کنم که بدانید آیا خاتمی با همه دین گریزیش آیا به گفته های کوروش توجهی کرده است که ملت را در سال 2003 به اجنبی های از خدا بی خبر نفروشد؟

- این بزرگوار جانش را نتوانست برای انقلاب (بدلیل ماموریت در آلمان) و در جنگ تحمیلی(اونم حتما دلیل دیگری داشته که اون دلیل هشت سال طول کشیده!) فدا کنه حالا بعد از سی سال بعد از انقلاب و دو دوره ریاست جمهوری می خواد این کار را انجام بده !

- دانشجویانی که با هزینه ملت مشغول به تحصیل دردانشگاه شده اند و به ملت، مسئولین و تاریخ کشور اهانت می کنند معمولا افراد بسیار بی اطلاع و هیجان زده ای هستند که تفکر سیاسی را با غوغا اشتباه گرفته اند و نمی دانند که با پاسخ دادن به تعدادی سئوال چهار جوابه و ورود به دانشگاه هیچکس ناگهان مصلح اجتماعی یا انقلابی تمام عیار نمی شود. این کارها از مسیر مطالعه، علم و وطن دوستی می گذرد و دلیل من اینست که از این افراد پس از فارغ التحصیلی جز خود به چیز دیگری می اندیشند(بجز تعداد بسیار اندک) و در پاسخ به گذشته پر حرارت خود با خنده می گویند "جوانی است و هزار اشتباه" دانشگاه باید مرز بین اعتقاد و اقدام ضد ملی را برای دانشجویان روشن کند. شما می بینید در غرب دانشگاه ها جای تصفیه حساب سیاسیون بدست دانشجویان نیست و کسی از این سلاح استفاده نمی کند چرا که دانشجو بجز حوانی و هیجان زمینه کار اجتماعی ندارد و هر گونه کارکشیدن از او سوءاستفاده تلقی می شود .دانشجو در حین تحصیل با بالا بردن سواد علمی، اجتماعی و سیاسی و در حین ورود به جامعه آماده کار از جمله کار سیاسی می شود تا مسئولیت کامل کار خود را بعهده داشته باشد نه اینکه شبه کودتای هجده تیر را تاجزاده و موسوی لاری و کوهی و سلیمانی و عباد و حجاریان و دارو دسته اطلاعاتی های اسبق با راهگشایی موسوی خویینی های رادیکال پیشین و توبه کرده بعدی طراحی کنند و بدست دانشجوی هیجان زده اجرا کنند و وقتی کودتا شکست خورد کنار بکشند تا دانشجو گرفتار شود و بعد برای دانشجوی گرفتار اشک تمساح بریزند.

- آقایان اصلاح طلب ! بالاخره ولی فقیه را قبول دارید یا ندارید؟ اگر قبول دارید، موضع ایشان نسبت به دولت نهم روشن است ؛ اگرقبول ندارید، پس حرف امام را هم قبول ندارید که می فرمایند پشتیبان ولی فقیه باشید. تکلیف خودتان را روشن کنید !

- آقای خاتمی هم در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.

-  بیست و هشت نفر از جمله، محمد خاتمی، عطاء الله مهاجرانی، موسوی خوئینی ها، سید عبدالواحد موسوی لاری، اسدالله بیات و لطیف صفری امضا کنندگان آن هستند که از دستگاه قضایی که چهل روزنامه و نشریه را در آن زمان بستند، تشکر و حمایت کرده اند. امضای ایشان پای این نامه است.

- در دولت آقای خاتمی، رجانیوز سی و پنج نفر اسم داد، یکی آقای مرتضی حاجی که مدارک دکترای تقلبی از دانشگاه هاوایی داشتند که اسناد آن را منتشر کرد. و وزارت علوم با فشار کیهان مجبور به ابطال مدارک شد.

- استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 : «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»

- کسانی که در دوره اصلاحات می گفتند اندیشه امام به موزه سپرده شده است،‌ خود به موزه تاریخ رفته اند و امروز دست و پا می زنند تا از موزه تاریخ خود را رها کنند. اندیشه امام امروز در بلندترین تریبون سیاسی دنیا یعنی سازمان ملل توسط رئیس جمهورمان تبیین می شود .

- آقای خاتمی در جواب به دانشجویان معترض گفت : "می دهم، بیرونت کنند، آدم باشید!" در صورتی که همین برخورد، بلکه بدتر از آن با آقای احمدی نژاد شد ولی گفت من تحمل می کنم .

- شعار آزادی دادن، یک چیز است و عمل کردن به آن یک چیز دیگر است، خوب است اگر انسان شعار آزادی می دهد، از طرف دیگر برای مردم حرمت قائل باشد، از یک طرف می گفتند مردم، سالار هستند و از طرف دیگر می گفتند این ها لشکر قابلمه به دست هستند، اینها باید مرگ موش بخورند، وقتی مردم خرم آباد که مقابل سروش ایستادند، گفتند که نمی گذاریم که بیاید، سروش به آنها لقب آدمخوار داد!

- چرا باید در زمان دولت آقای خاتمی، هواپیمای چهل میلیارد تومانی از سلطان برونئی خریداری و بیست میلیارد تومان هم صرف تشریفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟

- شش میلیارد دلار پولی را که به گفته آقای انبارلویی که در زمان خاتمی به خزانه برنگشت ، چه شد ؟

- رفسنجان کاخ و فرودگاه ساختند و در اردکان بسیاری ازامکانات را فراهم آورده اند، در حالی که در جیرفت و عنبرآباد مردم در کپر زندگی می کردند؟!

- در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویصد ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.

- امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.

- آقای مهاجرانی که شخص رهبری فرمودند، من از ایشان راضی نیستم، چون همه سیاست هایش چه در فیلم و کتاب و موسیقی و... غالباً بر ضد اسلام بود، در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم، آقای خاتمی گفتند که اگر مهاجرانی استعفا دهد، من هم با وی استعفا می دهم. برخی از همان مراجع در این رابطه در تحصن شرکت کردند و ایشان به آن مراجع بی اعتنایی کرد.

- مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!

- کنفرانس برلین هنوز یادمان نرفت!

- کمرنگ کردن ارزش های انقلاب و هجمه به دستاورد های آن

- آقای خاتمی 16 آذر 83 وقتی از سوی برخی عناصر تندرو در دانشگاه تهران مورد بی احترامی قرار گرفت، فی المجلس فریاد برآورد که «از درون اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد» اما پس از 4 سال اکنون در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی می گوید «بهترین و یکی از لذت بخش ترین لحظه های زندگی من روز 16 آذر 83 بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند». سخن بر سر تحمل مخالف- در عین مرز داشتن با او- نیست بلکه بر سر این است که آن روز صدای دشمن پس از 7 سال معرکه گردانی عوامل آن و صرفاً به خاطر تند شدن به شخص آقای خاتمی شنیده و هشدار داده شد و امروز از همان «صدای نفوذ دشمن در اردوگاه اصلاحات» به عنوان لذت بخش ترین لحظه ها یاد می شود و اینک تحریک کنندگان و سامان دهندگان اصلی افراطی گری مورد نظر آقای خاتمی در جبهه اصلاحات، جزو ستاد اولیه ای شده اند که قرار است دیگران را به راه آورد. وگرنه چند تا جوان ساده دل اغوا شده که به خودی خود شأنیت و اهمیتی ندارند.

- سهم خواهی و گروکشی یکی از بیماری هایی بود که دولت خاتمی را از پای درآورد. اکنون با گرد هم آمدن اکثریت قریب به اتفاق مؤتلفان سابق، باید این پرسش را پاسخ گفت که سابقه داران سهم خواهی، آیا توبه کرده اند و برای رضای خدا و خلق آستین بالا زده اند؟ آیا قرار است کشور به 12 سال قبل بازگردد و درجا زدن و عقبگرد را از نو شروع کند؟

- عدم مرزبندی با جریان هایی نظیر گروهک نهضت آزادی .

- آقای هاشمی! پذیرفتن فساد مالی در پروژه‌های عظیم را جهت تسهیل روند اجرایی آن پروژه به عنوان یک راهکار مدیریتی، رسمی دانستید؟ آنجا شما بیان داشتید:" وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا 10 میلیارد خرج می‌کنیم ممکن است از قبل آن 500 میلیون هم اختلاس شود اما این سد برای کشور می‌ماند و هیچ کس نمی‌تواند از این سد اختلاس و دزدی کند". حال آیا این مولای شما امیرالمومنین(ع) نبود که به سبب اختلاسی در بیت‌المال مسلمین توسط کارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالی بر بازار اهواز وی را به شدت مجازات کرد؟ آیا این سخن کارفرمای شما(ع) نبود که فرمود:"هنگامی که نامه مرا خواندی ابن‌هرمه را ... برکنار کرده و به مردم معرفی کن! به زندانش افکن! آبرویش را بریز! به همه بخش‌های تابع اهواز بنویس که من چنین عقوبتی برای او معین کردم. مبادا در مجازات او غفلت و کوتاهی کنی که نزد خدا خوار می‌شوی و من به زشت­ترین صورت ممکن برکنار خواهم کرد. ... شب‌ها زندانیان را برای هواخوری به فضای باز بیاور جز ابن هرمه!"

- دور بودن هاشمی رفسنجانی از فضای دانشگاه بر کسی پوشیده نیست. عدم دسترسی دانشجویان به ایشان موجب گشته تا شبهات و مطالبات آنها از او  بی‌پاسخ بماند. نشاط فضای دانشجویی ایجاب می‌کند که مطالبه‌اش تند و تیز باشد و سوالش پرکنایه، آیا تفاوتی میان هاشمی رفسنجانی و سایر خدمت‌گزاران نظام اسلامی وجود دارد که سایرین در چنین فضاهایی نیز شرکت کرده و پاسخ­گو هستند ولی هاشمی همواره از حضور در چنین شرایطی اجتناب می‌کند؟

- آقای هاشمی چرا در دوران ریاست جمهوری خود همواره شرایط کشور را در بهترین وضع ممکن می‌دانستید و امروزه تحلیلتان از اوضاع کشور به گونه‌ای است که آن را بحرانی می‌نامید. حال آنکه مقایسه‌ای ساده بین شرایط کنونی کشور و آن دوره به خوبی مشخص می‌کند.

- آقای خاتمی در نطقی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشتم کلمه"مولاه" در " من کنت مولاه فعلی مولاه " را به معنی دوست گرفت تا از آرای اهل سنت بهره مند گردد.

- چرا باید حزب کارگزاران که در فضای سیاسی کشور به واسطه وابستگی‌اش به هاشمی شناخته می‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب که غالبا صاحب منصبان دولت شما نیز بوده‌اند به عنوان حزبی لیبرال معرفی شود. مگر امام امت(ره) نبود که فرمود: "نگذارید انقلاب به دست لیبرال‌ها بیفتد".

- چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبیین نمی‌کند؟ چرا آقای هاشمی نسبت خود را به طور شفاف با لیبرال دموکرات‌ها، مفسدین اقتصادی و یا حداقل با کسی که از نظر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اتهام اقدام وی علیه امنیت ملی کشور به اثبات رسیده است مشخص نمی‌کند؟

- روز جمعه- 11 بهمن ماه 87 - آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق طی سخنانی به مقایسه دوران اصلاحات و دوران کنونی پرداخته و گفت؛ «امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر دلمان برای کشور می سوزد»! ایشان درباره یکی از دستاوردهای دولت اصلاحات که باعث سرافرازی وی بوده است گفت «در گذشته کاری شد که همه دنیا گفتند منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست درآمده است؟ جناب آقای خاتمی به خاطر دارید که حضرتعالی از ارائه طرح گفت وگوی تمدن ها به سازمان ملل با چه افتخاری یاد می کردید و آن را زمینه ساز صلح جهانی می دانستید؟ ولی در همان سال آمریکا و متحدانش به افغانستان حمله کردند و بعد به عراق و از ایران با عنوان «محور شرارت» یاد کردند! خب! جناب خاتمی آیا مطابق فرمول خودتان نمی خواهید به این سؤال پاسخ بدهید «چه کرده بودید و چه شده بود» که ایران را محور شرارت نامیدند؟ اتهام «محور شرارت» که میلیاردها برابر از خارج کردن منافقین بدبخت فلک زده از لیست تروریست ها اهانت آمیزتر است. نیست؟ راستی آقای خاتمی اگر فرمول خودتان را قبول دارید باید از شما پرسید چرا در قتل عام مردم مظلوم عراق شرکت فرمودید؟! حتماً می فرمائید حمله به عراق کار آمریکا بود، نه دولت اصلاحات، خب! پس چرا خارج کردن منافقین از لیست گروه های تروریستی را به عملکرد دولت نهم نسبت می دهید؟! جل الخالق!!

- جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه علیه دین و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خردادی‌ها تولید شد. رئیس‌جمهور طبق سوگندی که می‌خورد باید پاسدار دین و انقلاب باشد؛ لذا نمی‌تواند در برابر مخالفان دین و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.

- آقای محمود کاشانی عضو هیات مدیره کانون وکلای استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشیه میزگردی که با حضور عباس سلیمی نمین در همایش درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت:  بیشترین تخلف از قانون اساسی در دوره خاتمی صورت گرفت. این درحالی است که من بارها از وی برای مناظره دعوت کرده ام که وی پاسخ منفی داده است لذا دولتی که حساب پس نمیدهد را نباید به عنوان دولتی مردم‌سالار یاد کرد.

- آیا تأسیس بنیاد باران و برآورد حقوق مادام‌العمر برای یاران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعی می‌باشد؟

- در حالی رسانه‌های مخالف دولت بر شایعاتی همچون اخراج و بازنشستگی اساتید تاکید دارند که در دوران خاتمی بیش از 200 تن از اساتید مذهبی دانشگاههای کشور از جمله بسیاری اساتید دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زیباکلام) اساتیدی همچون دکتر نجفی، فتح‌الهی، نامدار و... در عرض 3 ماه بیش از 30 هزار نفر از مدیران اجرایی کشور به جرم عدم همراهی با ستادهای خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتی به آبدارچی و خادم مسجد نیز رحم نکرد !

- مصوبه های عجولانه در آخرین جلسات هیات وزیران دولت اصلاحات، در برخی موارد به مصوبه هایی برای تامین منافع اقتصادی برخی گروه های سیاسی مبدل شد. دولت هشتم در آخرین جلسه هیات وزیران، و یک روز مانده به پایان کار این دولت، طرحی را به تصویب رساند که  به پیشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هیات وزیران واصل شده بود. این طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحیه عسلویه یاد میشود، در حالی با پیشنهاد وزارت نفت در تاریخ 11 مرداد 1384 به تصویب هیات وزیران رسید که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضی بخشهایی از منطقه حفاظت شده سراج و نیز محدوده پیرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شاید آنچه علاوه بر تصویب خارج از روال این طرح در روز ارائه به هیات وزیران سوال برانگیز بود، بخش های پایانی مصوبه هیات وزیران دولت اصلاحات است. بر این مبنا وزارت نفت  مکلف شد نسبت به تامین خسارت آسیب دیدگان از اجرای این مصوبه نیز اقدام کند.
بر اساس همین مصوبه بود که پرداخت مبلغ 300 میلیارد تومان بابت خسارت وارد شده به یک شرکت پرورش میگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعالیت داشت در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.اما شرکت مذکور که اعضای هیات مدیره آن را افرادی چون آقایان "ک"، " ق" و " م" از سران یک حزب متنفذ سیاسی با سابقه طولانی در فعالیت?های اقتصادی و نفتی تشکیل می دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با تصویب هیات وزیران دولت اصلاحات توانسته بودند مجوز فعالیت در منطقه حفاظت شده سراج، برای پرورش میگو را دریافت کند. بر همین مبنا هیات دولت سازمان حفاظت از محیط زیست را موظف کرده بود تا پنج هزار هکتار از اراضی منطقه سراج در ناحیه عسلویه را به این شرکت برای امر پرورش میگو واگذار کند.
این در حالی است که هیات دولت هشتم تنها جند ماه بعد و در آخرین جلسه خود با تصویب طرحی که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمینه دریافت خسارت 300 میلیاردی این شرکت را بابت زمین های دولتی که چند ماه قبل باز هم توسط هیات وزیران به آن شرکت واگذار شده بود فراهم کرد.
هرچند دولت نهم در 12 دیماه 1385 بنا به پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست و به استناد اصل یکصدو سی و هشتم قانون اساسی تصویب نامه مذکور را به طور کامل لغو کرده و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد، اما مشخص نیست مصوبه های اختصاصی از این دست، چه تعداد از مصوبات هیات دولت هشتم را در روزهای پایانی به خود اختصاص داده است. این در حالی است که بررسی های بعدی مشخص کرد نه تنها تصویب واگذاری پنج هزار هکتار زمین بابت پرورش میگو یک اقدام غیر منطقی است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمایه گذاری برای اکتشاف گاز را نیز نداشته است.

- آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- آقای مهاجرانی در تاریخ ۱۶/۱/۷۹ گفته بودند :نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. کاری نداریم که ایشان برای همین ۶ تا زن گرفت که ثابت کندبه اندازه بال مگسی هم غیرت نداشت و بعد هم به انگلستان گریخت .
این شخص وزیر فرهنگ هم بوده و خود بخوان که با این طرز تفکر چه بلایی بر سر فرهنگ کشور آمده است.
البته یادمان نرفته که علما بعد از آن فجایع فرهنگی تحصن کردند و داد می زدند ((ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما)) رهبری هم از عملکرد این وزارتخانه ابراز نارضایتی شدید کرد . استیضاح این مفسد در مجلس رای نیاورد. و در پایان خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه ریخت: ((استعفای مهاجرانی به استعفای من بسته است و من کاملا با افکار او موافقم)). و این یعنی اوج مشکلات تفکر این جریان...

- حضور خاتمی در اجلاس بیلدربرگ و هم کاسه شدن با سران صهیونیست. عزیزان برای مستندات این خیانت به کتاب جالب شوالیه های ناتوی فرهنگی پیام فضلی نژاد مراجعه کنند.
البته خاتمی در مورد سفر اخیر خود به نژاد پرست ترین و صهیونیست ترین کشور دنیا یعنی استرالیا باید جوابگوی ملت ایران باشد. قوه قضاییه هم که  فقط برای عدالتخواهان و امثال طلبه سیرجانی همچون شیر غرنده می خروشد و برای هتاکان این چنینی به منافع ملت ایران همچون ... به لانه ی خود می خرامد!

- رابطه مستقیم با نهضت آزادی از روشن ترین انحرافات جریان دوم خرداد بود. مصاحبه اعضای نهضت آزادی در اواخر سال 1378 مبنی بر قانونی شدن فعالیت این گروهک توسط توسط عبدالله نوری و تاج زاده را که به خاطر دارید. دیدار چندی پیش سران نهضت آزادی در همایش نفت ، توسعه و دموکراسی نیز که اظهر من الشمس است .برای چه آمده بودند؟ حتما دستوراتی از آن سوی آبها داشتند و مطمئنا برای سیزده بدر نیامده بودند . ابراهیم یزدی در گنکره هفتم نهضت در سال 1363 می گوید:
«نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ...نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی ایران را از طریق قانونی و منطق و پارلمانی سرنگون کرد»
آیا ارتباط داشتن با چنینی عناصر منحوسی این دلیل برای ساقط کردن انقلاب نیست؟

- حمله به نهاد هایی مثل سپاه پاسداران، نیروی انتظامی ، وزارت اطلاعات و مهمترین ارگان مقابله کننده با براندازی و محافظ نظام یعنی بسیج : اوج حمله های ناجوانمردانه ی آنها را بعد از قتل های زنجیره ای شاهد بودیم که منجر به استعفای وزیر اطلاعات شد. حمله به بسیج هم که تمامی ندارد و نخواهد داشت و بیشترین حمله آنها به نهادی مثل بسیج است که هیچ نیروی لجستیکی ندارد وصد البته  این حملات هیچ سودی نداشت چون بسیجیان این جمله سردار شهید اصفهان را همیشه بر یاد داشتند:«حاشا که بسیجی میدان را خالی کند»

- تضعیف نیروهای مسلح» در دولت اصلاحات نیز امری غیر قابل انکار است. بر مبنای مطالب مندرج در صفحه 352 کتاب «مبانی نظری و مستندات برنامه چهارم توسعه» که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات انتشار یافت، کاهش هزینه های نظامی ایران به میزان 20 درصد، در دستور کار دولت اصلاحات قرار داشته است.
در این سند آمده است: «مروری بر منابع قدرت ایران نشان می دهد که پس از انقلاب، ایران بیشتر به توسعه گرایش نظامی روی آورده است(!)» این سند در ادامه با استدلالاتی عجیب! لزوم کاهش هزینه نظامی کشور را اینچنین اعلام کرده است: «به علت حضور آمریکا و به لحاظ تغییر استراتژی و تکنولوژی جنگی، ایران می تواند با کاهش هزینه های نظامی به 20 درصد سطح فعلی، سطح امنیت وجودی خود را ارتقاء دهد(!).»
ضمناً باید توجه نمود که روند کاهش بودجه نیروهای مسلح نسبت به بودجه عمومی کشور در سالهای 80 تا 83، طی مکاتبات ستاد کل نیروهای مسلح با دولت قبلی و مجلس ششم در اسناد کشور به ثبت رسیده است.

- خاتمی روز دوشنبه- 17 فروردین که برای شرکت در دومین اجلاس «ائتلاف تمدن ها» به ترکیه رفته بود، با «آندرسون فوگ راسموس» دبیرکل جدید ناتو و نخست وزیر سابق دانمارک و از حامیان کاریکاتورهای موهن علیه ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) دست داده و خوش و بش کرده بود. آقای سیدمحمد خاتمی اگرچه دیگر رئیس جمهور نیست و از کاندیداتوری برای ریاست جمهوری دهم نیز انصراف داده است ولی حضور 8 ساله ایشان در مسند ریاست جمهوری کشورمان، چه بخواهند و چه نخواهند بخشی از شخصیت حقوقی جناب خاتمی است که متعلق به شخص ایشان نیست، چرا که این جایگاه در چارچوب نظام اسلامی و با رأی مردم به دست آمده و به ایشان واگذار شده بود، بنابراین، می توان و باید این بخش از شخصیت حقوقی آقای خاتمی را امانتی دانست که از سوی نظام و مردم به ایشان داده شده است.

-دولت آقای خاتمی در مقطعی با برداشت 130درصدی از حساب رکورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخیره ارزی را شکسته است که هنوز هم این رکورد ادامه دارد.

-  ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهره‌برداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
با احتساب یک فاز دوران آقازاده، پس از ۸ سال تصدی وزارت نفت توسط کارگزاران جمعاً فقط پنج فاز میدان عملیاتی شده بود و بقیه فازها تا پیش از دولت نهم بلا تکلیف بودند این در حالی است که هم اکنون بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت آقای احمدی نژاد، ۷ فاز در حال اجرا، ۶ فاز در مرحله انتخاب پیمانکار، ۵ فاز در حال مناقصه و فازهای ۶،۷و۸ نیز افتتاح شده و فازهای ۹و۱۰ نیز در مرحله راه اندازی هستند.
این اقدامات جدای از میادینی همچون پارس شمالی و میادین تحت پوشش فلات قاره ، نفت مناطق مرکزی ایران و مناطق نفخیز جنوب هستند.

-  از دیگر نتایج عملکرد وزارت نفت در دولت اصلاحات، ضایع شدن منابع ملی، ایجاد زمینه برای حضور بی رویه شرکت‌‏های خارجی، حاکمیت شبه تکنوکرات‌‏های غیرمتعهد، زد و بندهای سیاسی، ظهور نسل جدیدی از دلال‌‏های نفتی و همچنین شیوع مفاسد اقتصادی است که نمونه های آن را درقرارداد شرکت استات اویل و کرسنت مشاهده نمودیم.
متاسفانه در اوایل کار دولت اصلاحات واحدهای بازرسی که نقش بسزایی در جلوگیری از فساد اقتصادی داشتند در سطح وزارت نفت برچیده شدند! اما در دولت نهم این واحدها مجدداً احیا گردیدند.

- در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روش‌های غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
به عنوان مثال در زمان وزارت زنگنه، در مخزن بزرگ نفتی “پارسی “به دلیل رعایت نکردن نسبت تزریق به تولید پیشنهادی ، چاهها دچار گاز گرفتگی و نمک اضافی شدند و افت کیفیت نفت تولیدی و نهایتاً کاهش بازیافت ثانویه و آسیب رسیدن به مخزن را بدنبال داشته است. (نسبت تزریق گاز به تولید نفت ۲۵۰۰ فوت مکعب بر بشکه برنامه شده بود یعنی تزریق ۴۰۰ م.ف.م.ر گاز پیش بینی شده بود ولی به طور متوسط حدود ۱۵۰ م.ف.م.ر یعنی کمتر از ۵۰ درصد تزریق شد و در مواقعی حتی این تزریق قطع می شد).
در نتیجه ستون نفت از ۱۰۲۲ به ۳۵۰ متر و فشار از ۳۶۴۰ به ۲۴۰۰ پام کاهش یافت و سرانجام تنها در یک دوره به ازای ۱۵ میلیون نفت برداشت شده این مخزن حدود پنج میلیون بشکه آن بر اثر عدم تزریق گاز به هدر رفت.
البته وزارت نفت براساس قانون موظف بود تولید اینگونه میادین را متوقف یا کاهش دهد و بر اساس دبی تولید نفت متناسب با نسبت واقعی تزریق گاز در این مخزن عمل کند درحالی که متاسفانه در مواقعی تولید به دو برابر نیز افزایش یافت این در حالی است که برداشت غیر صیانتی از مخازن نفتی بر خلاف سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز بود.
در مخزن ” کرنج ” نیز نسبت تزریق به تولید پیشنهادی در مطالعه میدان بر اساس فشار افزایی ۲۲۲۲ فوت مکعب بر بشکه محاسبه شده است که حدود ۴۰ درصد گاز مورد نیاز در مخزن تزریق شده بود. اختلاف میزان نفت استحصالی در روش تثبیت فشار و فشار افزایی طبق مطالعه صورت گرفته در حدود ۳۰۰ میلیون بشکه است که به دلیل عدم تحقق فشار افزایی حجم عظیمی از این میزان نفت از دست رفته است.
( میادین کرنج و پارسی با ۱۹ میلیارد بشکه نفت درجا از بزرگترین مخازن نفتی کشورمان هستند. ) در سایرمخازن نیز وضع بدتری حاکم بود.

- در دوران دولت خاتمی، تمامی سیاست‌‏گذاری‌‏های انجام شده در بخش بالادستی نفت به عنوان بخش زیربنایی و پایه‌‏ای صنعت نفت کشور دارای ایرادات جدی و اساسی بود که از جمله آن می‌‏توان سیاست‌‏های وزارتخانه را در طرح توسعه میادین نفتی با شیوه نکوهیده و مطرود بیع‌‏متقابل به‌‏ویژه برای تولید و استخراج نفت از میادین غیرمشترک و مستقل درون کشور، تغییرات نسنجیده و بدون کارشناسی ساختاری، تخریب و تحقیر سازمان‌‏های ملی تولیدکننده نفت، تضعیف شدید توانمندی‌‏های ملی و وادادگی در مقابل شرکت‌‏های چندملیتی غربی را نام برد.

- با توجه به قراردادهایی نظیر دارخوین ، سروش و نوروز ، کرسنت، درود و آزادگان سوالی مطرح است که آیا نفت در دوره اصلاحات در خدمت مردم بود یا در خدمت منافع شرکت های خارجی؟!
آیا اینگونه اقدامات و قراردادهایی نظیر ” کرسنت ” در زمان اصلاحات منجر به توسعه اقتصادی و سیاسی ملت ایران شدند؟!

- کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟

- متاسفانه در ۸ سالی که وزارت نفت زیر نظر دولت خاتمی اداره می شد، مدیریت کلان این وزارتخانه بویژه شخص وزیر نفت با اعمال مدیریت آمرانه و ناکارآمد کردن کمیته‌‏های کارشناسی اعم از فنی، عملیاتی، مالی و نظارتی موجب تحمیل پروژه‌‏های سنگین ارزی و ریالی بدون پشتوانه فنی در کشور شدند که ضربات سهمگینی را به بخش بالادستی صنعت نفت وارد کرده که بخش عمده‌‏ای از آن براساس مدارک و اسناد موجود هم‌‏اکنون آشکار و قابل اثبات است و در یک کلام وزارت نفت در پایان دوره ۸ ساله اصلاحات در آستانه فروپاشی قرار داشت.

-  روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!

- شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است.

- در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا“ بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟

- فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).

- در دوران ۸ ساله تصدی کارگزاران در نفت تلاش زیادی برای ضعیف و عقب مانده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان کشور شد. با بزرگ نمایی مشکلات نفت و ناکارآمد جلوه دادن توانمندی های داخلی در آن مدت موجب استقراض ۷۰ میلیارد دلاری کشور شدند.
خوشبختانه امروز با درایت دولت نهم و همکاری مجلس هشتم و تلاش مدیران و کارکنان صنعت نفت افق های روشنی در مقابل این صنعت استراتژیک قرار دارد که تبدیل کشور به صادر کننده فرآورده های نفتی با احداث ۷ پالایشگاه جدید از جمله این دستاوردهای با برکت است.

- زد و بند با شرکت نفتی نروژی یا هلندی-انگلیسی به قیمت چند میلیون دلار رشوه ازجمله قراردادهای بیع متقابل.

-  فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .

- آقای عباسعلی نورا نماینده مجلس در دروره ی پنجم : وقتی تحقیق و تفحص درباره ی قراردادهای نفتی را شروع کردیم یکی از دوستان من در سازمان بازرسی (کل کشور) به من دلسوزانه گفت فلانی سراغ این قبیل پرونده ها نرو!! پورسانت - رشوه و هدایایی که در این قبیل زد و بندها می دهند لااقل چند میلیون دلار است و با این مبالغ هنگفت هم میتونند پول بدهند اوباش تو بستگانت را زیر چرخهای اتوموبیل ببرند و هم اینکه آدمها و روزنامه ها و گروههایی را بخرند! تو را ترور شخصیت کرده و از حیز انتفاع ساقط کنند.

- ارائه ی طرح لوایح دوقلو به مجلس برای اولا افزایش اختیارات رئیس جمهوری و دوم حذف نظارت استصوابی !! توسط مثلا محمد خاتمی بر خلاف قانون اساسی.

- حیف و میل ۷/۱ میلیارد تومان در موضوع افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) در وزارت راه دولت اصلاحات و نهایتا استیضاح وزیر مربوطه در اثر کم یا بی کفایتی در رخ دادن حادثه ی نیشابور و عزل او .
سپس در اقدامی شگفت آور خاتمی اقدام به تغییر سمت آقای خرم و تبدیل او به مشاور ریاست جمهور بعد از عزلش کرد!

- تعلیق سه ساله ی مراکز غنی سازی اورانیوم و پلمپ نیروگاههای نطنز و بوشهر سرافکندگی ملی و دولت در اثر وادادگی در برابر دول غربی در مذاکرات فرسایشی و زمان کش در مضوعات متفاوت از جمله مسئله ی هسته ای !! حقوق بشر و دموکراسی .

- عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .

- دادن مجوز چاپ کتابهای الحادی و مروج فساد ارتباطهای نامشروع و چاپ شدن آنها در درصد های قابل توجه توسط وزارت فرهنگ دولت اصلاحات به علاوه ی اکران فیلمهای تاسف بار مروج بی تقیدی و آزادی خواهی در روابط اجتماعی بی هیچ منع قانونی و سیاه نمایی وضعیت زندگی در ایران و ضربه به دین اعتقادات دینی و افراد با ظاهر مذهبی در سیمناها و فیلمهای منتشره ی دولت توسعه ی مدنی.

-  بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!

-  در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .

- در سمت معاونت پارلمانی از آقای محمد علی ابطحی استفاده شد. این شخص با لباس روحانیت که معمم به عمامه ی مشکیست کمترین هنر نمایی را در انجام وظایفش در کسوت معاونت پارلمانی رئیس جمهوری دارد ، برخی اوقات به عکس گرفتن با گوشی همراهش مشغول بود. گاهی اوقات به اظهار نظرهای دور از انتظار میپرداخت، بطوری که بعد گذشت چند سال از پایان عمر سیاسیش در دولت، اظهاراتی شاید بتوان گفت کوته فکرانه را از او شاهد هستیم . از جمله در مصاحبه ای که با سی ان ان داشت گفته بود : برنامه ی اصلاح طلبان پایان دادن به 3دهه خصومت بین واشنگتن و تهران است. در ادامه اظهار داشته که روی کار آمدن اوباما در آمریکا یک فرصت است، ایران از این فرصت باید برای تغییر استفاده کند طوری تبدیل به یک تهدید جدی نشود. ( او شاید توان توضیحی قانع کننده را ندارد که چرا اینگونه و تاسف انگیز از توجه به اعتقادی و دینی بودن عمق اختلافات ما با امریکا از مستکبرانه بودن و با نگاه آقا بودن بر دیگر ملل که ماهیت رفتاری قطب سرمایه داری غرب است که اسیر بحرانی خودساخته و ناخواسته شده است.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نامتعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم .
اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستادمردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم.  و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی و نداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود) .

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- در سومین همایش موج سوم که توسط حامیان موسوی و خاتمی ترتیب داده شده بوده وقتی کلیپ ارتحال حضرت امام پخش میشه و خبر رحلت آن بزرگوار توسط گوینده خبر خونده میشه حاضرین در حضور خاتمی و میرحسین سوت و هورا میکشن و کف میزنن... این کلیپ مروری گذرا بر مبارزات تاریخی مردم ایران برای استقلال و آزادی بود .
آقای خاتمی که امتحان خودشان را قبلا به خوبی پس داده اند و انتظاری از ایشان نمیرود.
اما آیا ترک کردن جلسه ای که در آن به امام توهین میشود برای یاور امام(؟!) انتظار زیادی است ؟
+

- زمانی که دکتر احمدی نژاد دولت را از آقای خاتمی تحویل گرفت ، دولت 15میلیارد دلار بدهکاری داشت. اگر در دوران خاتمی در صندوق ذخیره ارزی پولی وجود داشت بدهکاری های آن نیز زیاد بود.
دولت نهم 70 میلیارد دلار را به کارهای عمرانی اختصاص داده و 30 میلیارد دلار دیگر را نیز به صورت وام در اختیار صنعتگران قرار داد که باید آن را بازگردانند.

- رشد هزینه های جاری یکی از شاخصهای مهم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد دولتها در حجیم تر شدن است و در این خصوص دولت اصلاحات طی سالهای ۷۶ تا ۸۳ یکی از بدترین عملکردها را بین دولتها داشته است و دولتی که در سال ۷۶ توانسه بود تنها با ۴۴۰۰ میلیارد تومان دستگاه حجیم خود را بگرداند، در سال ۸۳ با ۴۰ هزار میلیارد تومان اداره شد و به این ترتیب دولت دوم خرداد دستگاه دولتی را به شدت به هزینه های جاری وابسته کرد.
بر اساس مستندات بانک مرکزی که توسط مقامات این بانک در دولت گذشته منتشر شده، هزینه های جاری دولت گذشته به طور متوسط هر سال دچار افزایش ۱۰۰ درصدی شده است و از ۴۴۰۰ میلیارد تومان در سال ۷۶ به ۳۹ هزار و ۴۷۰ میلیارد تومان در سال ۸۳ افزایش یافته است.
بنابراین گزارش، رکورد افزایش هزینه های جاری طی ۱۲ سال مورد بررسی در سال ۸۲ رقم خورد به گونه ای که هزینه جاری ۱۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت در سال ۸۱ به یکباره با ۹۹/۳ درصد افزایش به ۲۹ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان در سال ۸۲ رسیده است.
به گزراش فارس این در حالی است که دولت نهم علیرغم اینکه دستگاه دولتی به واسطه عملکرد چندین ساله دولتهای گذشته به هزینه های جاری وابسته شده بود و در سال ۸۴ رقم ۵۹ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان برای هزینه های جاری ثبت شد، توانست با مدیریت صحیح، هزینه های افسار گسیخته دستگاه دولتی را کنترل کند و در سال ۸۵ که در واقع اولین سال مدیریت کامل این دولت به واسطه تهیه اولین بودجه دولتی بود، هزینه های جاری را به ۴۱ هزار و ۵۷۸ میلیارد تومان در این سال کاهش دهد که تقریبا ” معادل هزینه های جاری سال ۸۳ است.
بر اساس مستندات بانک مرکزی، هزینه های جاری دولت در سال ۸۶ نیز کنترل شد و تنها با ۱/۳ درصد افزایش به ۴۲ هزار و ۱۳۳ میلیارد تومان رسید.
نکته اساسی اینکه، در سالهای ۸۵ و ۸۶ درآمد نفتی دولت نهم به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دولت اگر می خواست روند رشد هزینه های جاری خود را مطابق دولت گذشته ادامه می داد، هزینه های جاری دولت از سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نیز فراتر می رفت؛ ولی با سیاستهای کنترلی دولت و تاکید رئیس جمهوری بر صرفه جویی در هزینه های جاری این امر محقق نشد.
بر اساس این گزارش، در قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور نیز مجلس ۶۲ هزار و ۱۱۶ هزار میلیارد تومان برای هزینه های جاری دولت مصوب کرد که طی ۹ ماهه سال ۸۷ حدود ۴۱ هزار میلیارد تومان از این مبلغ مصوب هزینه شد و پیش بینی می شود تا پایان سال ۸۷ مجموع هزینه های جاری دولت به حداکثر ۵۷ هزار میلیارد تومان برسد که با این حساب از رقم مصوب مجلس و همچنین میزان هزینه های جاری سال ۸۴ کمتر است.
این در حالی است که اگر هزینه های جاری دولت در سه ماهه آخر سال ۸۷ رقم ۱۸ هزار ملیارد تومان هم برآورد شود، هزینه های جاری دولت در این سال به رقم ۵۹ هزار میلیارد تومان سال ۸۴ می رسد و بنابراین رشد هزینه های جاری دولت در انتهای سال ۸۷ در مقایسه با آغاز به کار دولت نهم یعنی سال ۸۷ صفر می شود.

- دیوان محاسبات در گزارش تفریغ بودجه سال 1383 می‌گوید که 1029 دستگاه دولتی اصلاً جواب دیوان را هم نداده‌اند!!

- در سال 83 باید 34 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی توسط شرکت ملی نفت ایران به خزانه واریز می‌شد که تنها 28 میلیارد دلار به خزانه واریز شده است و 6 میلیارد تخلف محسوب شده است و اگرچه این تخلف در واقع گردش در حسابهای مختلف وزارت نفت است و به مرور تصفیه می‌شود این تخلف در سال 86 به تدریج کاهش یافته و به 1 میلیارد دلار کاهش یافته است و 5 میلیارد دلار مستقیماً به خزانه‌ واریز شده است.

- در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 میلیارد دلار از درآمدهای ارزی استفاده شود در حالی که در سال 1381، این رقم را به 77 میلیارد دلار تغییر دادند، چون دیدند اضافه برداشت کرده‌اند.

- دولت آقای خاتمی تا پایان برنامه سوم توسعه 121 میلیارد دلار هزینه کرد که بیش از دو برابر پیش‌بینی جدول اولیه برنامه سوم بود و جزئیات آن در نماگرهای بانک مرکزی وجود دارد.


درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها .

- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن . میلی به باز کردن پرونده مشتی اراذل ندارم ولی هنوز در مورد بی سیم های وزارت کشور خاتمی  که در دست کودتاچیان بود به مردم توضیح داده نشده است و اگر نبود تدابیر رهبری و هوشیاری مردم ،کشور ما به سرنوشت  گرجستان دچار شده بود...

- قتل های زنجیره ای که حادثه ای کم نظیر از تمامی جهات علی الخصوص نحوه برخورد با عاملین و بی آبرو کردن نظام و دستگاه اطلاعاتی کشور توسط خود مسئولین بود .

- درگیری های شورای شهر تهران .

- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان .

- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و... .

- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان .

- ماجراهای غم انگیز مجلس ششم که تنها کاری که نکردند توجه به مردم بود .

- تحصن نمایندگان مجلس ششم که نقش اپوزوسیون در داخل را به خوبی ایفا نمودند .

- سرقت اسناد بکلی سری مملکت به راحتی و با حمایت دولت (فیلم قتل های زنجیره ای ، نامه سعید امامی در خصوص مطبوعات و...) و در اختیار دشمنان قرار دادن آنها برای بهره برداری تبلیغاتی .

- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به نحوی که رادیوهای بیگانه شاید یک ساعت بعد از آنها اطلاع داشتند .

- استعفا و تهدید به استعفاء اکثر فرمانداران و استانداران در رابطه با تحصن نمایندگان .

- نامه نگاری به رهبری برای خوردن جام زهر(قبل از حمله آمریکا به عراق) .

- تشبیه محرومان به لشگر قابلمه به دست ها

- نامه خیلی محرمانه خاتمی به بوش که ما دست از حمایت لبنان و حماس و فلسطین و بی خیال شدن اترژی هسته ای به این شرط که به ما حمله نکنند . نامه دولت خاتمی به بوش در زمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد. اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد، این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یاد مواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد! به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانه‏ای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هسته‏ای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!

 - سفر رییس جمهور سابق به صورت سری به کنفرانس گروه بیلدربرگ(فراماسونری-صهیونیستی) در سال 1999و ارائه تز گفتگوی تمدنها و تصویب آن یک سال بعد 2000در سازمان ملل و نامگذاری سال 2001به این نام و در پی آن ارائه تز جنگ تمدن ها توسط ساموئل هانتینگتون در آمریکا .

- دست دادن رئیس جمهور سابق با زنان در ایتالیا که ابتدا تکذیب بعدا توجیه شد و سکوت مرگبار همه در خصوص بدیهی ترین چیز(حرام بودن) حتی علما و بی آبرو کردن شیعیان در بین مسلمین - شخصی که خود رو فرزند زهرا می داند و پاک بی عیب ؛ چگونه با زنان اجنبی دست میدهد ؛ آیا فرزند زهرا و علی این گونه است؟

- رییس جمهور سابق فرمودند: عطای قدرت را به لقایش بخشیدم ، نمیدانم چه شده دوباره هوس رییس جمهور شدن به سرشان زده است !

- خدمت به آمریکا و دشمنان نظام به خاطر نفوذ دادن سکولاریسیم در بدنه جامعه و دولت .

- سید بزرگوار! تو سید آنهایی هستی که امام حسین (ع) را خشونت طلب خواندند وگرنه ملت آنقدر هم ساده نیستند که سه سال پیش را فراموش کنند

طرح شعار زنده باد مخالف من (فقط شعار نه عمل) و دفاع از آزادی بیان (البته به این بهانه توهین های بزرگی در این زمینه به مقدسات صورت گرفت که خاتمی برای رفع آنها اقدام موثری نکرد) بزرگترین اقدامات چشمگیر دولت اصلاحات بود که در کنار همین ها افتضاحات شدیدی رخ داد که خاتمی نسبت به آنها کم توجهی می کرد .

- اخیراً هم آقای خاتمی وقتی از آمدن یا نیامدنش سخن گفت، تأکید کرد که اگر بیاید، حتماً باید اصلاحات را تعریف کند. خب چیزی که بزرگان و سردمداران آن هنوز در تعریفش به یک معنای مشترک نرسیده اند، چه طور مدعی هستند که مردم دنبال آن بودند و امروز هم تشنه آن هستند؟!

- آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟

- در روزنامه های اصلاح طلب مردم را دلفین نامیدند که بالا و پایین می پرند!

- در یکی از گزارش های سازمان بازرسی کل کشور آمده است که در زمان ریاست جمهوری خاتمی "چندین" میلیارد دلار برداشت اضافه از حساب ذخیره ارزی شده و آن هم "بدون اجازه مجلس" بوده است. این در حالی است که در دوره اخیر بیشترین برداشت از این حساب با "اجازه مجلس" بوده است. یعنی مواردی جزیی داریم که با تفسیر هزینه ای برداشت شده و آنهم با ذهنیتی که جزء اختیاراتش بوده اتفاق افتاده است، البته عدد بزرگی نبوده است.

- در دوران اصلاحات وقتی حرف از وضعیت اقتصادی میشد،مسئولین دولتی از تمام ترفندها برای منحرف کردن اذهان عمومی از این موضوع استفاده میکردند.حتی یکی از مسئولین بی شرمی را به جایی رساند که بصورت علنی به شعور اجتماعی مردم توهین کرد وگفت:"اگر ما مرگ موش هم بدهیم،مردم برای گرفتن آن صف می بندند." حال همینان دم از مشکلات اقتصادی دولت نهم میزنند. از طرفی همه ی ما کم و بیش از پروسه های تدوین شده در دوران اصلاحات برای براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی خبر داریم و امروز چهره ی جدیدی از امثال آقای خاتمی می بینیم که خود را پیرو مکتب خمینی کبیر(ره)میدانند. اینها همان مصداق شاه سلطان حسین ها هستند که مقام معظم رهبری در سخنرانی اخیرشان به ما از سردمداری آنان هشدار دادند.

- متاسفانه ویژگی شخصیتی آقای خاتمی به شکلی است که همه را دور خودش جمع می کند و زمینه اعتماد دشمن را فراهم می کند.

- مگر ما یادمان رفته که همین اصلاح طلبان محترم مثل سازمان مجاهدین بیانیه دادند در حمایت از طالبان!

- چرا بوش از اصلاح طلبان حمایت می کند؟ چرا بسیاری از آنها اعلام برائت نمی کنند از مواضعی که بوش و مثل بوش روی آن سرمایه گذاری کرده اند!

- خاتمی رییس جمهوری است که با افتخار علت پف آلود بودن چشمش و تاخیر در جلسه هیات دولت رو نگاه کردن فوتبال تا پاسی از شب می دونه ! (مراجعه به سایت ابطحی) .

- خاتمی کسی است که عملا نابودی دین در برابر آزادی را خواستار است (سخنان خاتمی در دانشگاه) .

- طرح طرد ولایت فقیه در زمان خاتمی مطرح شد. البته که طرفدارانش باید عکس امام رو پاره کنند (در دانشگاه تهران). مگر عکس رهبر عزیز رو آتش نزدند. مگر شهید و شهادت را به مسخره نگرفتند و کسی که امام آن را رهبر خود دانسته بود به کودکی دیوانه که عقل نداشته و جو گیر شده توصیف نکردند .

- تورم زمان خاتمی به گفته بانک مرکزی بیست و پنج درصد بوده .

- مبلغ 50000000000 دلار برداشت از صندوق ذخیره ارزی طی سالهای ریاست جمهوری خاتمی جارو کردن حساب ذخیره ارزی نیست؟

- کسانی که با دیدن چند صد نفر انسان که نصف انها هم مخالف هستند و در ضمن گزینش شده اند آنچنان خوشحال می شود که انگار تمام ایران انجا جمع است و در عین حال حضور چند صد هزار نفری مردم در استقبال از رییس جمهور را نمی بینید! انسانی که خوابست را می شود بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز.

- بمردم فشار اقتصادی و تحریم و کم پولی و سختی های موجود را تحمل می کنند اما خود فروشی و تر سویی و ذلت و دروغ گویی آشکار و از همه مهمتر توهین به امام امت و شهدا و دین و اسلام رو هرگز تحمل نمی کنند . و خوب می توانند فرق نوکر شجاع و کاری و شاه سلطان حسین های ترسو را از هم تشخیص دهند.

- خاتمی حرف زد و عمل کرد. بله درست است به حرف خود راجع به بی بند وباری های سیاسی و فرهنگی خیلی خوب عمل کرد همان چیزی که موافقان خاتمی دنبال آن بودند و هستند. اما آنها غافلند که: هر که با آل علی در افتاد ور افتاد.

- در دولت آقای خاتمی هر نه روز یک بحران بود (نقل از خود آقای خاتمی) .

- دوستان خوب به یاد دارند که دولت خاتمی آنی نبود که انتظار داشتند بلکه شد آنچه که نباید می شد و تبدیل به دولتی شد بدتر از دولت سازندگی. دیگر آیا کسی پیدا می شود که بر گوشه گوشه دولت خاتمی نقد نداشته باشد؟ از کدام نقطه قوت دولت خاتمی حرف می زنید که اینگونه آزموده ایی را دوباره فرصت امتحان می دهید؟ جای تاسف و درد است برای کسانی که یا ندانسته دم از طرفداری خاتمی می زنند یا آگاهانه منتظر دوباره رسیدن خاتمی به دولت برای رهایی از قید های انسانی و اسلامی هستند.

- برای شما چه مهم است؟ دست برداشتن از امام و رهبری و شهدا و انقلاب و حمایت از مظلومین و به قدرت رسیدن سکولارهای روشنفکر؟ اگر در پی این هستید باید قاطعانه به محمد خاتمی رای دهید و اگر در پی حفظ ارزشهایمان هستید و برایتان شکم گرسنه کشاورز بیچاره مهم است پس حرفی از خاتمی نیاورید که وقتی کشاورز بدبخت ما شبش به سختی به صبح می رسید جناب خاتمی در برن سوییس مشغول شعر و فلسفه بود و تحقیر ملت بزرگی به نام ایران.

- دوستان اگر امام و رهبری ودین قبول ندارید، وصیت نامه کوروش کبیر را به شما پیشنهاد می کنم که بدانید آیا خاتمی با همه دین گریزیش آیا به گفته های کوروش توجهی کرده است که ملت را در سال 2003 به اجنبی های از خدا بی خبر نفروشد؟

- این بزرگوار جانش را نتوانست برای انقلاب (بدلیل ماموریت در آلمان) و در جنگ تحمیلی(اونم حتما دلیل دیگری داشته که اون دلیل هشت سال طول کشیده!) فدا کنه حالا بعد از سی سال بعد از انقلاب و دو دوره ریاست جمهوری می خواد این کار را انجام بده !

- دانشجویانی که با هزینه ملت مشغول به تحصیل دردانشگاه شده اند و به ملت، مسئولین و تاریخ کشور اهانت می کنند معمولا افراد بسیار بی اطلاع و هیجان زده ای هستند که تفکر سیاسی را با غوغا اشتباه گرفته اند و نمی دانند که با پاسخ دادن به تعدادی سئوال چهار جوابه و ورود به دانشگاه هیچکس ناگهان مصلح اجتماعی یا انقلابی تمام عیار نمی شود. این کارها از مسیر مطالعه، علم و وطن دوستی می گذرد و دلیل من اینست که از این افراد پس از فارغ التحصیلی جز خود به چیز دیگری می اندیشند(بجز تعداد بسیار اندک) و در پاسخ به گذشته پر حرارت خود با خنده می گویند "جوانی است و هزار اشتباه" دانشگاه باید مرز بین اعتقاد و اقدام ضد ملی را برای دانشجویان روشن کند. شما می بینید در غرب دانشگاه ها جای تصفیه حساب سیاسیون بدست دانشجویان نیست و کسی از این سلاح استفاده نمی کند چرا که دانشجو بجز حوانی و هیجان زمینه کار اجتماعی ندارد و هر گونه کارکشیدن از او سوءاستفاده تلقی می شود .دانشجو در حین تحصیل با بالا بردن سواد علمی، اجتماعی و سیاسی و در حین ورود به جامعه آماده کار از جمله کار سیاسی می شود تا مسئولیت کامل کار خود را بعهده داشته باشد نه اینکه شبه کودتای هجده تیر را تاجزاده و موسوی لاری و کوهی و سلیمانی و عباد و حجاریان و دارو دسته اطلاعاتی های اسبق با راهگشایی موسوی خویینی های رادیکال پیشین و توبه کرده بعدی طراحی کنند و بدست دانشجوی هیجان زده اجرا کنند و وقتی کودتا شکست خورد کنار بکشند تا دانشجو گرفتار شود و بعد برای دانشجوی گرفتار اشک تمساح بریزند.

- آقایان اصلاح طلب ! بالاخره ولی فقیه را قبول دارید یا ندارید؟ اگر قبول دارید، موضع ایشان نسبت به دولت نهم روشن است ؛ اگرقبول ندارید، پس حرف امام را هم قبول ندارید که می فرمایند پشتیبان ولی فقیه باشید. تکلیف خودتان را روشن کنید !

- آقای خاتمی هم در سال اولی که رئیس جمهور شدند، مسئله آقای کرباسچی که به وجود آمد، آقای کرباسچی متهم به اختلاس از شهرداری بود، قانون می گوید اگر کسی بیش از ده هزارتومان متهم به اختلاس شود، باید توبیخش کنند. ایشان نامه نوشتند که مقام معظم رهبری شما دستور بفرمایید، آزادش کنند.

-  بیست و هشت نفر از جمله، محمد خاتمی، عطاء الله مهاجرانی، موسوی خوئینی ها، سید عبدالواحد موسوی لاری، اسدالله بیات و لطیف صفری امضا کنندگان آن هستند که از دستگاه قضایی که چهل روزنامه و نشریه را در آن زمان بستند، تشکر و حمایت کرده اند. امضای ایشان پای این نامه است.

- در دولت آقای خاتمی، رجانیوز سی و پنج نفر اسم داد، یکی آقای مرتضی حاجی که مدارک دکترای تقلبی از دانشگاه هاوایی داشتند که اسناد آن را منتشر کرد. و وزارت علوم با فشار کیهان مجبور به ابطال مدارک شد.

- استانلی روم معاون امنیت ملی امریکا در سال1380 : «آنچه تا کنون همه تحرکات ما را برای براندازی جمهوری اسلامی با ناکامی مواجه کرده، اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است. ولایت فقیه و میزان برد احکام آن برای ما و گنجینه های اطلاعاتی ما ناشناخته مانده! ما ناامید نیستیم، خوشبختانه احزاب و آدم های تازه نفسی در ایران در یک حرکت جمعی با ظرافت این خار را از چشم ما بیرون می کشند.»

- کسانی که در دوره اصلاحات می گفتند اندیشه امام به موزه سپرده شده است،‌ خود به موزه تاریخ رفته اند و امروز دست و پا می زنند تا از موزه تاریخ خود را رها کنند. اندیشه امام امروز در بلندترین تریبون سیاسی دنیا یعنی سازمان ملل توسط رئیس جمهورمان تبیین می شود .

- آقای خاتمی در جواب به دانشجویان معترض گفت : "می دهم، بیرونت کنند، آدم باشید!" در صورتی که همین برخورد، بلکه بدتر از آن با آقای احمدی نژاد شد ولی گفت من تحمل می کنم .

- شعار آزادی دادن، یک چیز است و عمل کردن به آن یک چیز دیگر است، خوب است اگر انسان شعار آزادی می دهد، از طرف دیگر برای مردم حرمت قائل باشد، از یک طرف می گفتند مردم، سالار هستند و از طرف دیگر می گفتند این ها لشکر قابلمه به دست هستند، اینها باید مرگ موش بخورند، وقتی مردم خرم آباد که مقابل سروش ایستادند، گفتند که نمی گذاریم که بیاید، سروش به آنها لقب آدمخوار داد!

- چرا باید در زمان دولت آقای خاتمی، هواپیمای چهل میلیارد تومانی از سلطان برونئی خریداری و بیست میلیارد تومان هم صرف تشریفات آن شود؟ این سمت و سوی امام و خط امام بود؟! یا رئیس جمهوری که الآن خیلی ساده با مردم برخورد می کند و سر یک سفره با آنها می نشیند؟

- شش میلیارد دلار پولی را که به گفته آقای انبارلویی که در زمان خاتمی به خزانه برنگشت ، چه شد ؟

- رفسنجان کاخ و فرودگاه ساختند و در اردکان بسیاری ازامکانات را فراهم آورده اند، در حالی که در جیرفت و عنبرآباد مردم در کپر زندگی می کردند؟!

- در قم چند تا طلبه را به خاطر چند تا سؤال به دویصد ضربه شلاق و دو سال زندان و... محکوم شدند.

- امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ ساده لوح کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.

- آقای مهاجرانی که شخص رهبری فرمودند، من از ایشان راضی نیستم، چون همه سیاست هایش چه در فیلم و کتاب و موسیقی و... غالباً بر ضد اسلام بود، در حالی که مقام معظم رهبری فرمودند من از ایشان راضی نیستم، آقای خاتمی گفتند که اگر مهاجرانی استعفا دهد، من هم با وی استعفا می دهم. برخی از همان مراجع در این رابطه در تحصن شرکت کردند و ایشان به آن مراجع بی اعتنایی کرد.

- مراجع به مجلس ششم نامه نوشتند و گفتند آقای کروبی! این "کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان" تنها اصل اولش با نود حکم شرعی مخالف است، ولی مجلس ششم باز هم اعتنا نکرد و آن را تصویب کرد!

- کنفرانس برلین هنوز یادمان نرفت!

- کمرنگ کردن ارزش های انقلاب و هجمه به دستاورد های آن

- آقای خاتمی 16 آذر 83 وقتی از سوی برخی عناصر تندرو در دانشگاه تهران مورد بی احترامی قرار گرفت، فی المجلس فریاد برآورد که «از درون اردوگاه اصلاحات صدای دشمن به گوش می رسد» اما پس از 4 سال اکنون در دیدار جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی می گوید «بهترین و یکی از لذت بخش ترین لحظه های زندگی من روز 16 آذر 83 بود که تعدادی دانشجو اعتراض کردند و سخنان تند به زبان آوردند». سخن بر سر تحمل مخالف- در عین مرز داشتن با او- نیست بلکه بر سر این است که آن روز صدای دشمن پس از 7 سال معرکه گردانی عوامل آن و صرفاً به خاطر تند شدن به شخص آقای خاتمی شنیده و هشدار داده شد و امروز از همان «صدای نفوذ دشمن در اردوگاه اصلاحات» به عنوان لذت بخش ترین لحظه ها یاد می شود و اینک تحریک کنندگان و سامان دهندگان اصلی افراطی گری مورد نظر آقای خاتمی در جبهه اصلاحات، جزو ستاد اولیه ای شده اند که قرار است دیگران را به راه آورد. وگرنه چند تا جوان ساده دل اغوا شده که به خودی خود شأنیت و اهمیتی ندارند.

- سهم خواهی و گروکشی یکی از بیماری هایی بود که دولت خاتمی را از پای درآورد. اکنون با گرد هم آمدن اکثریت قریب به اتفاق مؤتلفان سابق، باید این پرسش را پاسخ گفت که سابقه داران سهم خواهی، آیا توبه کرده اند و برای رضای خدا و خلق آستین بالا زده اند؟ آیا قرار است کشور به 12 سال قبل بازگردد و درجا زدن و عقبگرد را از نو شروع کند؟

- عدم مرزبندی با جریان هایی نظیر گروهک نهضت آزادی .

- آقای هاشمی! پذیرفتن فساد مالی در پروژه‌های عظیم را جهت تسهیل روند اجرایی آن پروژه به عنوان یک راهکار مدیریتی، رسمی دانستید؟ آنجا شما بیان داشتید:" وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا 10 میلیارد خرج می‌کنیم ممکن است از قبل آن 500 میلیون هم اختلاس شود اما این سد برای کشور می‌ماند و هیچ کس نمی‌تواند از این سد اختلاس و دزدی کند". حال آیا این مولای شما امیرالمومنین(ع) نبود که به سبب اختلاسی در بیت‌المال مسلمین توسط کارگزار خود ابن هرمه مسئول نظارت مالی بر بازار اهواز وی را به شدت مجازات کرد؟ آیا این سخن کارفرمای شما(ع) نبود که فرمود:"هنگامی که نامه مرا خواندی ابن‌هرمه را ... برکنار کرده و به مردم معرفی کن! به زندانش افکن! آبرویش را بریز! به همه بخش‌های تابع اهواز بنویس که من چنین عقوبتی برای او معین کردم. مبادا در مجازات او غفلت و کوتاهی کنی که نزد خدا خوار می‌شوی و من به زشت­ترین صورت ممکن برکنار خواهم کرد. ... شب‌ها زندانیان را برای هواخوری به فضای باز بیاور جز ابن هرمه!"

- دور بودن هاشمی رفسنجانی از فضای دانشگاه بر کسی پوشیده نیست. عدم دسترسی دانشجویان به ایشان موجب گشته تا شبهات و مطالبات آنها از او  بی‌پاسخ بماند. نشاط فضای دانشجویی ایجاب می‌کند که مطالبه‌اش تند و تیز باشد و سوالش پرکنایه، آیا تفاوتی میان هاشمی رفسنجانی و سایر خدمت‌گزاران نظام اسلامی وجود دارد که سایرین در چنین فضاهایی نیز شرکت کرده و پاسخ­گو هستند ولی هاشمی همواره از حضور در چنین شرایطی اجتناب می‌کند؟

- آقای هاشمی چرا در دوران ریاست جمهوری خود همواره شرایط کشور را در بهترین وضع ممکن می‌دانستید و امروزه تحلیلتان از اوضاع کشور به گونه‌ای است که آن را بحرانی می‌نامید. حال آنکه مقایسه‌ای ساده بین شرایط کنونی کشور و آن دوره به خوبی مشخص می‌کند.

- آقای خاتمی در نطقی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری هشتم کلمه"مولاه" در " من کنت مولاه فعلی مولاه " را به معنی دوست گرفت تا از آرای اهل سنت بهره مند گردد.

- چرا باید حزب کارگزاران که در فضای سیاسی کشور به واسطه وابستگی‌اش به هاشمی شناخته می‌شود، امروز به اذعان بزرگان آن حزب که غالبا صاحب منصبان دولت شما نیز بوده‌اند به عنوان حزبی لیبرال معرفی شود. مگر امام امت(ره) نبود که فرمود: "نگذارید انقلاب به دست لیبرال‌ها بیفتد".

- چرا نسبت خود را با عدالت و توسعه عدالت‌محور تبیین نمی‌کند؟ چرا آقای هاشمی نسبت خود را به طور شفاف با لیبرال دموکرات‌ها، مفسدین اقتصادی و یا حداقل با کسی که از نظر دستگاه قضایی جمهوری اسلامی اتهام اقدام وی علیه امنیت ملی کشور به اثبات رسیده است مشخص نمی‌کند؟

- روز جمعه- 11 بهمن ماه 87 - آقای سیدمحمد خاتمی رئیس جمهور سابق طی سخنانی به مقایسه دوران اصلاحات و دوران کنونی پرداخته و گفت؛ «امروز وقتی دوران گذشته را با دوران کنونی مقایسه می کنیم از یک سو احساس سرافرازی می کنیم و از سوی دیگر دلمان برای کشور می سوزد»! ایشان درباره یکی از دستاوردهای دولت اصلاحات که باعث سرافرازی وی بوده است گفت «در گذشته کاری شد که همه دنیا گفتند منافقین تروریست هستند اما امروز چه کرده ایم و چه شده است که نام آنها از لیست تروریست درآمده است؟ جناب آقای خاتمی به خاطر دارید که حضرتعالی از ارائه طرح گفت وگوی تمدن ها به سازمان ملل با چه افتخاری یاد می کردید و آن را زمینه ساز صلح جهانی می دانستید؟ ولی در همان سال آمریکا و متحدانش به افغانستان حمله کردند و بعد به عراق و از ایران با عنوان «محور شرارت» یاد کردند! خب! جناب خاتمی آیا مطابق فرمول خودتان نمی خواهید به این سؤال پاسخ بدهید «چه کرده بودید و چه شده بود» که ایران را محور شرارت نامیدند؟ اتهام «محور شرارت» که میلیاردها برابر از خارج کردن منافقین بدبخت فلک زده از لیست تروریست ها اهانت آمیزتر است. نیست؟ راستی آقای خاتمی اگر فرمول خودتان را قبول دارید باید از شما پرسید چرا در قتل عام مردم مظلوم عراق شرکت فرمودید؟! حتماً می فرمائید حمله به عراق کار آمریکا بود، نه دولت اصلاحات، خب! پس چرا خارج کردن منافقین از لیست گروه های تروریستی را به عملکرد دولت نهم نسبت می دهید؟! جل الخالق!!

- جدیدترین آمار فاش کرد که 2350 شبهه علیه دین و انقلاب در دوران اصلاحات توسط دوم خردادی‌ها تولید شد. رئیس‌جمهور طبق سوگندی که می‌خورد باید پاسدار دین و انقلاب باشد؛ لذا نمی‌تواند در برابر مخالفان دین و نظام ساکت باشد. اما متاسفانه شاهدیم هنوز آقای خاتمی مرزبندی مشخصی با دشمنان اسلام و منافقین ندارد.

- آقای محمود کاشانی عضو هیات مدیره کانون وکلای استان تهران که خود مخالف دولت نهم محسوب میشود در حاشیه میزگردی که با حضور عباس سلیمی نمین در همایش درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی ایران برگزار شد در جمع خبرنگاران گفت:  بیشترین تخلف از قانون اساسی در دوره خاتمی صورت گرفت. این درحالی است که من بارها از وی برای مناظره دعوت کرده ام که وی پاسخ منفی داده است لذا دولتی که حساب پس نمیدهد را نباید به عنوان دولتی مردم‌سالار یاد کرد.

- آیا تأسیس بنیاد باران و برآورد حقوق مادام‌العمر برای یاران و اعوان سابق آقای خاتمی در جهت عدالت اجتماعی می‌باشد؟

- در حالی رسانه‌های مخالف دولت بر شایعاتی همچون اخراج و بازنشستگی اساتید تاکید دارند که در دوران خاتمی بیش از 200 تن از اساتید مذهبی دانشگاههای کشور از جمله بسیاری اساتید دانشگاه تهران به ناحق اخراج شدند (به نقل از مصاحبه صادق زیباکلام) اساتیدی همچون دکتر نجفی، فتح‌الهی، نامدار و... در عرض 3 ماه بیش از 30 هزار نفر از مدیران اجرایی کشور به جرم عدم همراهی با ستادهای خاتمی برکنار شدند و دولت خاتمی حتی به آبدارچی و خادم مسجد نیز رحم نکرد !

- مصوبه های عجولانه در آخرین جلسات هیات وزیران دولت اصلاحات، در برخی موارد به مصوبه هایی برای تامین منافع اقتصادی برخی گروه های سیاسی مبدل شد. دولت هشتم در آخرین جلسه هیات وزیران، و یک روز مانده به پایان کار این دولت، طرحی را به تصویب رساند که  به پیشنهاد وزارت نفت و در همان روز به هیات وزیران واصل شده بود. این طرح که از آن به عنوان طرح " اکتشاف گاز در منطقه حفاظت شده سراج" در ناحیه عسلویه یاد میشود، در حالی با پیشنهاد وزارت نفت در تاریخ 11 مرداد 1384 به تصویب هیات وزیران رسید که بر اساس آن دولت موظف شد پانزده هزار هکتار از اراضی بخشهایی از منطقه حفاظت شده سراج و نیز محدوده پیرامون آن را جهت اکتشاف گاز به وزارت نفت واگذار کند. اما شاید آنچه علاوه بر تصویب خارج از روال این طرح در روز ارائه به هیات وزیران سوال برانگیز بود، بخش های پایانی مصوبه هیات وزیران دولت اصلاحات است. بر این مبنا وزارت نفت  مکلف شد نسبت به تامین خسارت آسیب دیدگان از اجرای این مصوبه نیز اقدام کند.
بر اساس همین مصوبه بود که پرداخت مبلغ 300 میلیارد تومان بابت خسارت وارد شده به یک شرکت پرورش میگو که در منطقه حفاظت شده سراج مجوز فعالیت داشت در دستور کار وزارت نفت قرار گرفت.اما شرکت مذکور که اعضای هیات مدیره آن را افرادی چون آقایان "ک"، " ق" و " م" از سران یک حزب متنفذ سیاسی با سابقه طولانی در فعالیت?های اقتصادی و نفتی تشکیل می دهند، تنها چند ماه قبل و باز هم با تصویب هیات وزیران دولت اصلاحات توانسته بودند مجوز فعالیت در منطقه حفاظت شده سراج، برای پرورش میگو را دریافت کند. بر همین مبنا هیات دولت سازمان حفاظت از محیط زیست را موظف کرده بود تا پنج هزار هکتار از اراضی منطقه سراج در ناحیه عسلویه را به این شرکت برای امر پرورش میگو واگذار کند.
این در حالی است که هیات دولت هشتم تنها جند ماه بعد و در آخرین جلسه خود با تصویب طرحی که همان روز توسط وزارت نفت ارائه شده بود، زمینه دریافت خسارت 300 میلیاردی این شرکت را بابت زمین های دولتی که چند ماه قبل باز هم توسط هیات وزیران به آن شرکت واگذار شده بود فراهم کرد.
هرچند دولت نهم در 12 دیماه 1385 بنا به پیشنهاد سازمان حفاظت محیط زیست و به استناد اصل یکصدو سی و هشتم قانون اساسی تصویب نامه مذکور را به طور کامل لغو کرده و از دستور کار وزارت نفت خارج کرد، اما مشخص نیست مصوبه های اختصاصی از این دست، چه تعداد از مصوبات هیات دولت هشتم را در روزهای پایانی به خود اختصاص داده است. این در حالی است که بررسی های بعدی مشخص کرد نه تنها تصویب واگذاری پنج هزار هکتار زمین بابت پرورش میگو یک اقدام غیر منطقی است، بلکه منطقه مذکور ارزش سرمایه گذاری برای اکتشاف گاز را نیز نداشته است.

- آقای خاتمی در دوران ریاست بر نهاد اجرایی کشور پس از عزل خرم وزیر راه در اثر برخی ریخت پاشها وضعف در عملکرد توسط مجلس شورای اسلامی، او را به سمت مشاور خویش گماشت و همچنان او را موثر در تصمیم گیریها ابقا نمود. (آقای خرم در وزارت راه و ترابری در دولت اصلاحات از طرف مجلس شورای اسلامی استیضاح شد. از او به خاطر حادثه ی نیشابور و کشته شدن حدود 400 نفر در این سانحه و افتتاح فرودگاه امام خمینی که ناتمام بود و حول 1/3 الی 1/7 میلیارد تومان هزینه شد فقط درازای افتتاح، درکنار دیگر موارد او توسط مجلس عزل شد ، اما جای ارائه ی توضیحی درخور و مقتدرانه توسط خاتمی او مشاور رئیس جمهور شد.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نا متعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم . اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستاد مردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم. و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی ونداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود .)

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- آقای مهاجرانی در تاریخ ۱۶/۱/۷۹ گفته بودند :نظریه غیرت دینی ویران کننده اندیشه و فرهنگ و تمدن است. کاری نداریم که ایشان برای همین ۶ تا زن گرفت که ثابت کندبه اندازه بال مگسی هم غیرت نداشت و بعد هم به انگلستان گریخت .
این شخص وزیر فرهنگ هم بوده و خود بخوان که با این طرز تفکر چه بلایی بر سر فرهنگ کشور آمده است.
البته یادمان نرفته که علما بعد از آن فجایع فرهنگی تحصن کردند و داد می زدند ((ننگ ما ننگ ما وزیر فرهنگ ما)) رهبری هم از عملکرد این وزارتخانه ابراز نارضایتی شدید کرد . استیضاح این مفسد در مجلس رای نیاورد. و در پایان خاتمی آب پاکی را بر روی دست همه ریخت: ((استعفای مهاجرانی به استعفای من بسته است و من کاملا با افکار او موافقم)). و این یعنی اوج مشکلات تفکر این جریان...

- حضور خاتمی در اجلاس بیلدربرگ و هم کاسه شدن با سران صهیونیست. عزیزان برای مستندات این خیانت به کتاب جالب شوالیه های ناتوی فرهنگی پیام فضلی نژاد مراجعه کنند.
البته خاتمی در مورد سفر اخیر خود به نژاد پرست ترین و صهیونیست ترین کشور دنیا یعنی استرالیا باید جوابگوی ملت ایران باشد. قوه قضاییه هم که  فقط برای عدالتخواهان و امثال طلبه سیرجانی همچون شیر غرنده می خروشد و برای هتاکان این چنینی به منافع ملت ایران همچون ... به لانه ی خود می خرامد!

- رابطه مستقیم با نهضت آزادی از روشن ترین انحرافات جریان دوم خرداد بود. مصاحبه اعضای نهضت آزادی در اواخر سال 1378 مبنی بر قانونی شدن فعالیت این گروهک توسط توسط عبدالله نوری و تاج زاده را که به خاطر دارید. دیدار چندی پیش سران نهضت آزادی در همایش نفت ، توسعه و دموکراسی نیز که اظهر من الشمس است .برای چه آمده بودند؟ حتما دستوراتی از آن سوی آبها داشتند و مطمئنا برای سیزده بدر نیامده بودند . ابراهیم یزدی در گنکره هفتم نهضت در سال 1363 می گوید:
«نهضت آزادی حاکمیت فعلی را قبول ندارد ...نهضت آزادی ایران معتقد است که باید حاکمیت فعلی ایران را از طریق قانونی و منطق و پارلمانی سرنگون کرد»
آیا ارتباط داشتن با چنینی عناصر منحوسی این دلیل برای ساقط کردن انقلاب نیست؟

- حمله به نهاد هایی مثل سپاه پاسداران، نیروی انتظامی ، وزارت اطلاعات و مهمترین ارگان مقابله کننده با براندازی و محافظ نظام یعنی بسیج : اوج حمله های ناجوانمردانه ی آنها را بعد از قتل های زنجیره ای شاهد بودیم که منجر به استعفای وزیر اطلاعات شد. حمله به بسیج هم که تمامی ندارد و نخواهد داشت و بیشترین حمله آنها به نهادی مثل بسیج است که هیچ نیروی لجستیکی ندارد وصد البته  این حملات هیچ سودی نداشت چون بسیجیان این جمله سردار شهید اصفهان را همیشه بر یاد داشتند:«حاشا که بسیجی میدان را خالی کند»

- تضعیف نیروهای مسلح» در دولت اصلاحات نیز امری غیر قابل انکار است. بر مبنای مطالب مندرج در صفحه 352 کتاب «مبانی نظری و مستندات برنامه چهارم توسعه» که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات انتشار یافت، کاهش هزینه های نظامی ایران به میزان 20 درصد، در دستور کار دولت اصلاحات قرار داشته است.
در این سند آمده است: «مروری بر منابع قدرت ایران نشان می دهد که پس از انقلاب، ایران بیشتر به توسعه گرایش نظامی روی آورده است(!)» این سند در ادامه با استدلالاتی عجیب! لزوم کاهش هزینه نظامی کشور را اینچنین اعلام کرده است: «به علت حضور آمریکا و به لحاظ تغییر استراتژی و تکنولوژی جنگی، ایران می تواند با کاهش هزینه های نظامی به 20 درصد سطح فعلی، سطح امنیت وجودی خود را ارتقاء دهد(!).»
ضمناً باید توجه نمود که روند کاهش بودجه نیروهای مسلح نسبت به بودجه عمومی کشور در سالهای 80 تا 83، طی مکاتبات ستاد کل نیروهای مسلح با دولت قبلی و مجلس ششم در اسناد کشور به ثبت رسیده است.

- خاتمی روز دوشنبه- 17 فروردین که برای شرکت در دومین اجلاس «ائتلاف تمدن ها» به ترکیه رفته بود، با «آندرسون فوگ راسموس» دبیرکل جدید ناتو و نخست وزیر سابق دانمارک و از حامیان کاریکاتورهای موهن علیه ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) دست داده و خوش و بش کرده بود. آقای سیدمحمد خاتمی اگرچه دیگر رئیس جمهور نیست و از کاندیداتوری برای ریاست جمهوری دهم نیز انصراف داده است ولی حضور 8 ساله ایشان در مسند ریاست جمهوری کشورمان، چه بخواهند و چه نخواهند بخشی از شخصیت حقوقی جناب خاتمی است که متعلق به شخص ایشان نیست، چرا که این جایگاه در چارچوب نظام اسلامی و با رأی مردم به دست آمده و به ایشان واگذار شده بود، بنابراین، می توان و باید این بخش از شخصیت حقوقی آقای خاتمی را امانتی دانست که از سوی نظام و مردم به ایشان داده شده است.

-دولت آقای خاتمی در مقطعی با برداشت 130درصدی از حساب رکورد تخلف از قانون مازاد از حساب ذخیره ارزی را شکسته است که هنوز هم این رکورد ادامه دارد.

-  ضعف عملکرد دولت خاتمی و تعلل مسئولان مربوطه در بهره‌برداری هرچه سریعتر از میدان پارس جنوبی باعث شد کشور همسایه در این میدان به میزان قابل توجهی از ما جلوتر باشد .
با احتساب یک فاز دوران آقازاده، پس از ۸ سال تصدی وزارت نفت توسط کارگزاران جمعاً فقط پنج فاز میدان عملیاتی شده بود و بقیه فازها تا پیش از دولت نهم بلا تکلیف بودند این در حالی است که هم اکنون بعد از گذشت سه سال از فعالیت دولت آقای احمدی نژاد، ۷ فاز در حال اجرا، ۶ فاز در مرحله انتخاب پیمانکار، ۵ فاز در حال مناقصه و فازهای ۶،۷و۸ نیز افتتاح شده و فازهای ۹و۱۰ نیز در مرحله راه اندازی هستند.
این اقدامات جدای از میادینی همچون پارس شمالی و میادین تحت پوشش فلات قاره ، نفت مناطق مرکزی ایران و مناطق نفخیز جنوب هستند.

-  از دیگر نتایج عملکرد وزارت نفت در دولت اصلاحات، ضایع شدن منابع ملی، ایجاد زمینه برای حضور بی رویه شرکت‌‏های خارجی، حاکمیت شبه تکنوکرات‌‏های غیرمتعهد، زد و بندهای سیاسی، ظهور نسل جدیدی از دلال‌‏های نفتی و همچنین شیوع مفاسد اقتصادی است که نمونه های آن را درقرارداد شرکت استات اویل و کرسنت مشاهده نمودیم.
متاسفانه در اوایل کار دولت اصلاحات واحدهای بازرسی که نقش بسزایی در جلوگیری از فساد اقتصادی داشتند در سطح وزارت نفت برچیده شدند! اما در دولت نهم این واحدها مجدداً احیا گردیدند.

- در دولت هفتم و هشتم شاهد بکارگیری روش‌های غیر صیانتی در تولید از میادین نفتی بودیم که این مسئله هم در قالب قراردادهای بیع متقابل انجام شد و هم به دلیل عدم تزریق گاز لازم به میادین نفتی.
بخاطر عدم تزریق گاز مورد نیاز در مخازن نفتی کشور که عمدتاً در نیمه دوم عمر خود هستند حجم عظیمی از ذخائر نفت خام درجای این میدان ها دچار هرزروی شده اند که خسارت آنها میلیاردی است.
به عنوان مثال در زمان وزارت زنگنه، در مخزن بزرگ نفتی “پارسی “به دلیل رعایت نکردن نسبت تزریق به تولید پیشنهادی ، چاهها دچار گاز گرفتگی و نمک اضافی شدند و افت کیفیت نفت تولیدی و نهایتاً کاهش بازیافت ثانویه و آسیب رسیدن به مخزن را بدنبال داشته است. (نسبت تزریق گاز به تولید نفت ۲۵۰۰ فوت مکعب بر بشکه برنامه شده بود یعنی تزریق ۴۰۰ م.ف.م.ر گاز پیش بینی شده بود ولی به طور متوسط حدود ۱۵۰ م.ف.م.ر یعنی کمتر از ۵۰ درصد تزریق شد و در مواقعی حتی این تزریق قطع می شد).
در نتیجه ستون نفت از ۱۰۲۲ به ۳۵۰ متر و فشار از ۳۶۴۰ به ۲۴۰۰ پام کاهش یافت و سرانجام تنها در یک دوره به ازای ۱۵ میلیون نفت برداشت شده این مخزن حدود پنج میلیون بشکه آن بر اثر عدم تزریق گاز به هدر رفت.
البته وزارت نفت براساس قانون موظف بود تولید اینگونه میادین را متوقف یا کاهش دهد و بر اساس دبی تولید نفت متناسب با نسبت واقعی تزریق گاز در این مخزن عمل کند درحالی که متاسفانه در مواقعی تولید به دو برابر نیز افزایش یافت این در حالی است که برداشت غیر صیانتی از مخازن نفتی بر خلاف سیاست های کلی نظام در بخش نفت و گاز بود.
در مخزن ” کرنج ” نیز نسبت تزریق به تولید پیشنهادی در مطالعه میدان بر اساس فشار افزایی ۲۲۲۲ فوت مکعب بر بشکه محاسبه شده است که حدود ۴۰ درصد گاز مورد نیاز در مخزن تزریق شده بود. اختلاف میزان نفت استحصالی در روش تثبیت فشار و فشار افزایی طبق مطالعه صورت گرفته در حدود ۳۰۰ میلیون بشکه است که به دلیل عدم تحقق فشار افزایی حجم عظیمی از این میزان نفت از دست رفته است.
( میادین کرنج و پارسی با ۱۹ میلیارد بشکه نفت درجا از بزرگترین مخازن نفتی کشورمان هستند. ) در سایرمخازن نیز وضع بدتری حاکم بود.

- در دوران دولت خاتمی، تمامی سیاست‌‏گذاری‌‏های انجام شده در بخش بالادستی نفت به عنوان بخش زیربنایی و پایه‌‏ای صنعت نفت کشور دارای ایرادات جدی و اساسی بود که از جمله آن می‌‏توان سیاست‌‏های وزارتخانه را در طرح توسعه میادین نفتی با شیوه نکوهیده و مطرود بیع‌‏متقابل به‌‏ویژه برای تولید و استخراج نفت از میادین غیرمشترک و مستقل درون کشور، تغییرات نسنجیده و بدون کارشناسی ساختاری، تخریب و تحقیر سازمان‌‏های ملی تولیدکننده نفت، تضعیف شدید توانمندی‌‏های ملی و وادادگی در مقابل شرکت‌‏های چندملیتی غربی را نام برد.

- با توجه به قراردادهایی نظیر دارخوین ، سروش و نوروز ، کرسنت، درود و آزادگان سوالی مطرح است که آیا نفت در دوره اصلاحات در خدمت مردم بود یا در خدمت منافع شرکت های خارجی؟!
آیا اینگونه اقدامات و قراردادهایی نظیر ” کرسنت ” در زمان اصلاحات منجر به توسعه اقتصادی و سیاسی ملت ایران شدند؟!

- کسانیکه در همایش نفت و توسعه دغدغه سرنوشت نفت و دموکراسی را دارند باید توضیح دهند چرا قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری دارخوین را با شرکت “انی ” ایتالیا یک میلیارد دلار بستند و قرار داد ۵۰۰ میلیون دلاری سروش و نوروز را با ۵/۱ میلیارد دلار؟

- متاسفانه در ۸ سالی که وزارت نفت زیر نظر دولت خاتمی اداره می شد، مدیریت کلان این وزارتخانه بویژه شخص وزیر نفت با اعمال مدیریت آمرانه و ناکارآمد کردن کمیته‌‏های کارشناسی اعم از فنی، عملیاتی، مالی و نظارتی موجب تحمیل پروژه‌‏های سنگین ارزی و ریالی بدون پشتوانه فنی در کشور شدند که ضربات سهمگینی را به بخش بالادستی صنعت نفت وارد کرده که بخش عمده‌‏ای از آن براساس مدارک و اسناد موجود هم‌‏اکنون آشکار و قابل اثبات است و در یک کلام وزارت نفت در پایان دوره ۸ ساله اصلاحات در آستانه فروپاشی قرار داشت.

-  روش های پیشنهادی شرکت های سرمایه گذار نفتی باعث از دست رفتن حدود ۱۰میلیارد بشکه نفت از میدان های نفتی کشور شده است که با قیمت ۳۰دلار برای هر بشکه، نزدیک به ۳۰۰میلیارد دلار خسارت به مخازن نفتی وارد شده است!

- شاید تعجب آور باشد که علیرغم ایجاد بدهی های کلان برای کشور طی ۸ ساله اصلاحات ، اهداف تولید نفت و گاز در برنامه های دوم و سوم محقق نشد! نگاهی به ارقام تولید نفت ، گاز و پتروشیمی در سال ۸۳ گواه این مدعا است.

- در دوره اصلاحات حدود ۱۵۰ شرکت درون وزارت نفت ایجاد شد که منجر به افزایش نجومی هزینه ها و ناکارآمدی سیستم گردید. هم اکنون این تعداد شرکت ایجاد شده با صدها سمت زائد مدیریتی که بعضا“ بصورت موازی عمل می کنند بعنوان یک معضل برای وزارت نفت مطرح است.
آیا امروز که کارگزاران مجری سیاست های ۸ ساله دولت خاتمی خواستار آن هستند که نفت در خدمت مردم باشد ، توجیهی برای افزایش این دهها شرکت نفتی در بدنه وزارت نفت دارند؟ آیا با انتقال این شرکت ها از جنوب کشور به پایتخت چیزی عاید ایران شده است؟

- فروش نفت خام در بهترین حالت کمتر از یک سوم محصول فرآوری شده ارزش دارد و این اقداما خطا در اقتصاد کشور است.
متاسفانه کشور ما در این دوره ۸ ساله، همچنان تولید کننده و فروشنده مواد اولیه و وارد کننده محصولات کشورهای دیگر بود. در صورتی که می توانستیم با تکمیل چرخه تولید و فرآورش مواد هیدروکربوری مورد نیاز صنایع داخلی در کشور به صادر کننده محصولات با ارزش افزودة بالا تبدیل شویم .
عدم ساخت پالایشگاه برای تامین بنزین مورد نیاز به دلیل نداشتن برنامه ریزی مناسب موجب شد تا سالانه بیش از ۷-۶ میلیارد دلار برای واردات بنزین اختصاص یابد که خوشبختانه در دولت نهم با انجام سهمیه بندی و کنترل مصرف از افزایش این خسارت جلوگیری شد. (گفتنی است در سال ۷۶ یعنی سال آغاز دولت اصلاحات تنها ۲۰۰ میلیون دلار صرف واردات بنزین می شد).

- در دوران ۸ ساله تصدی کارگزاران در نفت تلاش زیادی برای ضعیف و عقب مانده نشان دادن دانش و تجارب کارشناسان کشور شد. با بزرگ نمایی مشکلات نفت و ناکارآمد جلوه دادن توانمندی های داخلی در آن مدت موجب استقراض ۷۰ میلیارد دلاری کشور شدند.
خوشبختانه امروز با درایت دولت نهم و همکاری مجلس هشتم و تلاش مدیران و کارکنان صنعت نفت افق های روشنی در مقابل این صنعت استراتژیک قرار دارد که تبدیل کشور به صادر کننده فرآورده های نفتی با احداث ۷ پالایشگاه جدید از جمله این دستاوردهای با برکت است.

- زد و بند با شرکت نفتی نروژی یا هلندی-انگلیسی به قیمت چند میلیون دلار رشوه ازجمله قراردادهای بیع متقابل.

-  فروش گاز ایران برای مدت 20 سال به قیمت 5/17دلار (14برابر زیر قیمت جهانی) به طرف اماراتی با رشوه های کلان برای دلالان دولتی و... .

- آقای عباسعلی نورا نماینده مجلس در دروره ی پنجم : وقتی تحقیق و تفحص درباره ی قراردادهای نفتی را شروع کردیم یکی از دوستان من در سازمان بازرسی (کل کشور) به من دلسوزانه گفت فلانی سراغ این قبیل پرونده ها نرو!! پورسانت - رشوه و هدایایی که در این قبیل زد و بندها می دهند لااقل چند میلیون دلار است و با این مبالغ هنگفت هم میتونند پول بدهند اوباش تو بستگانت را زیر چرخهای اتوموبیل ببرند و هم اینکه آدمها و روزنامه ها و گروههایی را بخرند! تو را ترور شخصیت کرده و از حیز انتفاع ساقط کنند.

- ارائه ی طرح لوایح دوقلو به مجلس برای اولا افزایش اختیارات رئیس جمهوری و دوم حذف نظارت استصوابی !! توسط مثلا محمد خاتمی بر خلاف قانون اساسی.

- حیف و میل ۷/۱ میلیارد تومان در موضوع افتتاح فرودگاه امام خمینی(ره) در وزارت راه دولت اصلاحات و نهایتا استیضاح وزیر مربوطه در اثر کم یا بی کفایتی در رخ دادن حادثه ی نیشابور و عزل او .
سپس در اقدامی شگفت آور خاتمی اقدام به تغییر سمت آقای خرم و تبدیل او به مشاور ریاست جمهور بعد از عزلش کرد!

- تعلیق سه ساله ی مراکز غنی سازی اورانیوم و پلمپ نیروگاههای نطنز و بوشهر سرافکندگی ملی و دولت در اثر وادادگی در برابر دول غربی در مذاکرات فرسایشی و زمان کش در مضوعات متفاوت از جمله مسئله ی هسته ای !! حقوق بشر و دموکراسی .

- عدم شجاعت و درایت کافی در تحویل گرفتن هواپیمای سفارشی و اسرافی دولت برای هیئت وزیران به قیمت 60 میلیون دلار در سفارش به فرانسه که طرف قرار داد از تحویل امتناع می کرد و سرانجام اقدام سریع و به دور از انفعال دولت احمدی نژاد در شکایت از فرانسه و تحویل گرفتن هواپیما و فروش آن .

- دادن مجوز چاپ کتابهای الحادی و مروج فساد ارتباطهای نامشروع و چاپ شدن آنها در درصد های قابل توجه توسط وزارت فرهنگ دولت اصلاحات به علاوه ی اکران فیلمهای تاسف بار مروج بی تقیدی و آزادی خواهی در روابط اجتماعی بی هیچ منع قانونی و سیاه نمایی وضعیت زندگی در ایران و ضربه به دین اعتقادات دینی و افراد با ظاهر مذهبی در سیمناها و فیلمهای منتشره ی دولت توسعه ی مدنی.

-  بروز تخلفات حجیم انتخاباتی در اثر کوتاهی ها در وزارت کشور به طوری که در یکی از حوزه های انتخابی کشور 30 هزار جلد شناسنامه ی تقلبی یافت شد!

-  در نهایت تعجب شاهد کم شدن بودجه ی وزارت دفاع در اوج تهدیدات داخلی و خارجی اوزیسیون و دولتهای غربی بودیم .

- در سمت معاونت پارلمانی از آقای محمد علی ابطحی استفاده شد. این شخص با لباس روحانیت که معمم به عمامه ی مشکیست کمترین هنر نمایی را در انجام وظایفش در کسوت معاونت پارلمانی رئیس جمهوری دارد ، برخی اوقات به عکس گرفتن با گوشی همراهش مشغول بود. گاهی اوقات به اظهار نظرهای دور از انتظار میپرداخت، بطوری که بعد گذشت چند سال از پایان عمر سیاسیش در دولت، اظهاراتی شاید بتوان گفت کوته فکرانه را از او شاهد هستیم . از جمله در مصاحبه ای که با سی ان ان داشت گفته بود : برنامه ی اصلاح طلبان پایان دادن به 3دهه خصومت بین واشنگتن و تهران است. در ادامه اظهار داشته که روی کار آمدن اوباما در آمریکا یک فرصت است، ایران از این فرصت باید برای تغییر استفاده کند طوری تبدیل به یک تهدید جدی نشود. ( او شاید توان توضیحی قانع کننده را ندارد که چرا اینگونه و تاسف انگیز از توجه به اعتقادی و دینی بودن عمق اختلافات ما با امریکا از مستکبرانه بودن و با نگاه آقا بودن بر دیگر ملل که ماهیت رفتاری قطب سرمایه داری غرب است که اسیر بحرانی خودساخته و ناخواسته شده است.)

- آقای خاتمی از عناصر بی تقید و نامتعهد در زمره ی برخی مسئولین دولتش و جریان دوم خرداد در رنج و تحت فشار بود، حتی تا بعد از گذشت تقریبا 4 سال از دوران ریاست جمهوریش شاهد گوشه ای از جریانات ابراز شده ی او هستیم .
اما بنقل از محمد مهدی امامی رئیس ستادمردمی انتخابات آقای هاشمی رفسنجانی ، آقای خاتمی در جایی گفته بود : عبدی و حجاریان بهترین مشاوران من هستند، زیرا هرچه میگویند بر عکس آن را عمل میکنم.  و در ادامه گفته است ضربه ای که این دو به من زدند هیچ کس نزد. (اینجا باز به نمونه ی دیگری از عدم تحکم کافی در آقای خاتمی و نداشتن دافعه ی لازم که ممکن است باعث بروز مشکلات در اداره ی بهتر مملکت و امنیت ملی شود میتوان اشاره نمود) .

- در مجموعه ی دولت توسعه ی سیاسی یا همان دوم خرداد امثال آقای رمضانزاده کم نبودند . این شخص که سخنگوی دولت وقت بود بعد از اتمام دوران یکه تازی در اقدامات ضد امنیتی در شهر های عمدتا سنی نشین از جمله در کردستان سعی در تحریک حس قومیت گرایی مردم و هراهی حداقل غیر مستقیم در شعارهای تجزیه طلبانه داشت.

- در سومین همایش موج سوم که توسط حامیان موسوی و خاتمی ترتیب داده شده بوده وقتی کلیپ ارتحال حضرت امام پخش میشه و خبر رحلت آن بزرگوار توسط گوینده خبر خونده میشه حاضرین در حضور خاتمی و میرحسین سوت و هورا میکشن و کف میزنن... این کلیپ مروری گذرا بر مبارزات تاریخی مردم ایران برای استقلال و آزادی بود .
آقای خاتمی که امتحان خودشان را قبلا به خوبی پس داده اند و انتظاری از ایشان نمیرود.
اما آیا ترک کردن جلسه ای که در آن به امام توهین میشود برای یاور امام(؟!) انتظار زیادی است ؟
+

- زمانی که دکتر احمدی نژاد دولت را از آقای خاتمی تحویل گرفت ، دولت 15میلیارد دلار بدهکاری داشت. اگر در دوران خاتمی در صندوق ذخیره ارزی پولی وجود داشت بدهکاری های آن نیز زیاد بود.
دولت نهم 70 میلیارد دلار را به کارهای عمرانی اختصاص داده و 30 میلیارد دلار دیگر را نیز به صورت وام در اختیار صنعتگران قرار داد که باید آن را بازگردانند.

- رشد هزینه های جاری یکی از شاخصهای مهم اقتصادی برای ارزیابی عملکرد دولتها در حجیم تر شدن است و در این خصوص دولت اصلاحات طی سالهای ۷۶ تا ۸۳ یکی از بدترین عملکردها را بین دولتها داشته است و دولتی که در سال ۷۶ توانسه بود تنها با ۴۴۰۰ میلیارد تومان دستگاه حجیم خود را بگرداند، در سال ۸۳ با ۴۰ هزار میلیارد تومان اداره شد و به این ترتیب دولت دوم خرداد دستگاه دولتی را به شدت به هزینه های جاری وابسته کرد.
بر اساس مستندات بانک مرکزی که توسط مقامات این بانک در دولت گذشته منتشر شده، هزینه های جاری دولت گذشته به طور متوسط هر سال دچار افزایش ۱۰۰ درصدی شده است و از ۴۴۰۰ میلیارد تومان در سال ۷۶ به ۳۹ هزار و ۴۷۰ میلیارد تومان در سال ۸۳ افزایش یافته است.
بنابراین گزارش، رکورد افزایش هزینه های جاری طی ۱۲ سال مورد بررسی در سال ۸۲ رقم خورد به گونه ای که هزینه جاری ۱۴ هزار و ۸۰۰ میلیارد تومانی دولت در سال ۸۱ به یکباره با ۹۹/۳ درصد افزایش به ۲۹ هزار و ۵۵۴ میلیارد تومان در سال ۸۲ رسیده است.
به گزراش فارس این در حالی است که دولت نهم علیرغم اینکه دستگاه دولتی به واسطه عملکرد چندین ساله دولتهای گذشته به هزینه های جاری وابسته شده بود و در سال ۸۴ رقم ۵۹ هزار و ۷۷۵ میلیارد تومان برای هزینه های جاری ثبت شد، توانست با مدیریت صحیح، هزینه های افسار گسیخته دستگاه دولتی را کنترل کند و در سال ۸۵ که در واقع اولین سال مدیریت کامل این دولت به واسطه تهیه اولین بودجه دولتی بود، هزینه های جاری را به ۴۱ هزار و ۵۷۸ میلیارد تومان در این سال کاهش دهد که تقریبا ” معادل هزینه های جاری سال ۸۳ است.
بر اساس مستندات بانک مرکزی، هزینه های جاری دولت در سال ۸۶ نیز کنترل شد و تنها با ۱/۳ درصد افزایش به ۴۲ هزار و ۱۳۳ میلیارد تومان رسید.
نکته اساسی اینکه، در سالهای ۸۵ و ۸۶ درآمد نفتی دولت نهم به شکل قابل توجهی افزایش یافت و دولت اگر می خواست روند رشد هزینه های جاری خود را مطابق دولت گذشته ادامه می داد، هزینه های جاری دولت از سالانه ۱۰۰ هزار میلیارد تومان نیز فراتر می رفت؛ ولی با سیاستهای کنترلی دولت و تاکید رئیس جمهوری بر صرفه جویی در هزینه های جاری این امر محقق نشد.
بر اساس این گزارش، در قانون بودجه سال ۸۷ کل کشور نیز مجلس ۶۲ هزار و ۱۱۶ هزار میلیارد تومان برای هزینه های جاری دولت مصوب کرد که طی ۹ ماهه سال ۸۷ حدود ۴۱ هزار میلیارد تومان از این مبلغ مصوب هزینه شد و پیش بینی می شود تا پایان سال ۸۷ مجموع هزینه های جاری دولت به حداکثر ۵۷ هزار میلیارد تومان برسد که با این حساب از رقم مصوب مجلس و همچنین میزان هزینه های جاری سال ۸۴ کمتر است.
این در حالی است که اگر هزینه های جاری دولت در سه ماهه آخر سال ۸۷ رقم ۱۸ هزار ملیارد تومان هم برآورد شود، هزینه های جاری دولت در این سال به رقم ۵۹ هزار میلیارد تومان سال ۸۴ می رسد و بنابراین رشد هزینه های جاری دولت در انتهای سال ۸۷ در مقایسه با آغاز به کار دولت نهم یعنی سال ۸۷ صفر می شود.

- دیوان محاسبات در گزارش تفریغ بودجه سال 1383 می‌گوید که 1029 دستگاه دولتی اصلاً جواب دیوان را هم نداده‌اند!!

- در سال 83 باید 34 میلیارد دلار از درآمدهای نفتی توسط شرکت ملی نفت ایران به خزانه واریز می‌شد که تنها 28 میلیارد دلار به خزانه واریز شده است و 6 میلیارد تخلف محسوب شده است و اگرچه این تخلف در واقع گردش در حسابهای مختلف وزارت نفت است و به مرور تصفیه می‌شود این تخلف در سال 86 به تدریج کاهش یافته و به 1 میلیارد دلار کاهش یافته است و 5 میلیارد دلار مستقیماً به خزانه‌ واریز شده است.

- در برنامه سوم توسعه قرار بود 56 میلیارد دلار از درآمدهای ارزی استفاده شود در حالی که در سال 1381، این رقم را به 77 میلیارد دلار تغییر دادند، چون دیدند اضافه برداشت کرده‌اند.

- دولت آقای خاتمی تا پایان برنامه سوم توسعه 121 میلیارد دلار هزینه کرد که بیش از دو برابر پیش‌بینی جدول اولیه برنامه سوم بود و جزئیات آن در نماگرهای بانک مرکزی وجود دارد.