میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ اینها سخنان احمدی‌نژاد نیست!

میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ اینها سخنان احمدی‌نژاد نیست!

میر حسین موسوی و سیری در تاریخ؛ شهید عبدالحمید دیالمه - بخش اول

 

به مناسبت فرا رسیدن ایام مبارک دهه فجر انقلاب اسلامی، سلسله مقالاتی را در سایت منتشر می‌کینم که با بررسی و پیگیری آن‌ها، انشاء الله شناختی نسبی، اما راه‌گشا، نسبت پیشینه‌ی فکری و اجرایی برخی افراد [میر حسین موسوی و...] و جریان‌های سیاسی همسو با آن‌ها ایجاد خواهد شد.
جریانی که نوع رویکرد و عمل‌کرد آن در زمان تبلیغات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس‌از انتخابات، نشان از برون‌ریزی همان زمینه‌های فکری و احتمالاً برنامه‌ریزی شده‌شان [به عنوان عوامل تحت کنترل یا نفوذی] است.
لازم به ذکر است برخی مطالب استفاده شده در این مقالات، پیش‌از این نیز در برخی رسانه‌ها منتشر شده است، اما سعی ما بر آن بوده که با جمع‌آوری، تلخیص یا اضافه نمودن بخش‌های جدیدی به آن‌ها، بتوانیم چکیده‌ای جامع را در اختیار علاقمندان قرار دهیم.

بهمن 1388 - بچه‌های قلم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نام: عبدالحمید دیالمه
سال تولد: 1333
تحصیلات: دکترای داروسازی
 محل خدمت: جوان ترین نماینده دوره اول مجلس و عضو حزب جمهوری اسلامی
تاریخ و محل شهادت: 7/4/1360 در انفجار تالار اجتماعات حزب جمهوری

دیالمه دارای مدرک دکترای داروسازی بود اما در عین حال، تحصیلات حوزوی نیز داشت و سابقه شاگردی شهید آیت الله مطهری، آیت الله مکارم شیرازی و آیت الله سبحانی نیز از افتخاراتش بود.

او چنان مورد علاقه شهید مطهری بود که برای او دروس خاصی در نظر گرفته بوده و به نقل از پدر شهید دیالمه، شخص شهید مطهری در بعضی از شب‌ها، جهت برقراری کلاس خصوصی، به دنبال این شهید تیزبین می‌رفته است.

تیزبینی سیاسی این شهید باعث شد، وی به همراه دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی، شهید حسن آیت، در مورد بنی صدر از همان ابتدای انقلاب مسائلی را مطرح سازد که در صورت جدی گرفته شدن آن، شاید سرنوشت انقلاب تغییر می‌کرد.

متأسفانه مباحث او در مورد بنی صدر، حتی مورد انتقاد دوستانش قرار گرفت. مباحثی که البته چندی بعد صحت آن بر همگان آشکار گردید.

برای شهید دیالمه مبانی اعتقادی از هرچیزی مهمتر بود. تفاوت او با دیگران این بود که میزان سنجش افراد برای دیالمه فقط در داشتن سابقه مبارزاتی و عضویت در گروه‌های خط امامی از جمله حزب جمهوری اسلامی خلاصه نمی‌شد.

این شد که وقتی میر حسین موسوی به عنوان سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی فعالیت می‌کرد، ردپای انحراف را تشخیص داد و به طور رسمی و بدون تعارفات سیاسی و مصلحت اندیشی غیر شرعی، انتقاد نموده و بارها به حضور این افراد در حزب اعتراض نمود.

او برای همه مخالفت‌هایش استدلال‌های منطقی و مستند داشت.

سخنرانی شفاف و تاریخی این انقلابی راستین، یک هفته قبل از شهادتش، روشنگر تاریک‌خانه‌هایی از انقلاب اسلامی مظلوم است اما با این وجود، صدای او و همفکرانش مانند شهید آیت در مورد افراد و جریان‌های لانه کرده در حزب به جایی نمی‌رسید و در هیاهوی روزمرگی‌ها و غفلت‌های دوستان و توطئه‌های دشمنان و مزدورانشان گم گشت.

وی در رابطه با روشن‌گری‌هایش، کیفی پر از اسناد علیه یکی از اعضای حزب به همراه داشت تا آنها را به شهید بهشتی ارائه و ایشان را در مورد مسائلی قانع نماید.
همان شب یعنی هفتم تیر سال 1360 تالار اجتماعات حزب جمهوری منفجر می‌شود و آن کیف هیچ‌گاه به دست نمی‌آید.

نکته جالب این است که شهید دیالمه، به شهادت مرحوم فردوسی پور، حتی در زیر آوار نیز زنده بوده است و عکس‌های موجود از شهادت ایشان نیز دلیلی بر این است که آتش به آن محدوده نرسیده، تا بنا را بر سوختن کیف بگذاریم.
ظاهرا اراده خداوند حکیم بر این بوده تا برای رسوایی بعضی افراد سرنوشت دیگری رقم زند.

 بخش دوم

این‌ها سخنان احمدی نژاد نیست.
این سخنان از سوی مخالفان سیاسی آقای موسوی و زهره کاظمی (زهرا رهنورد) پس از خروجشان بر حاکمیت نیست.
این سخنان از کسانی نیست که امروز و پس از نفی جمهوریت و رأی مردم و چندی بعد، نفی اسلامیت و ولایت فقیه از سوی موسوی و پیاده نظامش از خواب بیدار شده اند.
این سخنان، در سال 1388 از دهان خارج نشده است!

این‌ها، سخنان یکی از اعضای حزب جمهوری اسلامی است که به همراه همفکرانش و به رهبری انقلابی نستوه، شهید حسن آیت، دبیر سیاسی حزب، انحراف را دراقلیتی از حزب دیدند و بیان کردند و هنگامی که موسوی شروع به سیر سریع و مشکوک پله های ترقی در نظام جمهوری اسلامی کرد، در برابر این جریان ایستادند و آنها بهای این ایستادگی را با شهادت خود و دوستانشان پرداختند.

اینها قسمتی از سخنرانی شهید عبدالحمید دیالمه است، یک هفته قبل ازانفجار هفتم تیر که به شهادت او و عمده همفکرانش در حزب جمهوری منجر شد.

 

/ 0 نظر / 11 بازدید