با خدا زندگی کنیم ؟ یا بی خدا زنده باشیم؟

با خدا زندگی کنیم ؟ یا بی خدا  زنده باشیم؟

چند وقت پیش وب گردی میکردم ، سوالی دیدم که تعربف یه واژه رو خاسته بود . منم اینجوری جواب دادم و نوشتم که شما هم لطف کنین نظر بدین.

برا تعریف شاخه ها و فرعیات ، اول بایس اصل و ریشه رو قشنگ بشناسیم.چرا؟

چون جواب دادن به بیشتر سؤالات - پیش نیازها و مقدمه هایی میخاد.

بسیج و بسیجی و بچه مسجدی و کلا احکام و نماز و روزه و ارتباط با  نامحرم و .... همه اینا شاخه هستند. باید رفت دنبال ریشه. دنبال مبدء اصلی همه این بکن نکن ها.

بایس رفت سراغ صاحبش.

آره !!! یعنی رفت سراغ خود خود خود خدا.

چون بقیه تعاریف و تصمیم ها روی این اصل و روی شناخت و قبول کردن با نکردن خدا ، بسته میشه.

 

برا همین داستا یوفسکی می گه:

" اگر خدا نباشد همه چیز مباح می‌شود "

یعنی چی؟ یعنی اگه بتونی خدا رو حذفش کنی هر کاری آزاده. وهیش کی دیگه نمی تونه بهت گیر بده.

راستش من نوجوون که بودم ،  نشستم - هر کاری کردم ،  نتونستم خدا رو از معادلات زندگیم حذفش کنم. یعنی دیدم اصلا بی خدا  نمی شه. راستش هیش کاری بی خدا حال نمیداد. حتی .........

برا همین ما بایس بشینیم اول تکلیف خودمون رو با خدا روشن کنیم.تا حدودی بشناسیمش. کمی از قدرت و هدف خلقتش رو بررسی کنیم. این شناخت و بررسی -  پیش نیاز و مقدمه پاسخ به سؤالات بعدی هستش. بعد اینا نوبت به تعاریف شاخه ها و بقیه میرسه.

وقتی آدم سنش زیاد نیست و به قولی همه پل های پشت سر رو خراب نکرده ، خصوصا توی دوران نوجوانی و جوانی ،وقتی از حقایق فطرت چیزی می شنوه ، خوشش میاد ؛ ولی همیشه این طوری نمی مونه که حرفای عالی به نظر آدم خوب بیاد.  بایس مواظب بود و از مشاورهای توانا و امانت دار  بیشتر استفاده کرد. وگرنه یواش یواش زیبایی حرفای خوب می پره و............

 فطرت حقیقت جویی جوون زنگ میزنه و انسان آروم آروم لَنگ می زنه

و اون موقع وقتی گوشیه زنگ میزنه و یکی حرفای  قشنگ !!! میزنه ،

دل صاحب مرده هم تنگ میزنه

وشیطونه چنگ میزنه

و فلشه ،  فشنگ میزنه و بقیه ماجرا..........

خلاصش اینکه برا فهمیدن مفاهیم و کلا برای انتخاب مسیر زندگی ، بایس رفت سراغ جواب سؤالهای اساسی ، که میاد سراغ آدم. و اگه به دنبال جوابشون باشیم دریچه های خوبی برامون باز میکنه که هم دنیا رو داشته باشیم و هم لذت  اون وَر رو.

الکسیس کارل دارندة جایزة نوبل در مورد اون سؤال ها می‌گوید *:

" معنای زندگی چیست؟ ما چرا در اینجا هستیم؟ از کجا آمده‌ایم؟ در کجا هستیم؟ معنای مرگ چیست؟ کجا داریم می‌رویم؟ "

مولوی  خودمون هم ، همینا رو یه جور دیگه فرموده: 

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود؟

به کجا میروم آخر؟ ننمایی وطنم

 

همچنین ژال فوراستیه با انتقاد از نگرش غرب به انسان شناسی می‌گوید *:

 

غرب کلید اصلی را گم کرده و برای باز کردن قفل این مسائل - کلیدی را که به این قفل نمی‌خورد  ، مطرح می‌‌سازد و به کار می‌برد. پاسخ این پرسش‌های انسان کیست؟ زندگی چیست؟ ... را نه علم می‌دهد و نه فلسفه، بلکه دین می‌دهد.»

ماکس پلانگ که به عنوان فیزیکدان معروف است بعد از سالها کلنجار رفتن با علوم مادی می‌گوید *:

: «مذهب رشته پیوند انسان و خدا است ... این امر برای او یگانه راه احساس خوشبختی در پناه از تهدیدهایی است که بر زندگی او بال گسترده‌اند. تنها راه، یافتن مصفاترین خوشبختی، یعنی آرامش روح است که فرمان‌برداری از خدا و توکل به قدرت بی‌ چون او ارزانی می‌دارد و بس» 

ویل دورانت می‌گوید **: 

" ایمان؛ به معنای باور خدای یگانه و قادر مطلق ، تنها داروی شفابخش دردهای بشر سرگردان امروزی است زیرا که اعتقاد به حقیقت، نیاز ضروری انسان در تمام مراحل و ادوار زندگی است. حتی نیاز به دلیل و برهان هم ندارد چرا که جهانیان از مکاتب و قوانین ساخته خود ناامید شده و احساس نیاز به نیروی ماورای نیروهای مادی می‌کنند که این قضیه با فروپاشی شوروی سابق ثابت شده است. بنابراین اگر انسان بخواهد به آرامش روحی برسد، باید با برنامه منظم و در کنار فعالیتهای روزانه و مادی خود، به پرورش ایمان در قلب خود بپردازد و وقتی را مخصوص ارتباط خود با خدا قرار دهد و قلب خود را با نور ایمان به خدا تقویت نماید."

 

خلاصه اش اینکه به نظر میاد ما بایس قبل هر کاری و اعلام موضعی بشینیم و تکلیف خودمون رو با خودمون روشن بکنیم. ببینیم میخواهیم چه جور زندگی داشته باشیم؟ تا تصمیمات بعدی رو روی این اصل بگیریم.

زندگی با دین و ایمان و یا زندگی بدون اعتقاد و باورها؟

 

زندگی باخدا یا زنده بودن بی خدا ؟؟ 

 

البته اینی که همه میگن زندگی با خدا رو انتخاب میکنیم در گفتن آسونه ها !!! ولی در عمل هزینه داره. چون تازه اول راه شروع میشه. اون موقع باید بریم دنبالش که خدا از ما چی میخاد؟ برا چی ما رو آورده اینجا؟ و چی کارا بایس بکنیم؟ و چی کارا نبایس بکنیم؟ با کی باشیم ؟ با کی نباشیم و خیلی چیزای دیگه.

پس دوباره بهتر اندیشه کنیم و انتخاب نماییم:

 

 با خدا زندگی کنیم ؟ یا بی خدا زنده باشیم؟

منبع : سایت بلوغ راهی به سوی آسمان

روش کنترل شهوت و مسائل جنسی

 

/ 3 نظر / 11 بازدید
مصطفی نمازیان

بنام خدا. با مطلبی تحت عنوان" نامه واقعی فرزند سیدحسن مصطفوی" به روزم. لطفا لینک شود.patriot2.blogfa.com

محمود مجلسي

سلام به روزم[گل] منتظر نظراتتون هستم.موفق باشيد[گل][بدرود]

شهرزاد رحيم نژاد

http://mybloggers.mihanblog.com/ it is my new blog i`m waiting for you